مروری‌ بر تاریخ‌ رابطه‌ آمریکا با جهان‌ اسلام



مروری‌ بر تاریخ‌ رابطه‌ آمریکا با جهان‌ اسلام
مروری‌ بر تاریخ‌ رابطه‌ آمریکا با جهان‌ اسلام

نویسنده:حسن دادگر

دیدگاه‌ آمریکا درباره‌ جهان‌ اسلام‌، دیدگاه‌ ویژه‌ای‌ بوده‌ و می‌باشد و در این‌ مقاله به ‌طور جداگانه‌ به‌ بررسی‌ نوع‌ و چگونگی‌ رابطه‌ آمریکا با کشورهای ‌اسلامی‌ می‌پردازیم‌-هر چند که‌ در مقاله‌ قبلی‌ رابطه‌ آمریکا با کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ و جهان‌ سوم‌ بیان‌ شد و کشورهای‌ اسلامی‌ نیز به‌ نحوی‌ جزء این ‌دسته‌ از تقسیم بندی‌های‌ جهان‌ قرار دارند، لکن‌ در این‌ مطلب‌ به‌ اهمیت ‌کشورهای‌ اسلامی‌ و بررسی‌ زوایای‌ دیگری‌ از جهان‌ اسلام‌ می‌پردازیم‌ که‌ باعث‌ توجه‌ خاص‌ به‌ منطقه‌ خاورمیانه‌ و کشورهای‌ اسلامی‌ شده‌ است‌-در اینجا موضوعات‌ زیر را مورد توجه‌ قرار می‌دهیم‌:
1- اهمیت‌ خاورمیانه‌ و جهان‌ اسلام‌ برای‌ آمریکا.
۲- هدف‌ آمریکا از نفوذ در خاورمیانه‌ و کشورهای‌ اسلامی‌.
3- نکته‌ پایانی‌: رهایی‌ جهان‌ اسلام‌ از سیطره‌ و نفوذ آمریکا.

اهمیت‌ خاورمیانه‌ و جهان‌ اسلام‌ برای‌ آمریکا

منطقه‌ خاورمیانه‌ از چند جهت‌ دارای‌ اهمیت‌ است‌ که‌ باعث‌ شده‌ تا در طول‌ دهه‌های‌ گذشته‌ مورد توجه‌ باشد و آن‌ها عبارتند از:
۱- مرکزیت‌ دنیای‌ اسلام‌: مقدس ترین‌ اماکن‌ اسلامی‌، قبله گاه‌ مسلمانان‌ جهان ‌و عالی‌ترین‌ مراکز آموزش‌ اسلامی‌، به‌ همراه‌ جمعیت‌ مسلمان‌ کشورها در این‌ ناحیه‌ قرار دارد به ‌علاوه‌، خاورمیانه‌ موطن‌ اصلی‌ دو دین‌ بزرگ‌ یعنی‌ یهود و مسیحیت‌ می‌باشد.
۲- اهمیت‌ نظامی‌ و استراتژیکی‌: منطقه‌ خاورمیانه‌ از دیرباز در صحنه‌ جهانی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار بوده‌ است‌-این‌ منطقه‌ بر سر راه‌ اتصال‌ سه‌ قاره‌ آسیا، اروپا و آفریقا قرار دارد و همین‌ امر باعث‌ اهمیت‌ زیاد سیاسی‌ ـ نظامی‌ این‌ منطقه‌ است‌.
3- اهمیت‌ اقتصادی‌: منطقه‌ خاورمیانه‌ از دو جنبه‌ دارای‌ اهمیت‌ اقتصادی‌ می‌باشد؛
أ‌- از نظر صادرات‌ نفت‌: اکثر کشورهای‌ خاورمیانه‌ نفت خیز بوده‌ و صادرکننده‌ این‌ ماده‌ خام‌ می‌باشند و از سوی‌ دیگر کشورهای‌ صنعتی‌ و پیشرفته‌ نیز غالباً نیازمند این‌ ماده‌ حیاتی‌ برای‌ منابع‌ خود هستند.
ب‌- از نظر بازار واردات‌: در آمدی‌ که‌ از راه‌ صادرات‌ نفت‌ به‌ کشورهای ‌خاورمیانه‌ می‌رسد اغلب‌ به‌ کشورهای‌ صنعتی‌ باز می‌گردد به‌ عبارت‌ دیگر، اکثر کشورهای‌ این‌ منطقه‌ مشتریان‌ مطمئن‌ و بازارهای‌ خوبی‌ برای‌ کشورهای ‌صنعتی‌ می‌باشند.
بنابراین‌، باید گفت‌ که‌ جدا از اهمیت‌ ژئوپلتیک‌ (جغرافیای‌ سیاسی‌) منطقه‌ خاورمیانه‌، وجود بیش‌ از ۷۰ درصد ذخائر نفتی‌ و بیش‌ از ۲۵ درصد ذخایر جهانی‌ گاز طبیعی‌، خاورمیانه‌ را به ‌طور عام‌ و خلیج‌ فارس‌ را به ‌طور خاص‌، تبدیل‌ به‌ مرکز ثقل‌ رقابت‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ صنعتی‌ جهان‌ نموده ‌است‌ از طرفی‌، تمام‌ شواهد دلالت‌ بر این‌ دارد که‌ آمریکا بزرگ‌ترین‌ و ثروتمندترین‌ قدرت‌ خارجی‌ حاضر در این‌ منطقه‌ از جهان‌ است‌ و این‌ در شرایطی‌ است‌ که‌ تقریباً تمامی‌ قدرت‌های‌ صنعتی‌ جهان‌ در بازی‌ پیچیده‌ رقابت‌های‌ جهانی‌، نیاز به‌ حضور و داشتن‌ نفوذ در این‌ منطقه‌ حساس‌ جهان‌ را احساس‌ می‌کنند؛ به عبارت‌ دیگر: می‌توان‌ انتظار داشت‌ که‌ ترکیب‌ قدرت‌ در منطقه‌ خاورمیانه‌، آیینه‌ ترکیب‌ قدرت‌ جهانی‌ در نظم‌ نوین‌ جهانی‌ خواهد بود.
در دیپلماسی‌ روابط‌ خارجی‌ و رابطه‌ بین‌ کشورهای‌ خاورمیانه‌ با آمریکا، بین‌ سران‌ آمریکا اصلی‌ بنام‌ اصل‌ کارتر وجود دارد که‌ آشکارا به‌ تمایل‌ آمریکا به‌ سلطه‌ بر این‌ منطقه‌ اذعان‌ دارد و آن‌ این‌ است‌ که‌:
هر تلاشی‌ از سوی‌ هر قدرت‌ خارجی‌ برای‌ کسب‌ سلطه‌ بر منطقه‌ خاورمیانه ‌صورت‌ گیرد، تجاوز به‌ منافع‌ حیاتی‌ آمریکا تلقی‌ خواهد شد و آمریکا با استفاده‌ از کلیه‌ وسایل‌ لازم‌، از جمله‌ با استفاده‌ از نیروی‌ نظامی‌، در مقابل ‌چنین‌ تجاوزی‌ خواهد ایستاد.
آمریکا، خاورمیانه‌ را یکی‌ از مهم‌ترین‌ مناطق‌ و در واقع‌ مهم ترین‌ منطقه ‌استراتژیک‌ جهان‌ تلقی‌ می‌کند، چرا که‌ خاورمیانه‌ در طول‌ قرون‌ همواره‌ یکی ‌از مهم‌ترین‌ راه‌های‌ تجارت‌ و مواصلات‌ و محل‌ رفت‌ و آمد کشورهای‌ غربی‌ به‌ امپراتوری‌ها و مستعمره‌هایشان‌ در منطقه‌ و در شرق دور و نزدیک ‌محسوب‌ می‌شده‌ است‌-همچنین‌، خاورمیانه‌ دارای‌ منابع‌ و ذخایر عظیم‌ نفت‌ و گاز است‌ که‌ در دهه‌های‌ اخیر موجب‌ سرازیر شدن‌ دلارهای‌ نفتی‌ به‌ منطقه ‌شده‌ و به‌ تجارت‌ و اقتصاد آمریکا رونق‌ بخشیده‌ است‌-لازم‌ به‌ ذکر است‌ که ‌نفت‌ علاوه‌ بر آنکه‌ به‌ خودی‌ خود به ‌عنوان‌ یک‌ ماده‌ حیاتی‌ برای‌ تأمین‌ انرژی ‌دارای‌ اهمیت‌ است‌، سودهای‌ کلانی‌ را نیز از طریق‌ عملیات‌ فنی‌ و سرمایه‌گذاری‌های‌ متنوع‌ و متعدد در زمینه‌ صنایع‌ نفتی‌ نصیب‌ آمریکا کرده‌ و می‌کند-به‌عنوان‌ مثال‌ می‌توان‌ ذکر کرد که‌ در سال‌ 1980، کمپانی‌های‌ نفتی ‌فعال‌ در عربستان‌ سعودی‌، کویت‌ و امارات‌ در حدود ۹۲/۱ میلیارد دلار و در سال‌ 1981 در حدود ۰۵/۲ میلیارد دلار را به‌ آمریکا، ناشی‌ از سرمایه‌گذاری‌های‌ انجام‌ شده‌ توسط‌ آن‌ کشور، برگردانده‌اند.
همان‌گونه‌ که‌ ذکر شد نفت‌ اعراب‌ و فعالیت‌ها و صنایع‌ مربوط‌ به‌ آن‌ تنها سود یا تنها منبع‌ تأمین‌ سودهای‌ سرشار آمریکا از کشورهای‌ عربی‌ در خاورمیانه‌ نیست‌، زیرا با افزایش‌ درآمدهای‌ اعراب‌، منطقه‌ خاورمیانه‌ تبدیل ‌به‌ بازاری‌ مهم‌ و بسیار فعال‌ برای‌ صادرات‌ و خدمات‌ آمریکایی‌ می‌شود-همچنین‌، سرمایه گذاری‌ در کشورهای‌ عربی‌ و نیز صادرات‌ کالاها و خدمات‌ به‌ این‌ کشورها باعث‌ رونق‌ اقتصاد داخلی‌ کشور آمریکا نیز شده‌ و عرصه‌ را برای‌ اشتغالزایی‌ در این‌ کشور گسترانیده‌ است‌-به‌ عنوان‌ مثال‌ باید بیان‌ داشت‌ که‌:
ارزش‌ صادرات‌ آمریکا به‌ کشورهای‌ عرب‌ خلیج‌ فارس‌ از ۶۵/۷ میلیارد دلار در سال‌ 1980 به‌ 07/11 میلیارد دلار در سال‌ 1982 افزایش‌ یافت‌؛ این ‌امر در حالی‌ است‌ که‌ بازارهای‌ خاورمیانه‌ 10 درصد از کالاهای‌ صادراتی ‌آمریکا را در دهه‌ 1980 وارد می‌کرده‌اند …- بر اساس‌ برآورد وزارت ‌بازرگانی‌ آمریکا، هر یک‌ میلیارد دلار صادرات‌، رقمی‌ در حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار شغل‌ ایجاد می‌کند.
اگر حجم‌ صادرات‌ زیاد به‌ کشورهای‌ عربی‌ و بالا رفتن‌ سطح‌ اشتغال‌ و همچنین‌ حصول‌ سودهای‌ کلان‌ ناشی‌ از سرمایه گذاری‌ در صنایع‌ نفتی‌ را برای ‌آمریکا یک‌ روی‌ سکّه‌ بدانیم‌، آن ‌سوی‌ سکه‌ نیز آن ‌است ‌که‌ درآمدهای ‌هنگفتی‌ از بابت‌ جذب‌ نقدینه‌ها و دلارهای‌ نفتی‌ اعراب‌ در بانک‌های‌ داخلی ‌آمریکا نصیب‌ این‌ کشور می‌شود، چرا که‌ حجم‌ عظیمی‌ از پول‌ نقد اعراب‌، به ‌صورت‌های‌ مختلفی‌ در آمریکا و بانک‌های‌ این‌ کشور وجود داشته‌ و دارد و چه‌ استفاده‌هایی‌ که‌ از این‌ پول‌ها نمی‌شود.
داشتن‌ اقتصادی‌ تک‌ محصولی‌ ـ که‌ مضرات‌ آن‌ در بخش‌های‌ قبلی‌ بیان‌ شد ـ به‌ همراه‌ گسترش‌ صنایع‌ مونتاژ باعث‌ شده‌ که‌ ثروت‌ کشورهای‌ نفت‌ خیز اسلامی‌ به‌ غارت‌ رفته‌ و از نظر سیاسی‌ و اقتصادی‌ سبب‌ وابستگی‌ هر چه ‌بیشتر آن‌ها گردد-ثروت‌ بی‌ حساب‌ کشورهای‌ عربی‌، آمریکا و دیگر کشورهای‌ صنعتی‌ پیشرفته‌ را بی تاب‌ کرده‌ و می‌کند و این‌ امر باعث‌ شده‌ که ‌این‌ کشورها مورد توجه‌ واقع‌ شوند.
آمریکا و دیگر کشورهای‌ صنعتی‌، گردانندگان‌ دست‌ نشانده‌ و سران ‌بسیاری‌ از کشورهای‌ نفت‌ خیز خاورمیانه‌ را واداشت‌ تا در صنایع‌، معادن‌ و بانک‌های‌ ورشکسته‌ اروپا و آمریکا سرمایه-گذاری‌ کنند، سهام‌ بخرند، در اروپا و آمریکا پول‌های‌ کلان‌ خود را تبدیل‌ به‌ زمین‌، خانه‌، مزرعه‌، باغ‌ و حتی‌ فروشگاه‌های‌ نفت‌ و پمپ‌ بنزین‌ نمایند-آمار نشان‌ می‌دهد تنها در سال‌ 1977 کشورهای‌ عربی‌ 120 میلیارد دلار در بانک‌های‌ اروپا و آمریکا ذخیره‌ پولی‌ داشتند؛ به ‌طوری ‌که‌ عربستان‌ 86 میلیارد دلار، کویت‌ 31 میلیارد دلار و نیز شیخ‌نشین‌های‌ خلیج‌ فارس‌ 16 میلیارد دلار و کشورهای‌ دیگر نفتی‌ هر یک‌ بین‌ 2 تا ۵ میلیارد دلار در این‌ بانک‌ها پول‌ ذخیره‌ داشته‌اند-بدین‌ ترتیب‌ بوده‌ که‌ سرمایه‌های‌ کشورهای‌ نفت‌ خیز عربی‌ در اروپا و کانادا و آمریکا وسیله‌ای‌ برای‌ نجات‌ سرمایه‌داری‌ از بحران‌های‌ احتمالی‌ می‌شده‌ است‌.

هدف‌ آمریکا از نفوذ در خاورمیانه‌ و کشورهای‌ اسلامی‌

هدف‌ آمریکا از حضور و سرمایه‌گذاری‌ در منطقه‌ خاورمیانه‌ چیست‌؟ آمریکا نه‌ تنها نفت‌ ارزان‌ کشورهای‌ نفت خیز مسلمان‌ را غارت‌ می‌کند و کالاهای‌ مورد نیاز آنان‌ را به‌ 2 تا ۳ برابر قیمت‌ به‌ آن‌ها می‌فروشد، بلکه ‌می‌کوشد به‌ دست‌ خود این‌ کشورها، با پول‌ و سرمایه‌ آن‌ها و با نیروی‌ انسانی ‌آن‌ها، موقعیت‌ خویش‌ را تحکیم‌ کند؛ ایجاد انواع‌ پایگاه‌های‌ نظامی‌ در کشورهای‌ نفت خیز، تبدیل‌ کردن‌ بعضی‌ از کشورها به‌ ژاندارمی‌ منطقه‌ در گذشته‌ و استفاده‌ از نیروهای‌ نظامی‌ این‌ کشورها برای‌ سرکوب‌ مردم‌ دیگر کشورهای‌ منطقه‌، از جمله‌ استراتژی‌های‌ اتخاذ شده‌ آمریکا در منطقه ‌خاورمیانه‌ بوده‌ است‌.
استراتژی‌ و دیپلماسی‌ آمریکا را در منطقه‌ می‌توان‌ از بیانات‌ مقام‌ معظم ‌رهبری‌ استخراج‌ کرد؛ ایشان‌ فرموده‌اند:
امروز دولت‌ آمریکا به‌ این‌ قانع‌ نیست‌ که‌ بر کشور و منافع‌ خود تسلط‌ داشته ‌باشد و خود را به ‌عنوان‌ یک‌ کشور و یک‌ ملت‌، طبق‌ میل‌ و اراده‌ خود اداره ‌کند؛ آن‌ها می‌خواهند در هر نقطه‌ای‌ از عالم‌ که‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ حساسی‌ وجود دارد، حضور داشته‌ باشند؛ هر جا آبراه‌ مهمی‌ وجود دارد، بر آن‌ مسلط‌ باشند؛ هر جا منافع‌ حیاتی‌ زیرزمینی‌ای‌ وجود دارد، تحت‌ سیطره ‌آن‌ها باشد؛ هر جا پول‌، قدرت‌ و امکانی‌ هست‌، آن‌ها بتوانند بر آن‌ تسلط‌داشته‌ باشند؛ هر جا مجموعه‌ای‌ از انسان‌ها زندگی‌ می‌کنند، تا آنجا که‌ می‌توانند اراده‌ خودشان‌ را بر آن‌ مجموعه‌ انسانی‌ تحمیل‌ کنند.
همچنین‌، ایشان‌ در بیانات‌ دیگری‌ فرموده‌اند:
مسأله‌ بسیار مهم‌، سلطه‌ روز افزون‌ آمریکا بر ذخایر کشورهای‌ اسلامی‌ و حضور بیش‌ از پیش‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و حتی‌ نظامی‌ آن‌ در این‌ کشورهاست‌؛ این‌ ابر قدرت‌ ظالم‌ و سلطه‌-طلب‌ پس‌ از تحولات‌ اخیر جهان‌ که‌ منتهی‌ به‌فرو ریختن‌ نظام‌های‌ الحادی‌ کمونیستی‌ شد و شوروی‌ از موضع‌ رقابت‌ با آمریکا فرو افتاد، در صدد است‌ که‌ سراسر جهان‌ و به‌ خصوص‌ مناطق‌ زرخیز اسلامی‌ را به‌ منطقه‌ نفوذ بی رقیب‌ خود مبدل‌ سازد و پس‌ از فراغت‌ از جنگ‌ سرد، به‌ جنگ‌ همه‌ جانبه‌ای‌ با بیداری‌ اسلامی‌ ـ که‌ مانع‌ مستحکمی‌ در سرراه‌ این‌ نفوذ است‌ ـ کمر بسته‌ است‌.
در بیانات‌ دیگری‌ به‌ منظور نکوهش‌ کشورهای‌ نفت خیز فرموده‌اند:
کشورهای‌ تولید کننده‌ نفت‌، ثروت‌ خدادادی‌ متعلق‌ به‌ همه‌ مردم‌ را که‌ باید صرف‌ عمران‌ و آبادانی‌ کشورشان‌ شود، می‌دهند و در مقابل‌، وسایل ‌می‌گیرند که‌ جز انحطاط‌ و فساد، تأثیر دیگری‌ به‌ همراه‌ ندارد؛ همه‌ این‌ها صادرات‌ فرهنگ‌ غربی‌ به‌ کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ است‌-آمریکا و کشورهای‌ غربی‌ انواع‌ و اقسام‌ بدهی‌ها، فسادها و انحطاط‌ها را وارد کشورهای‌ جهان ‌سوم‌ کردند و آن‌ها را ذلیل‌ و خوار نموده‌اند.
حضرت‌ امام‌ خمینی‌؛ نیز در بیانات‌ مختلفی‌، کشورهای‌ عربی‌ و نفت‌خیز را سرزنش‌ کرده‌ و مورد نکوهش‌ قرار داده‌اند؛ ایشان‌ در بیانی‌ فرموده‌اند:
در واقع‌ این‌ ثروت‌های‌ خدادادی‌ که‌ بایستی‌ موجب‌ ترقی‌، تعالی‌ و پیشرفت ‌ساکنین‌ منطقه‌ شده‌ و آنان‌ را بی نیاز سازد، موجب‌ اسارت‌ و بدبختی‌ آن‌ها شده‌ است‌.
همچنین‌، خطاب‌ به‌ کشورهای‌ اسلامی‌ فرموده‌اند:
شما هر چه‌ می‌خواهید نماز بخوانید؛ آن‌ها نفت‌ شما را می‌خواهند، به‌ نماز شما چکار دارند؛ آن‌ها معادن‌ شما را می‌خواهند؛ می‌خواهند کشورهای‌ ما، بازار فروش‌ کالاهای‌ آن‌ها باشد و به‌ همین‌ جهت‌ حکومت‌های‌ دست‌ نشانده ‌آن‌ها از صنعتی‌ شدن‌ و پیشرفت‌ ما جلوگیری‌ می‌کنند و یا اینکه‌ صنایع‌ وابسته‌ و مونتاژ تأسیس‌ می‌کنند.
به ‌طور کلی‌ اگر بخواهیم‌ منافع‌ آمریکا را در خاورمیانه‌ بر شمریم‌، می‌توان ‌آن‌ها را در چند عنوان‌ کلی‌ زیر خلاصه‌ کرد:
۱-برقراری‌ صلح‌ در منطقه‌ و دخالت‌ در منازعات‌ منطقه‌ای‌، چرا که‌ این‌ مسأله‌ به‌ نفع‌ آمریکا می‌باشد.
۲-تأمین‌ و تضمین‌ انتقال‌ مستمر و بدون‌ انقطاع‌ و یا تهدید به‌ انقطاع‌ نفت‌ خاورمیانه‌ با قیمتی‌ نازل‌ به‌ آمریکا و متحدان‌ غربی‌، چرا که‌ این‌ امر تضمین‌ منافع‌ آمریکا بوده‌ و برای‌ سلامت‌ صنایع‌ و اقتصاد و تأمین‌ نیازهای‌ آمریکا لازم‌ و حیاتی‌ می‌باشد.
۳-حمایت‌ از موجودیت‌، بقا و امنیت‌ اسرائیل‌ به ‌عنوان‌ یک‌ سرزمین‌ یهودی‌ و پایگاه‌ نظامی‌ در منطقه‌؛ آمریکا خواهان‌ حضور و سلطه‌ دائم‌ داشتن ‌در منطقه‌ خاورمیانه‌ و خلیج‌ فارس‌ است‌ و از اسرائیل‌ به‌ خوبی‌ برای‌ دستیابی‌ به ‌این‌ هدف‌ استفاده‌ می‌کند؛ از اعطای‌ هر گونه‌ کمک‌ مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ مالی‌ و تبلیغاتی‌ به‌ اسرائیل‌ دریغ‌ نمی‌کند و با به‌ رسمیّت‌ شناختن‌ این‌ کشور به‌ طور تلویحی‌ به‌ کشورهای‌ این‌ منطقه‌ حضور و تسلط‌ خود را گوشزد می‌کند.
در طول‌ سال‌های‌ 1986 ـ ۱۹۸۵ هر ساله‌ در حدود ۳ میلیارد دلار کمک ‌از طرف‌ آمریکا به‌ اسرائیل‌ می‌شد؛ یعنی‌ به ‌طور میانگین‌ سالیانه‌ در حدود۷۰۰ دلار کمک‌ اقتصادی‌ از طرف‌ آمریکا در اختیار هر فرد اسرائیلی‌ قرار می‌گیرد و این‌ اعانات‌ علاوه‌ بر کمک‌هایی‌ است‌ که‌ از منابع‌ خاص‌ به‌ اسرائیل‌ اعطا می‌شده‌ است‌؛ اسرائیل‌ از سال‌ 1967 تا سال‌ 1992 در مجموع‌ بیش‌ از ۷۷ میلیارد دلار از آمریکا کمک‌ گرفته‌ است‌-در واقع‌ اسرائیل‌ بیشتر از کل ‌تولید ناخالص‌ داخلی‌ چند کشور عرب‌ مانند مصر، موریتانی‌، سودان‌، مراکش‌ و یمن‌، هر ساله‌ از آمریکا کمک‌ دریافت‌ کرده‌ است‌-بنابراین‌، دلیل‌ اصلی‌برای‌ جهت‌گیری‌ سیاست‌ آمریکا نسبت‌ به‌ اسرائیل‌ نقشی‌ است‌ که‌ این‌ کشور برای‌ آمریکا ایفا می‌کند و این‌ مسأله‌ باعث‌ شد تا طی‌ جنگ‌ خلیج‌ فارس‌ و پس‌ از آن‌ کمک‌ آمریکا به‌ اسرائیل‌ 650 میلیون‌ دلار بیشتر شود.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ نیز در بیانات‌ و سخنرانی‌های‌ خود به ‌نحوی‌ به ‌سیاست‌های‌ آمریکا در منطقه‌ خاورمیانه‌ اشاره‌ داشته‌اند؛ طبق‌ نظر ایشان‌، آمریکا که‌ با شیوه‌ ارعاب‌ و تطمیع‌ در منطقه‌ حضور دارد، به‌ دنبال‌ مقاصد سیاسی‌ ـ اقتصادی‌ و فرهنگی‌ زیر است‌:
1-تسلط‌ بر منابع‌.
2-تشکیل‌ و تشویق‌ دولت‌های‌ وابسته‌.
3-استفاده‌ ابزاری ‌از دولت‌های‌ وابسته‌.
4-طرح‌ صلح‌ خاورمیانه‌ و حمایت‌ از برتری‌ اسرائیل‌ و تثبیت‌ آن‌ و همچنین‌ تهدید کشورهای‌ منطقه‌ از طریق‌ حضور اسرائیل‌-
5-طرح‌ اختلاف‌ بین‌ مسلمانان‌-
6-حمایت‌ از گروه‌ طالبان‌-
7-تشویش‌ اذهان‌ عمومی ‌نسبت‌ به‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌.
8-تزریق‌ فرهنگ‌ غربی‌.
همچنین‌، در بیانات ‌دیگری‌، ایشان‌ مشکل‌ اساسی‌ برخی‌ از دولت‌های‌ منطقه‌ را عدم‌ تکیه‌ بر جهاد اسلامی‌، ضعف‌ ایمان‌ و اراده‌، بی‌ اعتمادی‌ به‌ ملت‌های‌ مسلمان‌، ترس‌ از آمریکا و اسرائیل‌ و داشتن‌ وابستگی‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ دانسته‌اند و وحشت‌ از اتحاد اسلامی‌، سهل انگاری‌ دولت‌های‌ منطقه‌ و ضعف‌ و غفلت‌ مسلمانان‌ را علت‌ فعالیت‌های‌ آمریکا و اسرائیل‌ در منطقه‌ خاورمیانه‌ می‌دانند.

نکته‌ پایانی‌: رهایی‌ جهان‌ اسلام‌ از سیطره‌ و نفوذ آمریکا

لازم‌ به‌ ذکر است‌ که‌ آمریکا و کشورهای‌ صنعتی‌ پیشرفته‌ به ‌دنبال‌ تأمین ‌منافع‌ اقتصادی‌ خود در منطقه‌ و جهان‌ اسلام‌ هستند و اگر کشورهای‌ اسلامی‌ و نفت خیز با وجود داشتن‌ جمعیت‌ زیاد و منابع‌ و معادن‌ غنی‌ و سرشار، تصمیم‌ بگیرند که‌ دیگر در راستای‌ مقاصد و اهداف‌ استعماری‌ و سلطه طلب‌ آمریکا و دیگر کشورهای‌ صنعتی‌ قرار نگیرند، در آن ‌صورت‌ است‌ که‌ با اتحاد و بیداری ‌و همچنین‌ تمسک‌ به‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ می‌توانند در مقابل‌ دسیسه‌های‌ دیگران ‌بایستند و در مسیر پیشرفت‌ و رشد اقتصادی‌ کشورهای‌ خود گام‌ بردارند.جالب‌ اینجاست‌ که‌ حتی‌ خود کارشناسان‌ آمریکایی‌ نیز به‌ این‌ نکته‌ اذعان‌ دارند؛ بر اساس‌ برآوردهایی‌ که‌ دفتر بودجه‌ وابسته‌ به‌ کنگره‌ آمریکا درباره ‌اهمیت‌ نفت‌ فقط‌ کشور عربستان‌ ارائه‌ کرده‌، اگر آمریکایی‌ها به‌ مدت‌ یک‌ سال ‌نفت‌ این‌ کشور را از دست‌ بدهند، درآمد ملی‌ آمریکا در حدود ۲۷۲ میلیارد دلار کاهش‌ خواهد یافت‌ و در حدود ۲ درصد به‌ میزان‌ بیکاری‌ این‌ کشور افزوده‌ خواهد شد و شتاب‌ تورم‌ به‌صورت‌ حادّ در خواهد آمد و منجر به‌ نوعی‌ هرج‌ و مرج‌ اقتصادی‌ خواهد گردید.
همان‌گونه‌ که‌ پیش‌ از این‌ ذکر شد، ضعف‌ ایمان‌ و اراده‌، بی اعتمادی‌ به ‌ملت‌های‌ مسلمان‌، ترس‌ از آمریکا و وابستگی‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ باعث‌ شده‌ تا کشورهای‌ اسلامی‌ و صاحب‌ منابع‌ و معادن‌ نتوانند در مقابل‌ سیاست‌های‌ آمریکا و کشورهای‌ صنعتی‌ بایستند-حضرت‌ امام‌ خمینی‌؛ در این‌ باره‌ چه‌ خوب‌ فرموده‌اند که‌:
مسلمین‌ قریب‌ یک‌ میلیارد نفر جمعیت‌ دارند و مخازن‌ بزرگ‌ در اختیار دارند و منابع‌ وسیعی‌ در اختیار آن‌هاست‌ و مع‌ الاسف‌ برای‌ اینکه‌ نتوانستند تفاهم‌ بین‌ خودشان‌ حاصل‌ کنند و دست‌های‌ خیانتکار نگذاشتند وحدت‌ کلمه‌ پیدا شود، خزائن‌ آن‌ها را بردند و بر آن‌ها سلطه‌ و حکومت‌ پیدا کردند.
حُسن‌ ختام‌ این‌ مطلب‌ را جمله‌ای‌ از فرموده‌های‌ حضرت‌ امام‌؛ قرار می‌دهیم‌ و تأکید داریم‌ که‌ اگر مورد توجه‌ و تأمل‌ قرار گیرد، می‌تواند راهگشای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در رهایی‌ از وابستگی‌ آنان‌ باشد؛ ایشان‌ فرموده‌اند:
دولت‌های‌ کشورهای‌ اسلامی‌ که‌ با داشتن‌ سلاح‌ برنده‌ مخازن‌ نفت‌ و غیر آن‌، که‌ با یک‌ تصمیم‌، غرب‌ و شرق را به‌ تعظیم‌ وادار می‌کنند، خود تسلیم‌ شده ‌و از این‌ حربه‌ برای‌ آزادی‌ کامل‌ از یوغ‌ استعمارگران‌ شرق و غرب‌ استفاده ‌نمی‌کنند.
منبع:باشگاه اندیشهwww.Bashgah.net
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت :mohtadi1



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.