گاه شمار زندگی اگوست کنت



گاه شمار زندگی اگوست کنت

 

نویسنده: زینب مقتدایی
منبع:راسخون
 
۱۷۹۸٫ نوزدهم ژانویه تولد آگوست کنت در مون پلیه در خانواده ای کاتولیک و طرفدار سلطنت. پدرش کارمند متوسطی است در اداره ی وصول عواید مون پلیه.
۱۸۱۴- ۱۸۰۷٫ تحصیلات متوسطه در دبیرستان مون پلیه. کنت بزودی از مذهب کاتولیک دست می کشد و به افکار آزادی خواهانه و انقلابی روی می آورد.
۱۸۱۶– ۱۸۱۴٫ تحصیل درمدرسه ی پلی تکنیک که اگوست کنت در مسابقه ی ورودی آن از بین داوطلبان جنوب، نفر چهارم می شود.
۱۸۱۶٫ در ماه آوریل، حکومت فرانسه، در دوره ی احیای سلطنت، مدرسه ی پلی تکنیک را می بندد زیرا مدرسه ی مذکور مظنون به ترویج ژاکوبن ها است. کنت که برای چند ماه به مون پلیه برگشته، در دانشکده ی این شهر چند درس پزشکی و فیزیولوژی را دنبال می کند. آنگاه، مجدداً به پاریس می رود و برای امرار معاش به تدریس ریاضیات می پردازد.
۱۸۱۷٫ در ماه اوت کنت منشی سن سیمون می شود، و تا سال ۱۸۲۴ همکار و دوست او می ماند. وی در در این مدت با آثار گوناگون فیلسوف صنعت، یعنی سن سیمون، همکاری دارد مانند: صنعت، سیاستمدار، سازمان دهنده. درباره سیستم صنعتی و شرعیات صنعتداران.
۱۸۱۹٫ جدایی عمومی میان عقاید و اموال همکاری با نشریه سانسور، شارل کنت وشارل دونوایه.
۱۸۲۰٫ ارزیابی مختصر از کل گذشته دوران جدید که در ماه آوریل در سازمان دهنده منتشر می شود.
۱۸۲۲٫ جزوه ای درباره ی کارهای علمی لازم برای تجدید سازمان جامعه که در سیستم صنعتی منتشر می شود.
۱۸۲۴٫ سیستم سیاست اثباتی که چاپ تجدید نظر شده ای از کتاب قبلی است.
در ماه آوریل کنت این اثر را به سن سیمون فروخت و وی آن را بدون ذکر نام مؤلف در نشریه ی شرعیات اهل صنعت منتشر کرد. کنت اعتراض کرد و دعوا شروع شد: «رئیس او این کتاب را بخش سوم یک مجموعه بنام شرعیات اهل صنعت می داند که برای تشریح نظام فکری صنعتی سن سیمون نوشته شده؛ مرد جوان (یعنی آگوست کنت) معتقد است که کتاب مذکور بخش اول یک مجموعه است به نام سیستم سیاست اثباتی، که برای تشریح پوزیتیویسم اگوست کنت نوشته شده (هانری گوهیه). کنت بعدها از «تأثیر مصیبت باری» که «رابطه ی شوم» با یک «حقه باز فاسد» بر وی گذاشت سخن می گوید.
۱۸۲۵٫ ملاحظات فلسفی درباره ی علوم و دانشمندان، ملاحظاتی درباره ی قدرت معنوی، این دو اثر در نشریه ی تولید کننده متعلق به سن سیمون هم منتشر شده اند.
ازدواج اوگوست کنت با کارولین ماسن روسپی سابق. این ازدواج که بر اساس «محاسبه ی جوانمردانه ای» انجام گرفت « از نظر کنت تنها اشتباه حقیقتاً مهم زندگی او بود.» کارولین ماسن چند بار کانون خانوادگی مشترک خود را ترک گفت.
۱۸۲۶٫ ماه آوریل. آغاز دروس عمومی فلسفه ی اثباتی. هومبول، کارنو، بلنویل، فیزیولوژیست و یوآنسو ریاضیدان از جمله شاگردان او هستند.
۱۸۲۷- ۱۸۲۶٫ بحران روحی. کنت تحت تأثیر نخستین گریز زنش از خانه و مشغله ی فراوان فکری، مجبور می شود در یک استراحتگاه بخوابد. کنت که به علل این بیماری کاملاً آگاه است، برای جلوگیری از هر گونه بحران جدید، رژیم جسمی و روحی بسیار سختی را بر خود هموار می کند.
۱۸۲۹٫ چهارم ژانویه. کنت دروس فلسفه ی اثبات را از سر می گیرد.
۱۸۳۰٫ انتشار جلد اول دروس فلسفه ی اثباتی. جلدهای بعدی یکی پس از دیگری در سال های ۱۸۳۵،
۱۸۳۸٫ ۱۸۳۹، ۱۸۴۱ و ۱۸۴۲ منتشر می شوند.
۱۸۳۱٫ شروع تدریس ستاره شناسی برای همه که در شهرداری ناحیه ی سوم درس داده می شود و تا ۴۸- ۱۸۴۷ طول می کشد. کنت کرسی آنالیز مدرسه پلی تکنیک را درخواست می کند اما به نتیجه ای نمی رسد.
۱۸۳۲٫ انتصاب کنت به عنوان مربی آنالیز و مکانیک در مدرسه ی پلی تکنیک.
۱۸۳۳٫ کنت از گیزو تقاضا می کند که یک کرسی تدریس تاریخ فرانسه برای او در کاژ دو فرانس به وجود آید، اما این تقاضا رد می شود.کرسی هندسه ی پلی تکنیک نیز به سبب عقاید جمهوری خواهانه ی کنت به وی داده نمی شود.
۱۸۳۶٫ انتخاب کنت به عنوان ممتحن در پلی تکنیک.
۱۸۴۲٫ جدایی قطعی از خانم کنت.
۱۸۴۳٫ رساله ی مقدماتی در هندسه ی تحلیلی.
۱۸۴۴٫ گفتار درباره ی ذهن اثباتی مقدمه ی رساله ی فلسفی در ستاره شناسی برای همه. کنت مقام ممتحنی خود را در پلی تکنیک از دست می دهد از آن پس معشیت او با «کمک آزادانه ی پوزیتیویستی» که نخست (در ۱۸۴۵) توسط جان استوارت میل و چندتن ثروتمند انگلیسی، سپس (از ۱۸۴۸) توسط امیل لیتره و چند تن از شاگردان یا مشتاقان فرانسوی برای وی فرستاده می شود می گذرد در ماه اکتبر با کلوتیلد دو وو خواهر یکی از دوستانش، بر می خورد که سی سال دارد و جدا از شوهرش زندگی می کند و می داند که به بیماری شفا ناپذیری دچار است.
۱۸۴۵٫ «سال بی نظیر» کنت، عشقش را به کلوتید دو وو اظهار می دارد و وی او را فقط به دوستی بر می گزیند زیرا خود را در مورد آنچه از حد محبت بگذرد ناتوان می داند.»
۱۸۴۶٫ پنجم آوریل، کلوتیلد دو وو در برابر چشمان کنت می میرد و وی از این پس براستی خود را وقف پرستش این زن می کند.
۱۸۴۷٫ کنت مذهب بشریت را اعلام می کند.
۱۸۴۸٫ تأسیس انجمن پوزیتیویستی.
۱۸۵۱٫ کنت مقام مربی ریاضی خود رادر مدرسه ی پلی تکنیک از دست می دهد و انتشار جلد اول سیاست اثباتی یا رساله ی جامعه شناسی در تأسیس مذهب بشریت، جلدهای دیگر در سال های ۱۸۵۳-۱۸۵۲ و ۱۸۵۴ منتشر می شوند.
کنت در ۲۲ آوریل به اقای تولوز می نویسد: «یقین دارم که پیش از سال ۱۸۶۰ پوزیتیویسم را، به عنوان تنها مذهب واقعی و کامل، در کلیسای نتردام تبلیغ خواهم کرد.»
در ماه دسامبر، امیل لیتره وچندین از شاگردان، که از تأیید آگوست کنت از کودتای لویی ناپلئون منقلب شده و از جهتگیری فلسفه ی جدید نگران گردیده بودند، از انجمن پوزیتیویست ها کناره می گیرند.
۱۸۵۲٫ شرعیات اثباتی با شرح مختصری از مذهب همگانی.
۱۸۵۵٫ فراخوان به محافظه کاران.
۱۸۵۶٫ ترکیب ذهنی یا سیستم همگانی تلقی های خاص حال عادی بشریت.
۱۸۵۷٫ پنجم سپتامبر، مرگ آگوست کنت در پاریس، شماره ی ۱۰، کوچه ی موسیولوپرنس در آغوش شاگردانش.
اکثر نظریه پردازان جامعه شناسی به شدت تحت تأثیر شرایط اجتماعی یا فکری دوران خودشان، نظریه های شان را ارائه کرده اند. شرایط اجتماعی دوران کنت، دوران پس از انقلاب فرانسه است که با ناآرامی ها و تنش های بسیاری همراه بوده است. انقلاب فرانسه برخلاف تصور انقلابیون، هفتاد سال طول کشید تا به ثمر نشست و پایه های حکومت جمهوری شکل گرفت. در این دوران آشوب سه نظریه برای بهبود اوضاع وجود داشت:
۱) نظریه لیبرال های انقلابی که تحت تأثیر لاک، مونتسکیو ، روسو … قرار داشتند و اعتقاد به بازار آزاد، نهادهای مدنی، تفکیک قوا و … داشتند.
۲) نظریه مارکسیست های انقلابی بود که معتقد بودند باید انقلابی اجتماعی را براه انداخت و به قدرت گرفتن طبقات پایین تر جامعه، همچون کارگران، همت گمارد. آن ها تأکید داشتند که نظم موجود از بنیاد، ناعادلانه است و در آن تنها طبقات خاصی از تمامی مزایا برخوردار هستند درحالیکه قشر عظیمی محروم اند.
۳) نظریه فیزیک اجتماعی یا جامعه شناسی از سوی کنت بود که معتقد به رهیافتی علمی در برخورد با واقعیت اجتماعی داشت.
هر سه این دیدگاه ها بدنبال استقرار نظم در جامعه بودند. مارکسیست ها نظم را در براندازی شرایط موجود می دانستند و لیبرال ها در اصلاح وضعیت موجود، و کنت هم بیشتر اصلاح گراست تا انقلابی؛ از نظر او با در نظر گرفتن نظم اجتماعی، همچون نظم طبیعی می توانیم قوانین بنیادی زندگی اجتماعی را شناسایی و کشف کنیم و بدین طریق می توانیم گذشته را تبیین کرده، زمان حال را بازسازی کنیم، و آینده را پیش بینی نماییم.
در واقع در نگرش کنت، زندگی اجتماعی تنها گستره ای از حوادث نیست که به شکلی اتفاقی رخ دهند، بلکه تابع نظم و قوانینی هستند که عالم اجتماعی، همچون عالم طبیعی باید به شناسایی آن ها همت گمارد. او تحت تأثیر پیشرفت های علمی در دوران روشنگری و پس از آن، معتقد بود همانطور که در علوم طبیعی همچون فیزیک، عالمان طبیعی توانسته اند با شناسایی قوانین بنیادی حرکت اجسام، به تبیین و پیش بینی حوادث طبیعی دست بزنند، در بستر تحقیق اجتماعی نیز می توانیم با شناسایی قوانین خاص زندگی اجتماعی تبیین و پیش بینی حوادث اجتماعی را تسهیل نماییم. این علم اجتماعی جدید، از منظر کنت مبتنی بر «استدلال و مشاهده» بود، که هنوز هم در تحقیقات اجتماعی ما از همین روش استفاده می کنیم.
زمینه فکری
اگوست کنت فرزند عصر روشن اندیشی بود و با سنت فلسفه پیشرفت اواخر سده هجدهم، بویژه سنت تورگو و کندروسه پرورش یافته بود. گرچه در این جای هیچ تردیدی نیست اما تأکید صرف براین سنت و نادیده گرفتن سنت های دیگر، تصویر ناقصی از زمینه فکری کنت را به ما می نمایاند. کنت به سنت فکری دو بونالد و دومیستر نیز تعلق داشت. این دوتن از مخالفان سرسخت رهیافت فردگرایانه نسبت به جامعه بشری بودند، یعنی همان رهیافتی که سراسر سده هیجدهم را در سلطه خویش داشت. اگوست کنت یک لیبرال بود. کنت خود را ادامه دهنده سنت های علمی متفاوت بیکن و دکارت می دانست اما در ضمن تحت تأثیر بینش کاتولیکی بوسوئه نیز بود.
استعداد درخشان و رفتارها و منش های ناسازگار داشت ، او فردی متکبر، سرکش، بی تفاوت در برابر دیگران و مغرور، اما سخت کوش بود. انقلاب فرانسه فقط سبب تحول اندیشه فلسفی و سیاسی در فرانسه نشد، بلکه بر تفکر فلسفی و سیاسی در اروپا تأثیر گذاشت. در دوران انقلاب اردوگاه ها یا احزاب گوناگونی شکل گرفتند که سبب شد تا اردوگاه محافظه کاران تنها جریان فعال در عرصه سیاست در فرانسه دوران نباشد بلکه جریانی در کنار جریان های سیاسی دیگر به حساب آید. انقلاب مناسبات اجتماعی را چنان دگرگون کرده بود که هر دیدگاه سیاسی فقط دیدگاهی در کنار دیدگاه های دیگر قلمداد می شد و در موقعیت برتری قرار نداشت. شناخت کنت از دنیا در این محیط اجتماعی شکل گرفت و سبب شد تا تشخیص کنت از زمان، زمان درگیری و آشفتگی بنیادی باشد که منظور او از آشفتگی عمدتاً آشفتگی ذهنی بود نه حاکمیت متمرکز، اقتدارگرا و دیوان سالار ناپلئون. کنت می گفت جامعه از دیدگاه هستی شناختی واقعیتی کلی و فرافردی است؛ او معتقد بود که این روح کلی در قرون وسطی در اروپا در قالب کلیسای کاتولیک تجسم پیدا می کرد، بنابراین کلیسای کاتولیک در قرون وسطی کارکرد نظم دهنده به جامعه داشت، لیکن در عصر خود او دیگر چنین کارکردی ندارد. به گمان او کوشش برای بازسازی دوباره کلیسا عملی نابخردانه است و باید دنبال دلیلی عملی تر بود که او این رسالت را به دوش دین انسانیت برآمده از بطن علم جامعه شناسی می گذاشت.
مراحل سه گانه اندیشه اگوست کنت
برای آشنایی از شمای کلی اندیشه کنت، تقسیم بندی «ریمون آرون» جالب به نظر می رسد. وی در توصیف سیر تفکر کنت و براساس کتاب ها و رساله هایی که او به رشته تحریر درآورده، سه مرحله اساسی را در اندیشه و نظریات کنت تفکیک کرده است:
▪ مرحله اول بین سال های ۱۸۲۰ تا ۱۸۲۶ که شامل جزوات گوناگون آگوست کنت به عنوان یک فارغ التحصیل جوان پلی تکنیک است. او در این مرحله راجع به جامعه زمانه خود تفکر می کند و از همین جاست که برآن می شود که جامعه از الهی بودن و ماورائی بودن به سمت علمی و صنعتی شدن حرکت می کند. کنت در این زمان به بحران های جامعه نیز واقف است و سخت به اصلاح اجتماعی و اصلاح فکری معتقد است و برآن است که نظم را باید به جامعه بازگرداند. البته در این مسیر، اعتقادی به روش های انقلابی و خشونت بار ندارد و معتقد است با ترکیبی از علم و ایجاد سیاست اثباتی می توانیم این نظم را به جامعه بازگردانیم. در کل، کنت در این بخش از نظریاتش خیال می کند که جامعه صنعتی ِ اروپای غربی خصلت نمونه وار دارد و جامعه همه بشریت خواهد شد.
▪ مرحله دوم بین سال های ۱۸۳۰ تا ۱۸۴۲ قرار دارد که آرون آن دوره را مرحله تدریس دروس فلسفه اثباتی نام گذاری کرده است. دورنمای فکری کنت وسیع تر از گذشته شده و نگاه او به همه جوامع و همه علوم و توجه ویژه به فلسفه اثباتی و ترکیب جامع مجموعه آثار علمی بشریت از ویژگی های این دوره است. در این مرحله که کنت کم و بیش سعی در پایه گذاری جامعه شناسی دارد، بیشتر به جامعه ای می اندیشد که اساسش توافق اذهان است و جامعه شناسی ای را می پذیرد که پی شناخت تاریخ بشری واحد است. وی در این مرحله از اندیشه بر این خیال است که روش اثباتی در همه علوم کاربرد دارد و این اندیشه و روش باید در هر علمی چه نجوم و فیزیک و سیاست و جامعه شناسی تعمیم داده شود.
▪ مرحله سوم که تا مرگ کنت را دربر می گیرد مرحله سیاست اثباتی کنتی است که روش اثباتی را فراتر از علم مورد توجه قرار می دهد و معتقد است اگر طبیعت بشری یگانه است و نظم اجتماعی نیز یگانه است، باید به وحدت بشریت و انسانیت معتقد باشیم و در این میان، جامعه شناسی، مذهب جدید بشریت است که همگان باید بدان ایمان آورند.
اندیشه اگوست کنت
– تفکرات کلی کنت
هدف کنت آفرینش یک علم طبیعی جامعه بود که بتواند هم تحول گذشته نوع بشر را تبیین کند و هم مسیر آینده آن را پیش بینی کند. گذشته از بنای علمی که بتواند قوانین حرکت حاکم بر بشر را در گذشت زمان تبیین کند. کنت می کوشید تا شرایط لازم را برای استواری جامعه در هر زمان معین تاریخی تعیین کند. بررسی پویایی اجتماعی و ایستایی اجتماعی یعنی همان بررسی پیشرفت و نظم یا دگرگونی و استواری جامعه دو ستون بنیادی نظام ساخته و پرداخته او را تشکیل می دهند.
همان طور در بالا اشاره شد؛ کنت می پنداشت که جامعه بشری نیز باید با همان روشی مورد بررسی قرار گیرد که در جهان طبیعی به کار برده می شود. کنت می گفت که علوم طبیعی در اثبات قانون مندی پدیده های طبیعی موفق بوده اند و توانسته اند کشف کنند که پدیده های طبیعی از یک رشته توالی منظم تحولی پیروی می کنند. این علم نوین به جای تکیه بر مرجعیت سنت، خود را بر ترکیب مناسبی از استدلال و مشاهده به عنوان تنها وسیله موجه برای کسب دانش متکی ساخت. از نظر کنت هر نظریه علمی باید بر واقعیت های مشاهده شده استوار باشد، اما واقعیت ها را نیز نمی شود بدون راهنمایی یک نظریه مشاهده کرد.
کنت علم جدید خود را ابتدا «فیزیک اجتماعی» نامید اما از آن جا که تصور می کرد اصطلاح او از سوی یک آمارشناس بلژیکی به نام کتله دزدیده شده باشد اصطلاح «جامعه شناسی» را ابداع نمود. اصطلاحی که از عناصر یونانی و لاتینی ساخته شده است. علم اجتماعی موردنظر کنت هم در روش های تجربی و مبانی معرفت شناسی و هم در کارکردهایش برای نوع بشرمی بایست از الگوی علوم طبیعی پیروی کند.
انسان برای اینکه محیط غیرانسانی اش را به نفع خود دگرگون سازد باید قوانین حاکم بر جهان طبیعی را بشناسد به همین سان کنش اجتماعی مفید برای بشر تنها با استقرار قوانین حرکت حاکم بر تکامل بشری امکان پذیر است. اگر جامعه شناسی بتواند به انسان ها بیاموزد که قوانین دگرگونی ناپذیر تحول و نظم را در امور بشری باز شناسند در آن صورت انسان ها یادخواهند گرفت که چگونه این قوانین را در جهت مقاصد همگانی شان به کار برند.کار علم نه تسلط بر پدیده ها بلکه تعدیل آن هاست و برای اینکه چنین کاری انجام گیرد نخست باید قوانین پدیده های اجتماعی را باز شناخت. با جا افتادن این سیاق علمی نوین، انسان ها دیگر با مفاهیم مطلق نخواهند اندیشید بلکه برحسب و متناسب با وضع خاص یک جامعه درباره آن فکر خواهند کرد.
این علم اثباتی نوین اقتدار سنت های فلسفی ماوراءالطبیعی و عقلی را بر نمی تابد. پافشاری سرسختانه کنت بر این که هیچ چیزی مطلق نیست و همه چیز نسبی است جان کلام آموزش های او را تشکیل می دهد. او به جای پذیرفتن حقایق جاودانه معتبر مذهبی ، بر پیشرفت مداوم فهم بشری و خصلت تکمیلی کار علمی تأکید نمود.
– روش های تحقیق از نظر کنت
وی آرزو داشت جامعه شناسی مانند علوم طبیعی (فیزیک و شیمی و …) دارای قوانین ثابت و تأییدشده ای باشد که بتوان از طریق این قوانین رفتارهای انسانی را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. او دقیقاً روش هایی را برگزید که کاربرد آن ها در علوم طبیعی به چشم می خورد و روش خود را روش «پوزیتویستی» یا «اثبات گرایی» نامید. روش های بکار رفته در پوزیتویست روش هایی هستند که با حواس انسانی همخوانی داشته باشد. به عبارت دیگر بتوان از طریق یکی از حواس های پنجگانه به درک واقعیت رسید.
این روش ها عبارت بودند: ۱) روش مشاهده (به کمک نظریه مقدماتی)، ۲) روش آزمایشگری(آشفتگی در مسیر کلی) ، ۳) روش تاریخی، ۴) روش مقایسه ای(روش علمی).
۱) مشاهده به معنای جستجوی بی قاعده واقعیت های گوناگون نیست بلکه مشاهده گر جز به راهنمایی یک نظریه مقدماتی نمی داند که به چه واقعیت هایی باید بنگرد. بنابراین مشاهده تنها اگر از قوانین ایستا و پویایی پدیده ها تبعیت کند می تواند وجهه علمی داشته باشد.
کنت که به عنوان یک دانشمند مثبت گرا با مشاهده سروکار داشت، هدف مشاهده کننده را به این صورت بیان کرد که حقایق مشاهده شده را به عبارات کلی تر مربوط سازد و از عدد عبارت های کلی بکاهد تا جایی که بر دستگاهی شامل کمترین عبارات به منظور توضیح پدیده های موردنظر دست پیدا کند.
کنت علم را مبتنی بر مشاهده در جامعه شناسی بر روابط استاتیک و دینامیک تمرکز کرد. رویکردهای کنت به مطالعه استاتیک و دینامیک روابط اجتماعی، هر یک بر پایه فرض مهمی استوار است. او در چارچوب مفهومی استاتیک اجتماعی مبنا را بر این قرار داد که اجزای جامعه یک کل بی نقص را تشکیل می دهند و نوعی گرایش به سوی نظم و توازن را به نمایش می گذارند. بدین سان اجزای جامعه همیشه باید با تمامیت آن موردبررسی و مطالعه قرار گیرند و ناهماهنگی های مشاهده شده به عنوان اموری موقتی تصور شوند. کنت در بررسی دینامیک اجتماعی (الگوهای رشد و تغییر اجتماعی) فرض را بر این گذاشت که فرد می تواند مشاهداتی را از سایر جامعه ها اخذ نموده و به کمک یک فرضیه تکامل اجتماعی فرض کند ، این مشاهدات را می توان به گونه ای ارزیابی کرد که گویی به جامعه ای منفرد تعلق دارند که طی یک دوره بلند توسعه یافته است.
کنت مشاهده مستقیم، تجربه ی علمی و مقایسه را به عنوان روش های مشخص مشاهده ای مطرح نمود که به عقیده او جامعه شناس می تواند آن ها را مورد استفاده قرار دهد.
در خصوص مشاهده مستقیم او بیان کرد که باید مشاهده گر انواع پدیده ها را که مشاهده می کند بر رخدادهایی مانند مراسم اجتماعی ، گونه های زبانی آثار و ابنیه ای که به وسیله جمعی از مردم برافراشته شده و دیگر نهادهای جمعی تمرکز نماید. اگرچه مشاهده مستقیم تصور می شد می تواند به آسانی محقق شود اما انجام تجربه ی علمی مستقیم در پژوهش جامعه شناختی به عنوان چیزی غیرممکن توصیف می گردید.
کنت در عوض استفاده از تجربه ی علمی غیرمستقیم را پیشنهاد کرد. منظور از تجربه علمی غیرمستقیم در واقع تحلیل دو مثال مشابه یا دو مثال موازی با یک رابطه یکسان اجتماعی است.
۲) دومین روش تحقیق علمی، یعنی آزمایشگری تنها به گونه ای جزئی در علوم اجتماعی کاربردپذیر است. همان گونه که در بالا عنوان شد، آزمایشگری مستقیم در جهان انسانی امکان پذیر نیست.
۳) سومین روش، روش مقایسه ای است. در این جا روش اصلی، مقایسه همزمان حالت های گوناگون و مستقل جامعه بشری در بخش های مختلف کره زمین را شامل می شود. با این روش مراحل گوناگون تکامل بشری را می توان در یک زمان مشاهده کرد. مراحل معینی از تحول بشر را که تاریخ تمدن غرب هیچ قرینه ای از آن در دست ندارد می توان تنها با این روش مقایسه ای مورد شناسایی قرار دارد یعنی با بررسی مقایسه ای جوامع ابتدایی. مقایسه جامعه های انسانی با جامعه های غیرانسانی مانند جامعه یک حشره، مقایسه جامعه هایی که در سطح واحدی از توسعه قرار دارند و سرانجام مقایسه جامعه هایی که در سطوح مختلفی از توسعه قرار دارند نقش یک اصل بنیادی یا یک بنیان را برای جامعه شناسی دینامیک او بازی می کند.
گرچه این هر سه روش علمی باید در جامعه شناسی به کار بسته شوند اما علم جامعه شناسی از همه بیشتر باید بر روش چهارم یعنی روش تاریخی توجه کند. مقایسه تاریخی در خلال اعصاری که بشریت طی آن ها تحول یافته است جان کلام تحقیق جامعه شناختی را ارائه می کند.
منابع تحقیق :
– ریتزر، جورج؛ نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۸۱، چاپ ششم.
– کوزر، لیوئیس؛ زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۸۰، چاپ نهم.
– آرون، ریمون؛ مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۱، چاپ پنجم.
– دیلینی، تیم؛ نظریه های کلاسیک جامعه شناسی، بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۸، چاپ دوم.
– استونز، راب؛متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه مهرداد میردامادی، نشر مرکز،۱۳۸۲،چاپ دوم.
– سیدمن، استیون؛ کشاکش آراء در جامعه شناسی، هادی جلیلی، تهران، نی، ۱۳۸۸، چاپ دوم.
– کرایب، یان؛ نظریه اجتماعی کلاسیک، ترجمه شهناز مسمی پرست، نشر آگه،۱۳۸۲، چاپ اول.
– ادیبی، حسین و انصاری، عبدالمعبود؛ نظریه های جامعه شناسی، تهران، دانژه، ۱۳۸۳، چاپ دوم.
– توسلی، غلامعباس؛ نظریه های جامعه شناسی، تهران، سمت، ۱۳۸۰، چاپ هشتم.
– تنهایی، حسین ابوالحسن؛ نظریه های جامعه شناسی (ویژه دوره های کارشناسی)، مشهد، ۱۳۸۶٫
– آزاد ارمکی، تقی؛ نظریه های جامعه شناسی، تهران، سروش، ۱۳۷۶، چاپ اول.
– جمشیدیها، غلامرضا؛ پیدایش نظریه های جامعه شناسی، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،۱۳۸۷ چاپ سوم.

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.