گاهشمار زندگی نیچه

null

نویسنده: کیت انسل پیرسون
مترجم: محسن حکیمی

– ۱۸۴۴: ۱۵ اکتبر: نیچه، پسر کشیشی به نام کارل لودویگ نیچه، در شهرستان پروسی روکن واقع درزاکسن، در جنوب غربی لایپزیگ، چشم به دنیا می گشاید.
-۱۸۴۹ :۳۰ژوئیه: مرگ پدر
– ۱۸۵۸: نیچه به دبیرستان پفورتا، مدرسه ی شبانه روزی مشهور پروتستان های آلمان در نزدیکی ناومبورگ می رود.
– ۱۸۶۴: اکتبر: نیچه به عنوان دانشجوی الاهیات و واژه شناسی کلاسیک وارد دانشگاه بن می شود.
– ۱۸۶۵: اکتبر: نیچه به پیروی از استاد واژه شناسی خود در دانشگاه بن، یعنی ف. و. ریتشل، به لایپزیک می رود. در میان کتاب های دست دوم یکی از کتابفروشی های لایپزیک به آثار شوپنهاور بر می خورد. به دوستانش می گوید«شوپنهاوری» شده است.
– ۱۸۶۸ :۸ نوامبر: نیچه برای نخستین بار با ریشارد واگنر در لایپزیگ دیدار می کند.
– ۱۸۶۹: فوریه: نیچه، که هنوز درجه ی دکترای خود را نگرفته است، به توصیه ی ریتشل به عنوان استادیار واژه شناسی کلاسیک در دانشگاه بازل منصوب می شود.
۱۷ مه: نیچه برای نخستین بار واگنر و کوزیما ( فون بولو) را در تزیبشن ملاقات می کند.
۲۸ مه: برای نخستین بار در بازل درباره ی «هومر و واژه شناسی کلاسیک» سخنرانی می کند.
۱۸۷۰: اوت: نیچه داوطلبانه به عنوان بهیار به جبهه ی جنگ فرانسه و پروس می رود، اما به سبب بیماری پس از دو ماه به بازل باز می گردد.
۱۸۷۱: ژانویه: کرسی فلسفه را در دانشگاه بازل درخواست می کند، اما موفق نمی شود.
برای مرخصی استعلاجی به کوه های آلپ سوئیس می رود. روز به روز از حرفه اش یعنی تدریس واژه شناسی کلاسیک بیزارتر می شود.
از این سال به بعد، نیچه پیوسته درگیر نبرد با بیماری است.
۱۸۷۲: ژانویه: نخستین کتاب خود، یعنی زایش تراژدی از دل روح موسیقی ( در اصل به نام «درباره ی سرخوشی یونانی») را منتشر می کند.
فوریه- مارس: در بازل درباره ی «آینده ی نهادهای آموزشی ما» سخنرانی می کند.
۲۲ مه: نیچه به مناسبت پنجاه و نه سالگی واگنر، او را در گذاشتن نخستین سنگ بنای تالار بایروت یاری می دهد.
۱۸۷۵ -۱۸۷۳ تألیف تأملات نابهنگام.
۱۸۷۶: اوت: برگزاری نخستین جشنواره ی موسیقی بایروت. نیچه کم کم با واگنر بیگانه می شود.
سپتامبر: همراه پُل رِه بایروت را ترک می کند.
اکتبر: دانشگاه بازل به دلیل بیماری نیچه به او یک سال مرخصی استعلاجی می دهد.
۱۸۷۸ تألیف نخستین بخش انسانی، بیش از حد انسانی ( پیشکش به ولتر).
۳ ژانویه: واگنر نسخه یی از متن تازه منتشر شده ی اپرای پارزیفال را برای نیچه می فرستد.
مه: نیچه آخرین نامه ی خود را به واگنر می نویسد و نسخه یی از انسانی، بیش از حد انسانی: کتابی برای جان های آزاد را ضمیمه ی آن می کند. دوستی او با واگنر پایان می گیرد.
۱۸۷۹: تألیف بخش اول از جلد دوم انسانی، بیش از حد انسانی: عقاید و امثال گوناگون.
نیچه به علت بیماری مجبور می شود از مقام استادی دانشگاه بازل کناره گیری کند.
ده سال پایان عمر را چون آواره یی تنها در مسافرخانه ها و اجاره نشینی می گذراند.
– ۱۸۸۰ تألیف بخش دوم از جلد دوم انسانی، بیش از حد انسانی: آواره و سایه ی او.
– ۱۸۸۱: تألیف سپیده دم و اندیشه هایی درباره ی پیشداوری های اخلاق.
نخستین تابستان در سیلس- ماریا در انگادین علیا، جایی که او اندیشه ی وحشتناک تکرار جاودان همان را تجربه می کند.
– ۱۸۸۲: تألیف دانش شاد ( که آن را به نام فرزانگی شادمان نیز می شناسند). در گزین گویه ی شماره ی ۱۲۵ این اثر، مرد دیوانه یی «مرگ خدا» را اعلام می کند.
مارس: پُل رِه، نیچه را در جنوا ترک می گوید و به رم می رود، جایی که لوسالومه را می بیند و عاشق او می شود.
آوریل: نیچه به رم می رود و لوسالومه را می بیند. در عرض چند روز، نیچه به او پیشنهاد ازدواج می کند، نخست از طریق رِه و سپس به طور مستقیم با آن که با پاسخ منفی رو به رو و می شود، با بستن پیمانی روشنفکرانه برای تشکیل خانواده یی سه نفره از خود، رِه و سالومه راضی است.
در پایان سال، نیچه از رِه و سالومه می برد و احساس می کند آنان هر دو به او خیانت کرده اند.
– ۱۸۸۳: تألیف بخش های اول و دوم چنین گفت زرتشت، کتابی برای همه کس و هیچ کس.
۱۳ فوریه: مرگ واگنر
– ۱۸۸۴: تألیف بخش سوم زرتشت در نیس.
– ۱۸۸۵ انتشار بخش چهارم و آخر زرتشت به صورتی محدود و خصوصی.
– ۱۸۸۶: تألیف فراسوی نیک و بد. درآمدی بر فلسفه ی آینده.
– ۱۸۸۷: نیچه به تصادف به ترجمه ی فرانسوی یادداشت های زیرزمینی بر می خورد و داستایفسکی را کشف می کند.
۱۰ نوامبر: تألیف تبارشناسی اخلاق: یک جدل.
– ۱۸۸۸: مه- اوت: تالیف قضیه ی واگنر و تکمیل مستانه سرایی های دیونوسوسی( انتشار در ۱۸۹۱).
سپتامبر: تألیف دجال ( انتشار در ۱۸۹۱).
اکتبر- نوامبر: تألیف اینک انسان ( انتشار آن را الیزابت فورستر نیچه تا ۱۹۰۸ به تاخیر می اندازد).
دسامبر: تألیف نیچه در مقابل واگنر( انتشار در ۱۸۹۵).
– ۱۸۸۹: تألیف غروب بت ها ( نام اصلی آن: «وقت گذرانی یک روان شناس»).
۳ ژانویه: نیچه در پیاتزاکاربو تورینو در هم می شکند و اسب پیر گاری کشی را که صاحبش آن را به کتک بسته است در آغوش می گیرد.
۱۸ ژانویه: او را به عنوان بیمار روانی به درمانگاه روانی دانشگاه ینا می برند. پزشکان بیماری او را «فلج پیشرونده» تشخیص می دهند.
– ۱۸۹۰: مادر نیچه پسرش را به خانه ی خود در ناومبورگ می برد.
– ۱۸۹۷ :۲۰ آوریل: مرگ مادر. خواهر نیچه او را از ناومبورگ به وایمار می برد، جایی که او در ۱۸۹۴ آرشیو نیچه را به آنجا منتقل کرده بود. تب مرگ زای نیچه آغاز می شود.
– ۱۹۰۰: ۲۵ اوت: نیچه در وایمار می میرد. او را در کنار پدرش در روکن به خاک می سپارند.
– ۱۹۰۱: از میان آثار دهه ی ۱۸۸۰ او، ۵۰۰ پاره متن با نام خواست قدرت منتشر می شود. در ۱۹۰۶ چاپ دوم همین اثر با ۱۰۶۷ پاره متن منتشر می شود.
منبع مقاله: انسل، پیرسون، کیت، (۱۳۷۵)، هیچ انگار تمام عیار: مقدمه ای بر اندیشه ی سیاسی نیچه، محسن حکیمی، تهران: نشر خجسته، چاپ دوم(۱۳۸۶).

منبع: راسخون

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.