چپ گرایی در جنوب شرق آسیا



 چپ گرایی در جنوب شرق آسیا

 

نویسنده: احمد تقی زاده

 

ورود و گسترش افکار و جنبش‌های چپ گرا در جنوب شرق آسیا، تحت عوامل متعدد درونی و بیرونی شکل گرفت. مهاجران چینی، به ویژه در مراکز شهری این منطقه، در اقتصاد و آموزش کشورهای جنوب شرق آسیا و انتقال تفکرات و حوادث داخلی چین به این مناطق، نقش عمده‌ای ایفا می‌کردند. همچنین گسترش افکار و آرای سوسیالیستی و مارکسیستی در اروپا، پس از جنگ جهانی اول مستعمره‌های آن‌ها در جنوب شرق آسیا را نیز تحت تأثیر قرار داد و به تدریج با جریان‌های ملی گرایانه و استقلال طلبانه در این مناطق پیوند یافت. (۱)

چپ گرایی در اندونزی

نخستین جنبش‌های چپ گرا در اندونزی تحت تأثیر سوسیالیست‌های هلند (کشوری که سال‌ها بر اندونزی سلطه‌ی استعماری داشت) در دهه‌های نخست سده‌ی چهاردهم/ بیستم شکل گرفت. اسنیولیت (۲)، از اعضای سابق حزب کارگران سوسیال دموکراتیک (۳) هلند، در ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴ انجمن سوسیال دموکراتیک جنوب شرق آسیا (۴) را بنیان گذاشت. (۵) اکثر اعضای این حزب را هلندی‌ها تشکیل می‌دادند؛ از این رو، اسنیولیت کوشید با برقراری رابطه‌ی نزدیک تر با سرکت اسلام (از سازمان‌های اسلامی فعال در آن زمان)، پایگاه مردمی مناسبی برای حزب خود فراهم آورد. اگرچه خود وی در ۱۳۳۶/ ۱۹۱۸ از جنوب شرق آسیا اخراج شد، اما این حزب تحت رهبری برخی اندونزیایی ها، به ویژه سمائون (۶)، دارسونو (۷) و تان مالاکا (۸) به فعالیت خود در چارچوب سرکت اسلام ادامه داد و توانست افراد بسیاری را جذب کند. (۹)
افزایش نیروی کار در مناطق شهری اندونزی، به ویژه جاوه، در جنگ جهانی اول و شکل گیری اتحادیه‌های تجاری در صنایع کلیدی (مانند راه آهن، پست و تلگراف) به تشویق سوسیالیست‌های هلندی، موجب شد احزاب سیاسی نیز توجه خود را بر مجامع کارگری متمرکز نمایند. در این زمان شاخه‌های محلی سرکت اسلام، که دارای تمایلات چپ بودند، به شاخه‌ی مرکزی فشار بیشتری وارد ساختند تا اصول اسلام گرایانه و نوگرایانه‌ی خود را با آموزه‌های مارکسیسم منطبق سازد و مشی انقلابی‌تری را دنبال نماید. تقبیح نظام سرمایه داری از سوی سرکت اسلام در برخی نشست‌های آن، تا اندازه‌ای متأثر از همین فشارها بود. (۱۰)
انجمن سوسیال دموکراتیک، به ویژه در شهر سمارانگ (۱۱)، نفوذ و قدرت بسیاری داشت و سمائون و دارسونو، که شاخه‌ی سرکت اسلام را در این شهر رهبری می‌کردند، درصدد به کارگیری برنامه‌های انقلابی‌تر بودند. با بالا گرفتن اختلافات انجمن سوسیال دموکراتیک و سرکت اسلام بر سر اتخاذ مواضع تندتر، سران انجمن در رمضان ۱۳۳۸/ مه ۱۹۲۰ نام آن را به سازمان کمونیستی جنوب شرق آسیا (۱۲) تغییر دادند. این سازمان فعالیت خود را در دفتر سمارانگ سرکت اسلام آغاز نمود و سمائون به ریاست آن انتخاب شد. وی مناسبات تنگاتنگی با کمینترن برقرار نمود و در همایش‌های مختلف آن شرکت می‌کرد. در این زمان بیشتر اعضای انجمن، اندونزیایی بودند و کناره گیری رهبران هلندی از این انجمن، با توجه به دید منفی مردم به آنان، اقبال عمومی بیشتری را برای سازمان کمونیستی جنوب شرق آسیا به همراه داشت. این سازمان در ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴ به حزب کمونیست اندونزی (۱۳) تغییر نام یافت. (۱۴)
در ششمین همایش سرکت اسلام، که در ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۱ برگزار شد، سران سرکت صریحاً در مقابل چپ گرایان قرار گرفتند و طبق مصوبه‌ای، عضویت اعضای خود را در دیگر سازمان‌ها و احزاب ممنوع ساختند و کمونیست‌ها را از سرکت اسلام طرد کردند. (۱۵)
سیاست‌های اقتصادی دولت هلند در اوایل دهه‌ی ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۰، منجر به افزایش مالیات و ایجاد تبعیض بین هلندی‌ها و بومیان اندونزی شد. در این هنگام، اعضای حزب کمونیست اندونزی عمدتاً متشکل بودند از کارگران، تحصیل کرده‌های بیکار و افراد با درآمد متوسط که فشار مالیاتی زیادی را تحمل می‌کردند. حزب کمونیست با بهره گیری از این اوضاع، اعتصابات بزرگی را در صنایع گوناگون به راه انداخت که اغلب فعالیت‌های اقتصادی را در جزیره‌ی جاوه نیز متوقف ساخت. (۱۶) حمایت برخی اشخاص مذهبی از حزب کمونیست اندونزی و تلاش آنان برای آشتی دادن آموزه‌های اسلامی و کمونیستی در مناطق متعدد اندونزی، از جمله جاوه و سوماترا، در موفقیت نسبی حزب کمونیست در این دوران بی‌تأثیر نبود. (۱۷)
پس از آنکه دولت هلند، اعتصابات ۱۳۰۲ش/ ۱۹۲۳ را سرکوب کرد، حزب کمونیست اندونزی قیام‌های سراسری را در ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴ و ۱۳۰۴ش/ ۱۹۲۵ به راه انداخت، که همگی با سرکوب دولت هلند همراه بود. همچنین یکی از شاخه‌های حزب کمونیست اندونزی، شورش‌های سراسری بزرگی را در آبان ۱۳۰۵/ نوامبر ۱۹۲۶ و اواخر ۱۳۰۵ش/ اوایل ۱۹۲۷ در مغرب جاوه و مغرب سوماترا به راه انداخت. دولت هلند این شورش‌ها را به سرعت و به شدت سرکوب کرد، به گونه‌ای که حزب کمونیست اندونزی تا ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵ در عرصه‌ی سیاست فعالیت چندانی نداشت. (۱۸)
در ۱۳۱۴ش/ ۱۹۳۵، موسو (۱۹) از رهبران حزب کمونیست اندونزی، برای مدت کوتاهی از شوروی وارد اندونزی شد و سازمان مخفی حزب کمونیست اندونزی را راه اندازی کرد. (۲۰) از جمله سازمان های دیگری که متأثر از افکار چپ بود و نقش مهمی در جنبش ملی گرایی اندونزی به ویژه پس از سرکوبی قیام کمونیست‌ها (۱۳۰۵-۱۳۰۶ش/ ۱۹۲۶-۱۹۲۷) داشت، اتحادیه‌ی اندونزی (۲۱) بود. این سازمان را دانشجویان اندونزیایی مقیم هلند، در ۱۳۰۱ش/ ۱۹۲۲ در هلند تأسیس کردند. سازمان زیر نظر محمد حتا (۲۲) فعالیت می‌کرد و با حزب کمونیست اندونزی پیوندهایی برقرار نمود. (۲۳)
پس از پایان جنگ جهانی دوم و اعلام استقلال اندونزی در ۲۶ مرداد ۱۳۲۴/ ۱۷ اوت ۱۹۴۵، اندونزی به صحنه‌ی نبرد نیروهای مختلف اندونزیایی و هلندی‌ها، که از حمایت متفقین به ویژه انگلیسی‌ها نیز برخوردار بودند، بدل شد. این درگیری‌ها تا ۱۳۲۸ش/ اواخر ۱۹۴۹ و دستیابی اندونزی به استقلال کامل سیاسی به طول انجامید. طی این دوران دولت‌های متعددی سر کار آمدند و اغلب آنها کوشیدند از طریق گفتگو با دولت هلند و جلب حمایت جامعه‌ی بین المللی، استقلال اندونزی را به دست آورند. (۲۴)
از احزاب چپ گرای فعال این دوره، حزب سوسیالیست (۲۵) بود که در آذر ۱۳۲۴/ اوایل دسامبر ۱۹۴۵ از به هم پیوستن دو حزب دیگر (حزب سوسیالیست اندونزی (۲۶) به رهبری امیر شریف الدین و حزب خلق سوسیالیست (۲۷) به رهبری سوتان شهریر) به وجود آمد. این حزب جدید تحت رهبری شهریر قرار گرفت و طرفداران آن بیشتر روشنفکران جوان و دانشجویان بودند. شهریر در اسفند ۱۳۲۶/ فوریه‌ی ۱۹۴۸، از این حزب جدا شد و حزب دیگری با عنوان حزب سوسیالیست اندونزی ایجاد کرد. (۲۸) یکی دیگر از سازمان‌های چپ گرا که در این دوره از لحاظ سیاسی و نظامی فعال بود، پسیندو (جوانان سوسیالیست اندونزی) (۲۹) نام داشت که از به هم پیوستن هفت سازمان دیگر، در آبان ۱۳۲۴/ نوامبر ۱۹۴۵ ایجاد شده بود. (۳۰)
در اواخر اسفند ۱۳۲۶/ فوریه‌ی ۱۹۴۸، برخی از نیروهای چپ گرا، که از سیاست‌های دولت به ویژه شیوه‌ی تعامل آن با دولت هلند ناراضی بودند، به رهبری امیر شریف الدین گرد هم آمدند و جبهه‌ی دموکراتیک خلق (۳۱) را تشکیل دادند. در ۲۰ مرداد ۱۳۲۷/ ۱۱ اوت ۱۹۴۸ موسو، رهبر حزب کمونیست اندونزی، از شوروی بازگشت و اغلب رهبران جبهه‌ی دموکراتیک خلق به وی پیوستند. دفتر جدید حزب کمونیست در ۱۰ شهریور/ اول سپتامبر همان سال تأسیس شد و اشخاص جوان‌تر نیروهای چپ گرا (مانند د. ن. آیدیت (۳۲)، م. هـ. لقمان (۳۳)، نجوتو (۳۴) و سودیسمن(۳۵)) که در سال‌های بعد رهبران حزب کمونیست اندونزی شدند، به این حزب پیوستند. (۳۶)
پس از بالا گرفتن اختلافات و درگیری‌ها بین طرفداران حزب کمونیست و طرفداران دولت، نیروهای طرفدار حزب در شهریور/ اواسط سپتامبر همان سال، بر شهر مادیون (۳۷) تسلط یافتند و از دیگر نیروهای چپ گرا خواستند تا به آنها بپیوندند. موسو و امیرشریف الدین نیز به مادیون رفتند. این اقدام بر ضد سوکارنو و حتا که نیروهای چپ آنها را عوامل ژاپن و امریکا قلمداد می‌کردند، صورت گرفته بود. سوکارنو در پیامی رادیویی از مردم اندونزی خواست تا با حمایت از وی و دولت، به مقابله با نیروهای چپ بپردازند. نیروهای ضدکمونیست، که بیشتر آنها از شبه نظامیان مسلمان بودند، به مادیون رفتند و به سرکوب کمونیست‌ها پرداختند. در این حملات موسو کشته شد و امیرشریف الدین دستگیر و به همراه برخی دیگر از سران حزب تیرباران شد. آیدیت و لقمان نیز از کشور فرار کردند. (۳۸) حوادث مادیون منجر به کاهش اعتبار نیروهای چپ شد و حزب کمونیست اندونزی تحت تأثیر همین واقعه تا اوایل دهه‌ی ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰ فعالیت چندانی نداشت. به علاوه، اختلاف بین حزب کمونیست و ارتش و احزاب اسلام‌گرا، مانند ماشومی، بالا گرفت. پس از این حوادث، برخی نیروهای چپ که پیرو تان مالاکا و مخالف شورش حزب کمونیست در مادیون بودند، در مهر ۱۳۲۷/ اکتبر ۱۹۴۸ به هم پیوستند و حزب موربا (حزب پرولتاریا) (۳۹) را تشکیل دادند. (۴۰) بین سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۶ش/ ۱۹۵۰-۱۹۵۷ در اندونزی نوعی دموکراسی پارلمانی حاکم بود، که به دموکراسی هدایت شده (۴۱) تحت رهبری سوکارنو تبدیل شد. (۴۲) در این دوران، احزاب چپ گرا نیز دچار افت و خیز شدند. در دی ۱۳۲۹/ ژانویه‌ی ۱۹۵۱، حزب کمونیست اندونزی به رهبری آیدیت، لقمان، نجوتو، و سودیسمن، فعالیت خود را از سر گرفت و در سال های بعد به یکی از مهمترین نیروهای مؤثر در سیاست اندونزی بدل شد. (۴۳) حزب کمونیست اندونزی که کوشیده بود پایگاه مردمی خود را تقویت کند، در سال های نخستین دهه‌ی ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰ به عضوگیری پرداخت و از طریق سازمان مرکزی کارگران سراسر اندونزی (۴۴) آنها را سازماندهی نمود. تعداد اعضای آن در شاخه‌های مختلف (مانند جبهه‌ی دهقانان اندونزی (۴۵) و جوانان خلق (۴۶) که جانشین پسیندو شده بود) چند برابر شد. بیشتر اعضای آن اهل جاوه بودند. شمارگان ترجمان (ارگان) حزب کمونیست، یعنی روزنامه‌ی خلق (۴۷) نیز به بیش از سه برابر افزایش یافت و حزب کمونیست با درآمدی که از راه حق عضویت و جمع آوری کمک مالی به دست آورده بود، ثروتمندترین حزب اندونزی شد. (۴۸)
در انتخابات مجلس ۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵، حزب کمونیست اندونزی ۱۶/۴ درصد آراء را به خود اختصاص داد و توانست ۳۹ کرسی از ۲۵۷ کرسی مجلس را کسب نماید. حزب سوسیالیست اندونزی و حزب پرولتاریا نیز با کسی ۲/۵ درصد آراء توانستند، به ترتیب، پنج و دو کرسی را به خود اختصاص دهند. (۴۹)
پس از استقرار نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی هدایت شده از سوی سوکارنو، برخی از احزاب سیاسی، مانند ماشومی و حزب سوسیالیست اندونزی، به مخالفت با آن پرداختند که درنهایت به انحلال آنها در مرداد ۱۳۳۹/ اوت ۱۹۶۰ انجامید. در مقابل، احزاب دیگر، مانند حزب ملی گرای اندونزی (۵۰)، حزب کمونیست اندونزی و نهضت العلماء، در این سیاست جدید با سوکارنو همراهی کردند. در همین سال سوکارنو، نظریه‌ی ناساکوم (مخفف ناسیونالیسم، مذهب و کمونیسم) (۵۱) را مطرح نمود. ظاهراً مقصود وی این بود که حزب ملی گرای اندونزی (نماد ناسیونالیسم)، نهضت العلماء (نماد مذهب) ‌و حزب کمونیست اندونزی (نماد کمونیسم) باید در اداره‌ی کشور مشارکت داشته باشند. این نظریه موجب مشارکت بیشتر حزب کمونیست اندونزی- به رغم مخالفت ارتش- در امور سیاسی شد. (۵۲) نمایندگان حزب کمونیست اندونزی در نهادهای دولتی حضور یافتند. (۵۳) در فروردین ۱۳۴۱/ مارس ۱۹۶۲، سوکارنو، آیدیت و نجوتو را وزرای مشاور خود کرد. (۵۴)
تصمیم هلند مبنی بر ایجاد دولت مستقل در ایریان (۵۵) با کمک نیروهای محلی، منجر به قطع روابط سیاسی اندونزی و هلند در ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰ شد. حزب کمونیست اندونزی، در قالب جبهه‌ی ملی و در کنار ارتش، از توان خود برای بسیج عمومی بهره برد و قضیه‌ی ایریان منجر به گسترش نفوذ و افزایش اعضای این حزب در اندونزی گردید. (۵۶) در این قضیه، اتحاد جماهیر شوروی کمک‌های مالی و نظامی بسیاری به اندونزی کرد که همین در نزدیک‌تر شدن اندونزی به بلوک کمونیستی و فاصله گرفتن از غرب، به ویژه امریکا، بسیار مؤثر بود. درنهایت، دولت هلند مجبور شد ایریان را به اندونزی واگذار نماید. (۵۷) تا پایان ۱۳۴۱ش/ ۱۹۶۲ حزب کمونیست بیش از دو میلیون عضو داشت و بزرگ‌ترین حزب کمونیستی در کشورهای غیرکمونیستی بود. (۵۸)
حزب کمونیست اندونزی درباره‌ی تشکیل فدراسیون مالزی (۵۹) در اوایل دهه‌ی ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۰ با حزب کمونیست چین همراه شد و به شدت به مخالفت با آن پرداخت. (۶۰) حزب کمونیست اندونزی در این دوران بیشتر به سوی چین متمایل شده بود و رهبران این حزب، به ویژه آیدیت، عمدتاً تحت تأثیر چین قرار داشتند. (۶۱)
در دی ۱۳۴۳/ ژانویه ۱۹۶۵، به فرمان سوکارنو، فعالیت حزب پرولتاریا ممنوع شد. این اقدام ظاهراً به تقویت بیشتر حزب کمونیست اندونزی انجامید، زیرا حزب پرولتاریا با حزب کمونیست به شدت مخالفت می ورزید و در جریان‌های ضد کمونیستی در چند سال قبل نقش داشت. (۶۲)
در مرداد ۱۳۴۴/ اوایل اوت ۱۹۶۵، با فشار سوکارنو رهبران حزب ملی گرای اندونزی که با حزب کمونیست اندونزی مخالف بودند و با محافل ضد کمونیستی ارتش نیز پیوندهایی داشتند، کنار گذاشته شدند. (۶۳) در ۸-۹ مهر ۱۳۴۴/ ۳۰ سپتامبر- اول اکتبر ۱۹۶۵ کودتایی ناکام در جاکارتا شکل گرفت. در این واقعه، شش تن از ژنرال‌های ارتش را ظاهراً برخی از نیروهای گارد محافظ ریاست جمهوری و نیروهای وابسته به حزب کمونیست اندونزی، ربودند و به قتل رساندند. این نیروها همچنین بر ساختمان رادیوی ملی، کاخ ریاست جمهوری و برخی دیگر از نقاط مهم شهر تسلط یافتند. آنها در یک پیام رادیویی اعلام کردند که جنبش ۳۰ سپتامبر (۶۴)، توطئه‌ی سازمان سیا و ژنرال‌های وابسته به آنها را در سرنگونی دولت ناکام گذاشت. چند ساعت بعد، ژنرال سوهارتو در مقابله با این اقدام، اداره‌ی ارتش را در دست گرفت. (۶۵) افسران ارتش، که مخالف حزب کمونیست بودند، این حزب را به قتل ژنرال‌ها و اجرای کودتا متهم ساختند و از این فرصت برای ریشه‌کن ساختن حزب کمونیست بهره بردند. سوکارنو می کوشید این قضیه را با مسالمت فیصله دهد، اما تلاش وی بی‌نتیجه ماند. سرکوب کمونیست‌ها از جاوه آغاز شد و به دیگر ایالت‌ها گسترش یافت. از همان زمان تاکنون درباره‌ی نقش حزب کمونیست اندونزی در این کودتا و ارتباط این قضیه با سوکارنو بحث‌های بسیاری صورت گرفته و واقعیت معلوم نشده است، اما از ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۵ش/ ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۶ صدها هزار نفر از اعضای حزب کمونیست و وابستگان آنها، از جمله سران اصلی آن، یعنی آیدیت، لقمان و نجوتو، به قتل رسیدند و فعالیت این حزب به کلی ممنوع شد. (۶۶) با روی کار آمدن سوهارتو، هر نوع فعالیت نیروهای چپ گرا نوعی تهدید برای امنیت و انسجام ملی معرفی، و از این رو سرکوب می‌شد. (۶۷)
امروزه از گروه‌های فعال چپ گرا در اندونزی، حزب خلق دموکراتیک (۶۸) فعالیت بیشتری دارد. از نشریات چپ گرا نیز مجله‌ی کار فرهنگ (۶۹)، چپ (۷۰) و نقد (۷۱) هستند. (۷۲)

چپ گرایی در مالزی

رشد فعالیت نیروهای چپ در منطقه‌ی مالایا بیشتر برای مقابله با اشغالگری ژاپن و مبارزه با نیروهای استعماری شکل گرفت. در اواسط دهه‌ی ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۰، یکی از شاخه‌های چپ گرای حزب چینی کومین تانگ (۷۳) در منطقه‌ی مالایا شروع به فعالیت کرد. در همین سال‌ها نمایندگان کمینترن به سنگاپور رفتند و حزب کمونیست جنوب اقیانوس آرام (۷۴) را ایجاد کردند. این گروه‌ها در ۱۳۰۹ش/ ۱۹۳۰ جای خود را به حزب کمونیست مالایا (۷۵) دادند. (۷۶)
در دهه‌ی ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۰، حزب کمونیست مالایا می‌کوشید با بهره گیری از رکود اقتصادی و افزایش مشکلات کارگران در بخش‌های مختلف، پایگاه مردمی خود را در بین کارگران بومی منطقه تقویت سازد، اما عمده اعضای آن را چینی‌ها تشکیل می‌دادند. این حزب در دهه‌ی نخست فعالیت خود سعی می کرد اعتصابات و شورش‌هایی را علیه نیروهای انگلیسی سازماندهی نماید. چون این حزب غیرقانونی محسوب می‌شد، فعالیت زیرزمینی می‌کرد. (۷۷)
حمله‌ی ژاپن به چین در ۱۳۱۶ش/ ۱۹۳۷ و اشغال منطقه‌ی مالایا از سوی نیروهای ژاپنی در ۱۳۲۰ش/ ۱۹۴۱، برای حزب کمونیست مالایا فرصتی فراهم آورد تا به سازماندهی سیاسی و نظامی خود بپردازد. تشکیل نیروی چریکی ارتش ضد ژاپنی خلق مالایا (۷۸) و اتحادیه‌ی ضد ژاپنی خلق مالایا (۷۹) از جمله اقدامات حزب کمونیست بود که توانست بسیاری از نیروهای چینی را در مناطق شهری و روستایی جذب خود نماید. دولت انگلیس نیز این حزب را به رسمیت شناخت و آنها را در کنار هم به مقابله با نیروهای ژاپنی پرداختند. (۸۰) پس از پایان اشغال و عقب نشینی نیروهای ژاپنی در ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵، نوعی دوره‌ی فترت ایجاد شد و ارتش ضدژاپنی خلق مالایا، که سازمان یافته‌ترین نیروی نظامی در این دوره بود، به برقراری نظم در دوره‌ی فترت اقدام نمود و البته از این فرصت برای حذف برخی گروه‌ها و افرادی که با ژاپنی‌ها همکاری کرده بودند، پرداخت. (۸۱) شاخه‌ی چریکی حزب کمونیست مالزی، با روی کار آمدن انگلیسی‌ها و با توافق دو طرف، در آذر ۱۳۲۴/ دسامبر ۱۹۴۵ منحل شد و حزب کمونیست مالایا به فعالیت سیاسی در قالب اتحادیه‌های کارگری و همکاری با دیگر گروه‌ها (مانند اتحادیه‌ی دموکراتیک مالایا (۸۲) و حزب ملی گرای مالایا) (۸۳) و تشکیل شاخه‌های جدید در شهرهای گوناگون رو آورد. یکی از موفقیت‌های حزب کمونیست مالایا در همین دوران، ایجاد اتحادیه‌های عمومی کارگری (۸۴) بود که در فروردین ۱۳۲۶/ مارس ۱۹۴۷ جای خود را به فدراسیون پان مالایایی اتحادیه‌ی تجاری (۸۵) داد. این نهاد جدید، اداره‌ی بیش از ۸۰ درصد از اتحادیه‌ها را در مالایا در دست داشت. (۸۶)
سیاست‌های جدید دولت و اعمال نظارت و محدودیت بیشتر بر عملکرد اتحادیه ها، فعالیت حزب کمونیست را محدودتر ساخت. مخفی شدن و سپس فرار دبیرکل حزب کمونیست لویی تک (۸۷) در ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷، که با شایعات زیادی همراه بود، لطمه‌ی دیگری بر حزب وارد کرد. پس از وی، چین پنگ (۸۸) عهده دار این سمت شد. (۸۹) با افزایش نارضایتی عمومی و شورش‌های کارگری و گسترش بی‌نظمی در صنایع گوناگون، دولت در خرداد ۱۳۲۷/ ژوئن ۱۹۴۸ حالت فوق العاده اعلام کرد و چون حزب کمونیست را یکی از عوامل اصلی این بی‌نظمی‌ها می‌دانست، آن را در ماه بعد، غیرقانونی خواند. (۹۰)
نیروهای چریکی حزب کمونیست به ویژه در قالب ارتش آزادی بخش نژادهای مالایا (۹۱)، به مواضع دولتی و انگلیسی حملاتی کردند که با سرکوب نیروهای انگلیسی همراه بود. شکل گیری انجمن چینی های مالایا (۹۲) در ۱۳۲۸ش/ ۱۹۴۹ و ائتلاف آن با سازمان ملی مالایایی‌های متحد در ۱۳۳۱ش/ ۱۹۵۲ نیز موجب شد تا نیروهای چینی به جای حزب کمونیست به این گروه جدید رو آورند. (۹۳) تا اواخر دهه‌ی ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰ کمونیست‌ها کوشیدند به جای عملیات نظامی، با دولت مذاکره کنند، اما انگلیسی‌ها با این پیشنهاد مخالفت کردند و گفتگوهای بعدی به نتیجه نرسید. (۹۴) حالت فوق العاده در ۱۰ تیر ۱۳۳۹/ اول ژوئیه ۱۹۶۰ لغو شد و بقیه‌ی نیروهای کمونیست، که بالغ بر چند هزار نفر بودند، نیز به مرز تایلند و مالایا پناه بردند. (۹۵)
در دهه‌ی ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۰، در حزب کمونیست مالایا انشعاب پدید آمد و دو حزب ایجاد شد: حزب کمونیست مالایا (مارکسیست- لنینیست) (۹۶) و حزب کمونیست مالایا (شاخه‌ی انقلابی) (۹۷). این احزاب، به همراه حزب کمونیست شمال کالیمانتان (۹۸)، از گروه‌های کمونیستی مسلح در مالزی محسوب می‌شدند. (۹۹) حزب کمونیست مالایا در آذر ۱۳۶۸/ دسامبر ۱۹۸۹ مبارزه‌ی مسلحانه را رسماً کنار گذاشت. (۱۰۰)

پی‌نوشت‌ها

۱٫ در جستجوی جنوب شرق آسیا (In Search of Southast Asia ص ۲۵۲-۲۵۳٫
۲٫ Sneevliet.
۳٫ Sneevliet.
۴٫ Indische Sociaal Democratische Vereeniging(Indies Social-Democratic Association).
۵٫ کراتوسکا (Kratoska)، و باتسون (Batson)، ص۲۶۴-۲۶۵؛ ساردسای (SarDesai)، ص۱۶۹٫
۶٫ Semaun.
۷٫ Darsono.
۸٫ Tan Malaka.
۹٫ ریکلفس (Ricklefs)، ص۱۶۳-۱۶۴؛ کراتوسکا و باتسون، ص ۲۶۵؛ ساردسای، همان جا.
۱۰٫ کاهن (Kahin)، ص۷۲؛ دیک (Dick)، ص۶۱؛ کراتوسکا و باتسون، همان جا.
۱۱٫ Semarang.
۱۲٫ Perserikatan Kommunist di India (PKI).
۱۳٫ Partai Kommunis Indonesia (PKI).
۱۴٫ کاهن، ص۷۴؛ ریکلفس، ص۱۶۶٫
۱۵٫ ساردسای؛ کراتوسکا و باتسون؛ ریکلفس، همان جاها.
۱۶٫ کاهن، ص۸۰؛ دیک، ص۶۲؛ ساردسای، ص۱۶۹-۱۷۰٫
۱۷٫ ریکلفس، همان جا؛ ایلتو (Ileto)، ص۲۳۸٫
۱۸٫ کراتوسکا و باتسون، همان جا؛ دیک، ص ۶۴؛ ریکلفس، ص۱۶۶-۱۷۰٫
۱۹٫ Musso
۲۰٫ ریکلفس، ص ۲۱۶؛ کاهن، ص ۱۵۹٫
۲۱٫ Perhimpoenan Indonesia (Indonesian Union).
۲۲٫ رک. دانشنامه جهان اسلام، ذیل مدخل.
۲۳٫ کاهن، ص۸۸-۸۹٫
۲۴٫ در جستجوی جنوب شرق آسیا، ص۴۱۹-۴۲۲٫
۲۵٫ Partai Sosialis(Socialist Party).
۲۶٫ Partai Sosialis Indonesia(PSI).
۲۷٫ Partai Rakjat Socialis.
۲۸٫ کاهن، ص۱۵۸؛ ریکلفس، ص۲۱۴٫
۲۹٫ Pesindo (Pemuda Sosialis Indonesia).
۳۰٫ کاهن، ص۱۶۲٫
۳۱٫ Front Demokrasi Raykat(People`s Democratic Front).
۳۲٫ D. N. Aidit.
۳۳٫ M. H. Lukman.
۳۴٫ Njoto.
۳۵٫ Sudisman.
۳۶٫ همان، ص ۲۵۹-۲۶۰؛ریکلفس، ص۲۱۶٫
۳۷٫ Madium.
۳۸٫ ویکرز (Vickers)، ص۱۰۹؛ ریکلفس، ص۲۱۷٫
۳۹٫ Partai Murbo(Proletarian Party).
۴۰٫ ریکلفس، همان جا؛ کاهن، ص ۳۱۳-۳۱۴٫
۴۱٫ Guided Democracy.
۴۲٫ دراکلی (Drakeley)،ص۹۷-۱۰۶؛ ریکلفس، ص۲۲۵-۲۲۶، ۲۵۴٫
۴۳٫ مورتیمر (Mortimer)، ص۲۹٫
۴۴٫ Sentral Organisasi Buruh Seluruh Indonesia(SOBSI/Central All-Indonesia Workers Organisation).
۴۵٫ Barisan Tani Indonesia(Indonesian Peasant`s Front).
۴۶٫ Pemuda Rakyat(People`s Youth).
۴۷٫ Harian Rakjat(People`s Daily).
۴۸٫ همان، ص ۴۱-۴۲؛ ریکلفس، ص۲۳۶-۲۳۷٫
۴۹٫ دراکلی، ص ۹۵-۹۷؛ ریکلفس، ص۲۳۷-۲۳۸٫
۵۰٫ Partai Nasional Indonesia(PNI/Indonesia Nationalist Party).
۵۱٫ Nasakom(Nasionalisme,Agama,Komunisme).
۵۲٫ مورتیمر، ص ۸۹-۹۰؛ ریکلفس، ص۲۵۶٫
۵۳٫ ساردسای، ص۲۶۷؛ رک. به مورتیمر، ص ۹۹-۱۰۰٫
۵۴٫ ریکلفس، ص۲۵۹٫
۵۵٫ Irian.
۵۶٫ مورتیمر، ص۱۹۶-۱۹۸٫
۵۷٫ همان، ص۹۴؛ ریکلفس، ص۲۵۷-۲۵۹٫
۵۸٫ ریکلفس، ص۲۵۹؛ ساردسای، ص۲۶۸٫
۵۹٫ Malaysian Federation.
۶۰٫ مورتیمر، ص ۲۰۳-۲۰۴٫
۶۱٫ همان، ص۳۴۸-۳۴۹٫
۶۲٫ همان، ص ۳۷۶-۳۷۸٫
۶۳٫ ریکلفس، ص۲۶۷٫
۶۴٫ September 30 Movement (G30S).
۶۵٫ دراکلی،‌ص۱۰۹-۱۱۲؛ ریکلفس، ص۲۶۸-۲۷۱٫
۶۶٫ مورتیمر، ص۳۸۷-۳۹۲؛ ۴۱۴-۴۴۱؛ ریکلفس، ص۲۷۴؛ شوارتس (Schwarz)، ص۲۰-۲۱٫
۶۷٫ ویکرز، ص۱۷۱-۱۷۴؛ گوناوان محمد (Geonawan Mohamad)، ص۱۲۷؛ نیز رک. ص۱۳۱-۱۳۲٫
۶۸٫ Partai Rakyat Demokratik (PRD).
۶۹٫ Majalah Kerja Budaya.
۷۰٫ Kiri.
۷۱٫ Kritik.
۷۲٫ گوناوان محمد، ص۱۲۶-۱۲۸؛ نیز رک. شوارتس، ص۳۲۲-۳۲۳٫
۷۳٫ Kuomintang.
۷۴٫ South Seas Communist Party.
۷۵٫ Malayan Communist Party(MCP).
۷۶٫ مینز (Means)، ص۶۸؛ اندایا (Andaya)، ص۲۵۱٫
۷۷٫ کنگ (Cheah Boon Kheng)، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۸-۱۴۹؛ مینز، همان جا؛ استنسون (Stenson)، ص۱۳۰-۱۳۲٫
۷۸٫ Malayan People`s Anti-Japanese Army(MPAJA).
۷۹٫ Malayan People`s Anti-Japanese Union (MPAJU).
۸۰٫ کنگ، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۸؛ استنسون، ص۱۳۳-۱۳۴؛ اندایا، ص۲۵۰-۲۵۱٫
۸۱٫ مینز، ص۶۹؛ اندایا، ص۲۵۲٫
۸۲٫ Malayan Democratic Union.
۸۳٫ Malayan Nationalist Party.
۸۴٫ Malayan Democratic Union.
۸۵٫ Pan-Malayan Federation of Trade Unions(PMFTU).
۸۶٫ استنسون، ص۱۳۴-۱۳۵؛ در جستجوی جنوب شرق آسیا، ص۴۰۷؛ اندایا، ص۲۵۷-۲۵۸٫
۸۷٫ Loi Tak (Loi Tek).
۸۸٫ Chen Ping (Chin Peng).
۸۹٫ اندایا، ص ۲۵۸؛ مینز، ص۷۶٫
۹۰٫ کنگ، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۲؛ اندایا، همان جا.
۹۱٫ Malayan Races Liberation Army(MRLA).
۹۲٫ Malayan Chinese Association (MCA).
۹۳٫ ساردسای، ص۱۹۸؛ اندایا، ص۲۶۰٫
۹۴٫ کنگ، ۱۳۷۲ش، ص۱۶۶-۱۷۳؛ مینز، ص۲۸۰-۲۸۳٫
۹۵٫ ساردسای، ص۱۹۹٫
۹۶٫ CPM(Marxist-Leninist).
۹۷٫ CPM(Revolutionary Faction).
۹۸٫ North Kalimantan Communist Party.
۹۹٫ زکریا، حاجی احمد (ZakariaHaji Ahmad)، و زکریا حمید (Zakaria Hamid)، ص۵۱-۵۵٫
۱۰۰٫ ترنبول (Turnbull)، ص۳۱۴٫

منابع :
چه بون کنگ، برخی از جنبه‌های اعلام حالت فوق العاده در مالایا: ۱۹۴۸-۱۹۶۰، در تاریخ جنوب شرقی، جنوب و شرق آسیا؛ مقاله‌ها و اسناد، گردآورنده: کوکی کیم، ترجمه‌ی علی درویش، مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
__،‌«حزب‌های سیاسی در مالایا: ۱۹۴۵-۱۹۴۸، در همان، ۱۳۷۲ش.
دانشنامه جهان اسلام، زیرنظر غلامعلی حدادعادل، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
Barbara Waston Andaya and Leonard Y. Andaya,A history of Malasia,London 1986.
Howard W. Dick, Surabaya, city of work: a socioeconomic history, 1900-2000, Singapore 2003.
Steven Drakeley, The history of Indonesia, Westport, Ct., 2005. Goenawan Mohamad, “Remembering the left” in Indonesian today: challenges of history, ed. Graysan Lloyd and Shannon Smith, Lanham, Md.: Rowman & LittlefieldPublishers, 2001.
Reynaldo Ileto, “Religion and anti-colonial movements”, in The Cambridge history of Southeast Asia, ed. Nicholas Tarling, vol.3, Cambridge: Cambridge University Press, 1999.
In search of Southeast Asia: a modern history, [by] David P. Chandler etal., ed. David Joel Steinberg, Honolulu: University of Hawaii Press,
۱۹۸۷٫
George McTuman Kahin, Nationalism and revolution in Indonesia, Ithaca 1970.
Paul Kratoska and Ben Batson, “Nationalismand modernist reform”, in The Cambridge history of Southeast Asia, ibid.
Gordon Paul Means, Malaysian politics, London 1976.
Rex Mortimer, Indonesinan communism under Sukarno: ideology and politics, 1959-1965, Jakarta 2006.
M. C. Ricklefs, A history of modern Indonesia: C. 1300 to the present, London 1981.
D. R. Sar-Desai, Southeast Asia: past & present, Boulder, Col. 1997. Adam Schwarz, A nation in waiting: Indonesia”s search for stability, Singapore 2004.
Micheal Stenson, “The ethnic and urban bases of communist revolt in Malaya”,in Peasant rebellion and communist revolution in Asia, ed. John Wilson Lewis, Stanford, Calif.: Stanford University Press, 1974.
C.M. Turnbull, “Regionalism and nationalism” in The Cambridge history of Southeast Aisa, ibid, vol.4.
Adrian Vickers , A history of modern Indonesia, Cambridge 2006. Zakaria Haji Ahmad and Zakaria Hamid, “Violenceat the periphery: a brief survey of armed communism in Malaysia”,in Armed Lim communist movements in Southeast Asia, ed. Joo-Jock, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, 1984.

منبع مقاله :
رحیم رئیس نیا و. . . [دیگران]؛ (۱۳۸۹)، چپ و چپ‌گرایی در جهان اسلام، تهران: نشر کتاب مرجع، چاپ اول

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.