چپ گرایی در شبه قاره هند



 چپ گرایی در شبه قاره هند

 

نویسنده: انیس شیخ
مترجم: احمد تقی زاده

 

شکل گیری احزاب و گروه‌های ملهم از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه در منطقه‌ی شبه قاره، به جنبش خلافت و جنبش هجرت برمی گردد که در آن گروهی از مسلمانان از مناطق شمالی هند به افغانستان و سپس به آسیای مرکزی و تاشکند رفتند و پیوندهایی را با حکومت شوروی برقرار ساختند. در ۱۳۳۸/ ۱۹۲۰، حزب کمونیست هند (۱)‌در تاشکند، زیر نظر یکی از فعالان مارکسیست به نام مانابندرا نات روی (۲)، بنیان گذاشته شد. کمینترن نیز حزب کمونیست هند را در ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۱ به رسمیت شناخت. (۳) در این زمان، برخی از مسلمانان همکاری نزدیکی با نات‌روی، به عنوان نماینده‌ی کمینترن، داشتند. مثلاً، مظفر احمد به نمایندگی او، در بنگال فعالیت می‌کرد و چند جریده منتشر ساخت، از جمله روزنامه‌ای به زبان بنگالی با گرایش‌های چپ به نام دهام‌کتو (۴)، که قاضی نذرالاسلام، از شعرا و معلمان مسلمان بنگال، سردبیر آن بود. این نشریه، که با کنگره‌ی ملی هند و جنبش عدم خشونت و عدم همکاری مخالفت می‌کرد، در دی ۱۳۰۲/ ژانویه‌ی ۱۹۲۳ توقیف شد. (۵)
فعالیت نیروهای چپ در جنبش‌های زیرزمینی کلکته نیز مشهود بود. این جنبش‌ها، که برای مبارزه با استعمار انگلیس شکل گرفته بودند، در دهه‌ی ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۰ فعال‌تر شد. نقش سه گروه عمده، یعنی اتحاد اسلام، بولشویک‌ها و تروریست‌های انقلابی، در این جنبش بیشتر بود. گروه اتحاد اسلام، که در کلکته زیر نظر ابوالکلام آزاد تأسیس شده بود، با دیگر گروه ها و به ویژه بولشویک ها، ظاهراً به منظور جلب حمایت مادی و به دست آوردن اسلحه و امکانات آموزشی، پیوندهایی برقرار کرده بود. با سقوط عثمانی، نقش گروه‌های اسلام‌گرا کم شد و در عوض، ارتباط بین گروه‌های تندروی انقلابی و مارکسیستی تقویت گشت. (۶)
در ۱۳۰۴ش/ ۱۹۲۵، حزب کمونیست هند در آن کشور بنیان گذاشته شد. در آذر ۱۳۰۷/ دسامبر ۱۹۲۸، بسیاری از فعالان کمونیست در هند گرد آمدند و حزب کارگران و دهقانان سراسر هند (۷) را تشکیل دادند. با این حال، فعالیت این گروه و حزب کمونیست هند و دیگر چپ گرایان، بین سال‌های ۱۳۰۸ش/ ۱۹۲۹ تا ۱۳۱۲ش/ ۱۹۳۳ با مشکلات زیادی روبه رو شد و بسیاری از سران آنها به زندان افتادند، اما حزب کمونیست هند در ۱۳۱۲ش/ ۱۹۳۳ فعالیت خود را از سر گرفت. (۸)
در جریان تجزیه‌ی هند و تشکیل کشور پاکستان، حزب کمونیست هند آن را حق مشروع مسلمانان دانست. (۹)
طی جنگ سرد، به ویژه بعد از مرگ استالین، حزب کمونیست هند تصمیم گرفت از طریق انتخابات پارلمانی، با حزب کنگره به رقابت بپردازد و در ۱۳۳۵ش/ اوایل ۱۹۵۷، موفقیت‌هایی نیز در بنگال و کرالا به دست آورد. حمله‌ی چین به هند و اختلافات بین چین و شوروی ضربه‌ی شدیدی بر کمونیست‌های هند وارد کرد و همین مسائل منجر به ایجاد دودستگی و درنهایت انشعاب این حزب در ۱۳۴۳ش/ ۱۹۶۴ شد. حزب کمونیست هند، که وابستگی زیادی به شوروی داشت، بیشتر در مناطق صنعتی هند، که خاستگاه جنبش‌های اتحادیه‌ای بود، نفوذ داشت. در مقابل، حزب کمونیست هند (مارکسیست) (۱۰) در بنگال و کرالا از حمایت زیادی بهره مند، و بیشتر تحت تأثیر مائوئیسم بود. در اواخر ۱۳۵۹ش/ اوایل ۱۹۸۱، حزب دیگری از درون حزب کمونیست منشعب شد که حزب کمونیست سراسر هند (۱۱) نام گرفت. (۱۲)

چپ گرایی در پاکستان

حزب کمونیست پاکستان (۱۳) در نشست حزب کمونیست هند در ۱۳۲۷ش/ ۱۹۴۸ در کلکته شکل گرفت و سجاد ظهیر دبیرکل آن شد. نیروهای این حزب در جنبش زبان (۱۴) حضور فعال داشتند. این جنبش از ۱۳۲۶ش/ اوایل ۱۹۴۸ تا ۱۳۳۰ش/ اوایل ۱۹۵۲، برای مقابله با رسمی شدن زبان اردو (پیش از تقسیم پاکستان و شکل گیری بنگلادش)، به ویژه به منظور به رسمیت شناخته شدن زبان بنگالی، به راه افتاد.
اعضای این حزب در جنبش ترقی پسند (ترقی پسند تحریک) نیز نقش فعالی داشتند. این جنبش ادبی با گرایش‌های چپ، در اواسط ۱۳۱۰ش/ دهه‌ی ۱۹۳۰ در هندوستان به راه افتاد. سجاد ظهیر (رهبر این نهضت) به همراه دیگر دوستان خود، از جمله احمدعلی، رشیدجهان و محمود الظفر، تفکرات چپ گرایانه‌ی خود را در اوایل دهه‌ی ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۰ در قالب مجموعه‌های داستانی «انگاری» منعکس ساخته بودند. (۱۵) تفکرات مارکسیستی و مواضع آنها در قبال «جنبش زبان» با مخالفت و واکنش شدید دولت روبه رو شد و دولت در ۱۳۳۲ش/ ۱۹۵۳ این جنبش را غیرقانونی اعلام کرد. (۱۶) از ۱۳۳۱ش/ ۱۹۵۲، نظارت شدیدی بر فعالیت‌های این حزب در مشرق پاکستان صورت گرفت. (۱۷)
در مغرب پاکستان برخی از سران کمونیست به حزب مسلم لیگ پیوستند، اما به علت اختلاف با اعضای مسلمان آن، برخی از آنها از مسلم لیگ خارج شدند. این افراد، که دارای گرایش‌های افراطی چپ بودند، در ۱۳۲۹ش/ اوایل ۱۹۵۱ به همراه ژنرال اکبر، کودتایی را طراحی کردند که ناکام ماند. این قضیه، که به توطئه‌ی راولپندی (۱۸) مشهور شد، به دستگیری برخی از سران کمونیست و ممنوع شدن حزب کمونیست پاکستان انجامید. (۱۹)
از جمله احزابی که با گرایش چپ در ۱۳۲۹ش/ ۱۹۵۰ شکل گرفت، حزب آزاد پاکستان (۲۰) به رهبری میان افتخارالدین بود. از اهداف و آرمان‌های این حزب، اعطای خودمختاری کامل به ایالت‌ها، از بین بردن نظام زمین داری و حمایت از مبارزات مردم در کشمیر برای رهایی از سلطه‌ی هند بود. با پیوستن برخی از سران این حزب به مسلم لیگ، فعالیت‌های آن کاهش یافت و درنهایت در حزب مردمی ملی (نیشنل عوامل پارتی)‌(۲۱) ادغام شد. (۲۲) حزب مردمی ملی در ۱۳۳۶ش/ ۱۹۵۷ زیر نظر عبدالحمید خان بهاشانی شکل گرفت. در شکل گیری این گروه، برخی افراد، از جمله میان افتخارالدین و عبدالغفار خان، حضور فعال داشتند. (۲۳) خود عبدالغفارخان در اوایل دهه‌ی ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۰ جنبش مذهبی- ملی «خدائی خدمت‌گار» (خدمتگزار خدا) یا «سرخپوش تحریک» (جنبش سرخپوش) را در ایالت سرحد شمال غربی به راه انداخته بود. اگرچه لباس سرخ پوشیدن اعضای این جنبش با تفکرات کمونیستی ارتباطی نداشت، به مرور برخی از آنها به افکار چپ تمایل پیدا کردند، به ویژه پسر عبدالغفارخان، یعنی خان عبدالولی خان، که در حزب مردمی ملی حضور فعال و در ایالت سرحد شمال غربی نفوذ زیادی داشت. (۲۴) بهاشانی در ۱۳۳۶ش/ اوایل ۱۹۵۸ سازمان دیگری به نام انجمن دهقانان (کرشیک سَمتی)‌(۲۵) ایجاد نمود تا از طریق آن بر اجرای برنامه‌ی پنج ماده‌ای حزب مردمی ملی، که مهم‌ترین آنها مخالفت با یکپارچه سازی ایالت‌های غربی پاکستان و تلاش برای کسب خودمختاری هر ایالت بود، تأکید شود. (۲۶) با به تعویق افتادن زمان انتخابات عمومی و آشفته شدن اوضاع داخلی، حکومت نظامی اعلام شد و در همان اوان، ژنرال ایوب خان در ۵ آبان ۱۳۳۷/ ۲۷ اکتبر ۱۹۵۸ با کنار گذاشتن رئیس جمهوری، اسکندرمیرزا، قدرت را در دست گرفت. (۲۷) در دوره‌ی حکومت نظامی، حزب مردمی ملی، به سبب گرایش‌های چپ، بیش از احزاب دیگر تحت فشار قرار گرفت. با این حال، این حزب و سایر احزاب، جبهه‌ی دموکراتیک ملی (۲۸) را در ۱۳۴۱ش/ ۱۹۶۲، به منظور احیای نظام پارلمانی و سایر حقوق سیاسی، به راه انداختند. (۲۹) به رغم فشارهای متعدد بر نیروهای چپ در این دوره، ایوب خان در سیاست خارجی خود از امریکا فاصله گرفت و مناسبات دوستانه‌ای با چین برقرار کرد و به عادی سازی مناسبات کشور خود با شوروی پرداخت. (۳۰)
در اواخر دهه‌ی ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۰، برخی از گروه های چپ به صف تظاهرات گسترده علیه ژنرال ایوب خان پیوستند که بیشتر از سوی حزب مردم پاکستان به رهبری ذوالفقار علی بوتو (۳۱) سازماندهی شده بود. بوتو، پس از روی کار آمدن در ۱۳۵۱ش/ ۱۹۷۲، از سیاست‌هایی مبتنی بر سوسیالیسم اسلامی، اصلاحات ارضی، ملی سازی صنایع و نهادهای مالی پیروی می‌کرد که با مقاومت و مخالفت گروه‌های مذهبی و احزاب سیاسی راست مواجه شد. (۳۲) تا این زمان حزب مردمی ملی، به علت اختلافات درونی، انشعابات متعدد یافته بود، از جمله گروه بهاشانی و عبدالولی خان از آن جدا شده بود. در دوره‌ی بوتو، حزب مردمی ملی (گروه عبدالولی خان) و جمعیت العلمای پاکستان ائتلافی تشکیل دادند که قدرت را در ایالت‌های سرحد شمال غربی و بلوچستان در اختیار داشتند. بوتو، با تأیید دیوان عالی و براساس این اتهام که حزب مردمی ملی قادر به اداره‌ی مناطق تحت نظر نیست و بی‌نظمی و هرج و مرج در این ایالت‌ها افزایش یافته است، فعالیت این حزب را ممنوع ساخت و اعضای ارشد آن را بازداشت نمود. (۳۳)
کودتای ضیاء الحق در ۱۳۵۶ش/ ۱۹۷۷، فشار زیادی بر نیروهای چپ وارد ساخت، با این حال پس از اعدام بوتو و افزایش محبوبیت حزب مردم پاکستان، جنبش هایی متشکل از گروه‌های متعدد برای مخالفت با ضیاء الحق شکل گرفت. از آن جمله، جنبش احیای دموکراسی بود که از سوی حزب مردم پاکستان و برخی از نیروهای چپ و حتی لیبرال در ۱۳۵۹ش/ اوایل ۱۹۸۱ به راه افتاده بود. (۳۴)
در سال ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۶ خان عبدالولی خان حزب ملی مردمی (حزب عوامی نیشنل پارنی)‌(۳۵) را تأسیس نمود. این حزب بیشتر درصدد ایجاد وحدت در بین نیروهای چپ بود و به اهداف جنبش احیای دموکراسی توجه چندانی نداشت. حزب دموکراتیک ملی (۳۶)، حزب کارگران- دهقانان (مزدور کسان پارنی) (۳۷) و حزب جنبش مردمی (حزب عوامی تحریک) (۳۸)، که دارای گرایش‌های چپ بودند، به حزب ملی مردمی پیوستند. (۳۹) حزب ملی مردمی، از لحاظ مرامی با حزب مردم پاکستان شباهت‌هایی داشت و این دو توانستند ائتلافی را در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ در ایالت سرحد شمال غربی تشکیل دهند، اما این ائتلاف دوامی نداشت. (۴۰)
در حال حاضر نیز حزب مردم پاکستان و حزب ملی مردمی، از جمله احزاب عمده‌ی فعال با گرایش چپ در پاکستان محسوب می‌شوند. (۴۱)

چپ گرایی در بنگلادش

پس از تشکیل حزب کمونیست پاکستان در ۱۳۲۷ش/ ۱۹۴۸، بیشتر فعالان این حزب در ایالت پاکستان شرقی (بنگلادش کنونی) مستقر بودند. با تأسیس کشور بنگلادش در ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۱، شاخه‌ی شرقی این حزب با عنوان حزب کمونیست بنگلادش (۴۲) و به رهبری مونی سینگ (۴۳) به فعالیت خود ادامه داد. از نیروهایی که با گرایش چپ در ارتش آزادی بخش و برای دستیابی به استقلال، در کنار حزب عوامی لیگ (به رهبری مجیب الرحمان) فعالیت می‌کردند، حزب مردمی ملی (نیشنل عوامی پارنی) ‌به رهبری مظفر احمد، و حزب کمونیست بنگلادش بودند. این احزاب در کمیته‌ی مشورتی که در شهریور ۱۳۵۰/ سپتامبر ۱۹۷۱، دولتِ در تبعید تشکیل داد نیز حضور داشتند. (۴۴)
احزاب کمونیست هند نیز مناسبات نزدیکی با گروه های چپ گرای پاکستان شرقی برقرار نمودند و کمک های متعددی به آنها کردند. (۴۵) پس از آزادی مجیب الرحمان و بازگشت وی به بنگلادش و آغاز فعالیت او به عنوان نخستین رئیس جمهوری بنگلادش، بین عوامی لیگ و حزب کمونیست بنگلادش و حزب مردمی ملی (شاخه‌ی وابسته به شوروی)، در قالب حزب مردمی دهقانان و کارگران بنگلادش (۴۶)، ائتلافی شکل گرفت. این گروه‌ها در ایجاد گروه شبه نظامی، که به منظور سرکوب خشونت و ترور و کمک به نیروهای پلیس شکل گرفت، فعال بودند. (۴۷) از جمله نیروهای چپ افراطی، که به شدت با مجیب الرحمان به مخالفت می‌پرداختند و به چین وابسته بودند، حزب سوسیالیست ملی (۴۸) بود که به خشونت رو آورده بود. (۴۹)
پس از قتل مجیب الرحمان در ۱۳۵۴ش/ ۱۹۷۵ و به قدرت رسیدن ژنرال ضیاء الرحمان، برخی نیروهای چپ، مانند حزب مردمی ملی (گروه بهاشانی)، که متمایل به چین و ضد هند بودند، از وی حمایت کردند، اما بعضی گروه ها، مانند حزب سوسیالیست ملی، با برخی سیاست‌های دولت مخالفت کردند و در نتیجه، تحت فشار قرار گرفتند. تعدادی از سران نظامی حزب سوسیالیست ملی دستگیر شدند، از جمله سرهنگ ابوطاهر، که در زمان جنگ‌های استقلال طلبانه در اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۰ جزء نیروهای چریکی بود. وی، که در به قدرت رسیدن ژنرال ضیاء الرحمان نقش مؤثری داشت، به اعدام محکوم شد. (۵۰)
امروزه برخی احزاب در امور سیاسی بنگلادش فعالیت دارند، از جمله حزب کمونیست بنگلادش، حزب مردمی ملی (گروه بهاشانی با گرایش مائوئیستی) و حزب مردمی ملی. (۵۱)

پی‌نوشت‌ها

۱٫ Communist Party of India (CPI).
۲٫ Manabendra Nath Roy.
۳٫ انصاری (Ansari)، ص۵۰۳؛ نثاراحمد (Nesar Ahmad)، ص۱۵۶٫
۴٫ Dhumketu.
۵٫ راجات رای، ص۱۱۱-۱۱۳؛ سونتارالینگام (Sunthaealingam)، ص۲۴؛ راب (Robb)، ص۲۰۵٫
۶٫ راجات رای، ص۱۱۳-۱۱۵٫
۷٫ All-India Workers and Peasants Party.
۸٫ سیلندراسن (Sailendra Sen)، ص۲۰۱-۲۰۲؛ کولکه (Kulke)، و راترموند (Rothermund)، ص۳۳۲٫
۹٫ مشیرالحسن (Mushirul Hassan)، ص۸۴-۸۵٫
۱۰٫ Communist Party of India (Marxist).
۱۱٫ All-India Communist Party.
۱۲٫ کولکه و راترموند، همان جا؛ جاوید عالم (Javeed Alam)، ص۳۱۱-۳۱۲٫
۱۳٫ Communist Party of Pakistan(CPP).
۱۴٫ Language Movement.
۱۵٫ کامران، ص۱۱، ۱۴-۱۵؛ انورسدید، ص۴۶۶٫
۱۶٫ انورسدید، ص ۴۹۷-۴۹۹٫
۱۷٫ انصاری، ص۵۰۶؛ کوکرجا (Kukerja)، ص۱۲۱؛ افضل (Afzal)، ج۱، ص۱۹۳٫
۱۸٫ Rawalpindi Conspiracy Case.
۱۹٫ فلدمن (Feldman)، ص۳۷؛ افضل، ج۱، ص۹۹٫
۲۰٫ Azad Pakistan Party.
۲۱٫ National Awami Party(NAP).
۲۲٫ افضل، ج۱، ص ۱۴۱-۱۴۶٫
۲۳٫ بت، ص۲۴۷؛ انصاری، ص۶۶٫
۲۴٫ اسمیت (Smith)، ص۲۵۴-۲۶۰؛ کوهن (Cohen)، ص۲۱۷٫
۲۵٫ Krishak Samity
۲۶٫ افضل، ج۱،‌ص۳۵۷؛ حمیدخان (Hamid Khan)، ص۱۲۳٫
۲۷٫ حمیدخان، ص ۱۲۴، ۱۲۷٫
۲۸٫ National Democratic Front.
۲۹٫ همان، ص ۱۶۳؛ افضل، ج۲، ص۱۷۴٫
۳۰٫ حمیدخان، ص۲۰۵؛ کوهن، ص۷۲٫
۳۱٫ رک. دانشنامه جهان اسلام، ذیل مدخل.
۳۲٫ کوهن، ص ۱۳۸-۱۴۴؛ حمیدخان، ص۳۲۳-۳۲۵٫
۳۳٫ کوکرجا، ص۴۱؛ حمیدخان، ص۳۰۰-۳۰۳٫
۳۴٫ کوهن، ص۱۳۶؛ حمیدخان، ص۳۶۳-۳۶۴٫
۳۵٫ Awami National Party(ANP).
۳۶٫ National Democratic Party.
۳۷٫ Mazdoor Kisan Party.
۳۸٫ Awami Tehrik.
۳۹٫ کوشیک (Kaushik)، ص۱۲۳٫
۴۰٫ حمیدخان، ص۴۰۸-۴۱۰٫
۴۱٫ رک. آسیای جنوبی ۲۰۰۵ (South Asia 2005)، ص۴۴۷٫
۴۲٫ Communist Party of Bangladesh(CPB)
۴۳٫ Moni Singh
۴۴٫ رانگالال سن (Rangalal Sen)، ص۲۷۹-۲۸۲؛ انصاری، ص ۵۰۶-۵۰۷٫
۴۵٫ سیسون (Sisson)، و رُز (Rose)، ص۱۸۰-۱۸۱؛ صفدر محمود (Safdar Mahmood)، ص۱۴۴-۱۴۵٫
۴۶٫ Bangladesh Krishak Sramik Awami League(BKSAL).
۴۷٫ رانگالال سن، ص۲۹۸-۳۰۰؛ آسیای جنوبی ۲۰۰۵، ص۸۹؛ اُدانل (O`Donnell)، ص۱۷۴-۱۷۶٫
۴۸٫ Jatio Samajtandrik Dal (JSD).
۴۹٫ ادانل، ص ۱۶۸-۱۶۹٫
۵۰٫ همان، ص ۱۸۴-۱۸۵٫
۵۱٫ گروه مظفر احمد؛ رک. آسیای جنوبی ۲۰۰۵، ص۱۰۹-۱۱۰٫

منابع :
انور سدید، اردو ادب کی تحریکین، کراچی ۱۹۹۹٫
محمدعاصم بت، پاکستان سال به سال: یکم جنوری۱۹۴، تا ۳۱ دسمبر ۱>۱۹، ج۱، اسلام آباد ۱۹۹۷٫
دانشنامه جهان اسلام، زیرنظر غلامعلی حدادعادل، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
راجات رای، «انقلابیون، پان اسلامیستها و بلشویک ها: مولانا ابوالکلام آزاد و دنیای سیاسی زیرزمینی در کلکته، ۱۹۰۵-۱۹۲۵»، در جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمره هند، گردآوری مشیرالحسن، ترجمه‌ی حسن لاهوتی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۶۷ش.
محمد کامران، انگاری: تحقیق و تنقید، لاهور ۲۰۰۵٫
M. Rafique Afzal, Political parties in Pakistan, Islamabad 1998.
Musa Ansari, “Left politics”, in History of Bangladesh: 1704-1977, vol.l, ed. Sirajul Islam, Dhaka: Asiatic Society of Bangladesh, 1992.
Stephen Philip Cohen, The idea of Pakistan, New Delhi 2005.
Herbert Feldman, Revolution in Pakistan: a study of the martial law administration, London 1967.
Hamid Khan, Constitutional and political history of Pakistan, Oxford 2005.
Javeed Alam, “Communist politics in search of hegemony”, in Parties and party politics in India, ed. Zoya Hasan, New Delhi, Oxford University Press, 2004.
Surendra Nath Kaushik, Politics of Islamization in Pakistan: a study of Zia regime, New Delhi 1993.
Veena Kukreja, Contemporary Pakistan: political processes, conflicts and crises, New Delhi 2003.
Hermann Kulke and Dietmar Rothermund, A history of India, London 2004.
Mushirul Hasan, Legacy of a divided nation: India*s Muslims since independence; Delhi 1997.
Syed Nesar Ahmad, Origins of Muslim consciousness in India, New York 1991.
Charles Peter O’Donnell, Bangladesh: biography of a Muslim nation, Boulder, Col. 1984.
Peter Robb, A history of India, Basingstoke, Engl, 2002.
Safder Mahmood, Pakistan divided: study of the factors and forces, leading to the breakup of Pakistan in 1971, Lahore 1993.
Rangalal Sen, Political elites in Bangladesh, Dhaka 1986.
Sailendra Nath Sen, History of modern India: 1765-1950, New Delhi,
۱۹۸۶٫
Richard Sisson and Leo E. Rose, War and secession:Pakistan, India, and the creation of Bangladesh, Berkeley 1990.
Wilfred Cantwell Smith, Modern Islam in India: a social analysis, New Delhi, 1999.
South Asia 2005, London: Europa Publications, 2005.
R. Suntharalingam, Indian nationalism: an historical analysis, New Delhi 1983.

منبع مقاله :
رحیم رئیس نیا و. . . [دیگران]؛ (۱۳۸۹)، چپ و چپ‌گرایی در جهان اسلام، تهران: نشر کتاب مرجع، چاپ اول

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.