۲۰ دلیل مرگ اقتصاد آمریکا و عدم خروج آن از بحران



20 دلیل مرگ اقتصاد آمریکا و عدم خروج آن از بحران
۲۰ دلیل مرگ اقتصاد آمریکا و عدم خروج آن از بحران

نویسنده:زهرا رحیمی

با وجود اینکه سیستم مالی ایالات متحده در اواخر سال ۲۰۰۸ سقوطی کلی را تجربه کرد، واقعیت این است که اکثر مردم آمریکا هیچ آگاهی درمورد آنچه که در اقتصاد این کشور اتفاق می افتد ندارند.
اکثر مردم ایالات متحده گمان می کنند که این کشور از رکود اقتصادی کوتاه مدتی که گریبانشان را گرفته بود خارج شده اند و به زودی شاهد رشد اقتصادی و موفقیت کشورشان خواهند بود.
اما اساساً چنین نیست، واقعیت این است که آمریکا درحال ورود به سیاه چال اقتصادی است که دیگر به طور کامل از آن خارج نخواهد شد.
مشکل اصلی بدهی این کشور است؛ دولت ایالات متحده ،‌ فرمانداری های ایالات ، شرکت های آمریکا و مصرف کنندگان آمریکایی در مجموع بزرگترین کوه بدهی تاریخ جهان را انباشته اند. رشد و موفقیت چشمگیر این کشور طی چند دهه اخیر مرهون بدهی عظیم این کشور بوده است ، اما امروز روز حسابرسی است و این امر دردآور است.

۲۰ نکته زیر بیان کننده دلایل این پرسش اند که چرا اقتصاد ایالات متحده در حال ویرانی است و روندی رو به بهبود ندارد.

۱) آیا موج عظیم وام های رهنی بی پشتوانه که در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ بازپرداخت شان به تاخیر افتاد و بزرگترین بحران مالی پس از رکود اقتصادی دهه سی را به بار آوردند را به خاطر دارید؟ حال موج دوم عدم پرداخت وام ها در راه است و هیچ راهی برای اجتناب از آن وجود ندارد. کوه بزرگی از اعطای وام ها در آغاز سال ۲۰۱۰ راه اندازی شد و بار دیگر زمان بازپرداخت وام ها فرا می رسد و بار دیگر با میلیون ها نفر که قادر به پرداخت بدهی های خود نیستند مواجه خواهیم شد.
۲) اداره تامین مسکن فدرال اعلام کرده است که قصد دارد میزان پیش پرداخت دریافت کنندگان وام را افزایش دهد. این اداره در حال حاضر حدود ۳۰ درصد از کل وام های جدید مسکن و حدود ۲۰ درصد از کل وام های سرمایه گذاری تازه در بخش مسکن را مورد حمایت قرار می دهد. استانداردهای محدودتر به این معنی است که افراد کمتری واجد شرایط دریافت وام خواهند بود و کاهش تعداد دریافت کنندگان وام به معنی کاهش تعداد خریداران مسکن خواهد بود و در نهایت کاهش تعداد خریداران بدین معنی است که قیمت ها در بخش مسکن بیش از این کاهش خواهند یافت. ۳) یافتن شغل در ایالات متحده تبدیل به امری بسیار دشوار شده است. آمار نشان می دهد طی حدود ۲۷ هفته تا ماه دسامبر سال ۲۰۰۹ شمار کارکنان آمریکا که بیکار شدند به ۶۱۳۰۰۰۰ نفر رسید. این رقم بیشترین میزان بیکاری را از زمانیکه ایالات متحده حساب آمار این کشور را از سال ۱۹۴۸ در دست داشته نشان می دهد. در واقع این رقم حدود دو برابر تعداد ۲۶۱۲۰۰۰ کارکنان آمریکایی است که طی زمان مشابه تا دسامبر سال ۲۰۰۸ بیکار شدند. واقعیت این است که زمانیکه مردم آمریکا شغل خود را از دست می دهند به ندرت موفق به یافتن شغلی جدید می شوند.
۴) همچنین بر اساس برآوردهای انجام شده، در ماه دسامبر ۹۲۹ هزار کارگر “ناامید” وجود داشتند که این افراد به عنوان نیروی کار شمارش نمی شوند چراکه دیگر به دنبال کار نمی گردند و این رقم از سال ۱۹۴۹ که دولت آمریکا شروع به شمارش این افراد کرد بیشترین تعداد کارگران ناامید را نشان می دهد. در حال حاضر تعداد بی شماری از مردم آمریکا دست از یافتن شغل برداشته و بطور دائمی بیکار شده اند.
۵) برخی نواحی ایالات متحده در حال حاضر به واقع در رکود به سر می برند؛ بر اساس برآوردهای شهردار دیترویت میزان واقعی بیکاری دراین شهر حدود ۵۰ درصد است.
۶) طی چند دهه اخیر رهبران واشنگتن تمام تلاش خود برای ایجاد “اقتصاد جهانی” را به کار گرفته اند و از فواید آن سخن ها گفته اند اما جنبه منفی این امر بررسی نشده است. در حال حاضر کارگران ایالات متحده مجبور هستند با کارگران تمام جهان رقابت کنند و شرکت های حریص این اجازه را دارند که ارزان ترین نیروی کار در دسترس را از هر نقطه دنیا جذب کنند. بسیاری از فرصت های شغلی به خارج از ایالات متحده منتقل شده اند و آلن اس بلیندر ، اقتصاددان دانشگاه پرینستون پیش بینی می کند که طی دو دهه آینده ۲۲ تا ۲۹ درصد از کل مشاغل حال حاضر ایالات متحده برون مرزی خواهند شد. زمانی که کارگران این کشور را ترک کنند رویاهای آمریکا از دست رفته اند و دیگر بازنخواهند گشت.
۷) در طول رکود اقتصادی سال ۲۰۰۱، اقتصاد ایالات متحده ۲ درصد از مشاغل خود را از دست داد و چهار سال صرف بازسازی این شرایط شد. طی رکود اقتصادی جاری بیش از ۵ درصد مشاغل آمریکا از دست رفته اند و این میزان همچنان رو به افزایش است.
۸) مسئله بیکاری فشار شدیدی را به بودجه بیکاری ایالات وارد می آورد. در این مورد، صندوق بیمه بیکاری ۲۵ ایالت با ورشکستگی روبرو شده اند و وزارت کار آمریکا پیش بینی کرده است که صندوق بیمه بیکاری ۱۵ ایالت دیگر طی دو سال آینده بی پول خواهند شد و برای ادامه کار خود به دریافت وام های هنگفتی از دولت فدرال نیاز خواهند داشت.
۹) در حال حاضر بیش از ۳۷ میلیون از مردم آمریکا بن غذا دریافت می کنند و این برنامه با سرعت روزانه ۲۰ هزار نفر رو به افزایش است.
۱۰) تعداد آمریکایی هایی که در حال بی پول شدن هستند حیرت آور است. در سال ۲۰۰۹، ۴۱/۱ میلیون نفر از مردم آمریکا ورشکستگی خصوصی خود را به ثبت رساندند که این میزان افزایشی ۳۲ درصدی را نسبت به سال ۲۰۰۸ نشان می دهد.
۱۱) طی چند دهه اخیر این واقعیت که دلار آمریکا ارز اندوخته جهان بوده است به سیستم مالی ایالات متحده درجه ای غیرمعمول از ثبات را بخشیده بود اما همه چیز درحال تغییر است. کشورهای خارجی به طور فزاینده ای از خرید دلار دور شده و به دیگر ارزهای معتبر روی آورده اند. برای مثال، بانک مرکزی روسیه برای ایجاد تنوع در ذخایر ارزی خود به خرید دلار کانادا روی آورد.
۱۲) رکود اقتصادی اخیر باعث ورشکستگی کامل برخی مناطق شده است. برای مثال، چفرسون کانتی در ایالت آلاباما در آستانه چنان ورشکستگی قرار دارد که در تاریخ دولت ایالات متحده بی سابقه بوده است.
۱۳) ایالات متحده در حال روبرویی با بحران حقوق بازنشستگی است که حجمی بی سابقه دارد. در واقع تمام صندوق های حقوق بازنشستگی در ایالات متحده، چه خصوصی و چه عمومی، با دامنه وسیعی از کمبود بودجه مواجه شده‌اند. زمان بازنشسته شدن میلیون ها نفر از افرادی که طی دهه بعد از جنگ جهانی دوم در دوران افزایش زاد و ولد به دنیا آمدند فرا رسیده است اما هیچ راهی برای انجام تعهدات در قبال این افراد وجود ندارد. اخیراً دو تن از اساتید دانشگاه های آمریکا میزان حقوق بازنشستگی که هنوز به بازنشستگان ۵۰ ایالت این کشور پرداخت نشده را محاسبه کرده و به رقم ۲/۳ تریلیون دلار رسیدند.
۱۴) مخارج بخش تامین اجتماعی و مراقبت های پزشکی از کنترل خارج شده اند و بار دیگر در مواجه با میلیون ها نفر از بازنشستگان دوران افزایش زاد و ولد در دهه ۵۰، هیچ راهی برای پرداخت بدهی این بازنشستگان وجود ندارد.
۱۵) با وجود این مشکلات آیا دولت ایالات متحده راه نجاتی خواهد یافت؟ مجموع بدهی فدرال از سال ۲۰۰۶، تا ۵۰ درصد افزایش داشته است.
۱۶) حال این سوال مطرح می شود که آیا دولت ایالات متحده درسی از اشتباهات خود گرفته است؟ پاسخ منفی است. در حقیقت نمایندگان دموکرات آمریکا چندی پیش پیشنهاد کسب مجوز برای دریافت وامی ۲ تریلیون دلاری را مطرح کردند که این امرباعث افزایش بدهی دولت آمریکا تا تقریباً ۳/۱۴ تریلیون دلار خواهد شد.
۱۷) حال که دریافت مالیات ها موفقیت آمیز نبوده است دولت آمریکا برای پرداخت مخارج با مشکلات بیشتری روبرو است. لازم به ذکر است که میزان مالیات بر درآمد شرکت های بزرگ در سال مالی ۲۰۰۹ که سی ام سپتامبر به پایان رسید ۵۵ درصد کاهش داشت.
۱۸) بنابراین دولت آمریکا پول لازم را از چه منبعی تهیه خواهد کرد؟ به طور قطع از بانک فدرال. بانک فدرال حدود ۸۰ درصد از اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده که در سال ۲۰۰۹ صادر شدند را خریداری کرد و این بدان معناست که دولت آمریکا در حال حاضر از طریق ترفند پونزی (در این ترفند به سرمایه‌گذاران سودهایی برگردانده می‌شود که از بهره‌های متعارف به‌طرزی غیر عادی بالاترند. البته این سود از پول سرمایه‌گذاران بعدی تأمین می‌شود و شرکت یا فرد دریافت‌کنندهٔ سرمایه نیازی به انجام کار اقتصادی با پول دریافتی ندارد) تامین می شود.
۱۹) افزایش میزان عرضه پول توسط دولت ایالات متحده و بانک فدرال منجر به تخریب دلار آمریکا و بهای باقیمانده مجموع ارزش خالص کل مردم آمریکا خواهد شد. هرچه عرضه دلار بیشتر شود، ارزش هر یک دلار کاهش می یابد و در واقع تورم مانند مالیات غیرمستقیم بر هر دلاری است که در دست مردم آمریکاست. زمانی که مسولان اقتصاد را غرق پول کنند، ارزش پولی که در حساب بانکی مردم است کاهش خواهد یافت.
۲۰) زمانی که کشوری دچار فساد می شود، هیچ راهی برای درمان آن در دراز مدت وجود ندارد. در واقع آمریکا کشوری است که به دلیل فساد و تبهکاری به تدریج درحال سقوط از اوج به زیر است. با وجود این تغییرات اساسی، حتی کامل ترین سیاست های اقتصادی جهان کمکی به این کشور نخواهد کرد و سرانجام هرآنچه را که کاشته باشید برداشت می کنید. روز حسابرسی وضعیت اقتصادی ایالات متحده فرا رسیده است و نتایج، خوشایند نخواهند بود.
منبع:اندیشکده روابط بین الملل
ج/



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.