دولت سلوکیدها ( سلوکیان )

null

تقریبا پس از مرگ اسکندر ازهم‌ پاشیدگى امپراطورى او آغاز گردید. پیکار میان سرداران مقدونى پیشین شاه تا چند دهه ادامه داشت. نخستین مرحله این پیکار شامل درگیرى ستیزهاى پیوسته میان ساتراپ‌ها بود که هرکدام کوشش داشتند نفوذ و قدرت خود را روى ساتراپ‌ها یا چهره‌هاى دیگر برقرار کنند. کسانیکه در راس امپراطورى قرار داشتند (سرداران مقدونى – نخست پردمکا و سپس آنتى پاترا) ، منظورشان این بود یکپارچگى امپراطورى را حفظ کنند و خود در راس آن قرار گیرند. بعدها رفته‌رفته دولت‌هاى جداگانه‌اى در دوران قلمرو امپراطورى شکل گرفتند و پیکار براى تقسیم ارثیه اسکندر در گرفت. در روى ویرانه‌هاى امپراطورى اسکندر، سه مرکز اصلى به‌وجود آمد: مقدونیه (و یونان که تابع آن بود) ، دولت پتولم‌ها شامل (مصر، بخش جنوبى سوریه و چند استان آسیاى صغیر) و سرانجام دولت سلوکیدها یا سلوکیان (قسمت آسیایى متصرفات اسکندر) .

بنیان‌گذار دولت سلوکیدها ( سلوکیان ) یکى از محافظان جان اسکندر بود. به‌موجب پیمانى که به سال ٣٢١ ق. م. میان ساتراپ‌ها بسته شد، بابل هم جزو قلمرو سلوکى گردید. سلوکى در نخستین سال فرمانرواییش سرگرم پیکار سخت به منظور استوار کردن حکومتش در بابل شد. نخست او ناگزیر با یکى از سرداران اسکندر به نام یومن درگیر شد، نامبرده در آسیاى صغیر شکست خورد و با رزمندگان همراهش به خاور گریخت. در اینجا یومن اعتلافى از ساتراپ‌هاى محلى پدید آورد، اما به انگیزه عدم اعتماد متقابل و بى‌میلى ساکنان محلى درباره جدا شدن از مرکز قدرت، این اعتلاف به هم خورد، اینگونه فرمانرواى عالى آسیا با کمک آنتى گونا، یومن و متحدانش را از میان برد و تسلط کامل خود را بر سرتاسر ساتراپ‌هاى ایران و آسیاى میانه برقرار کرد. سرانجام آنتى گونا خودش مى‌خواست جاى سلوکى را بگیرد (به سال ٣١۵ ق. م.) .اما سلوکى از درگیرى شدید آنتى گونا با ساتراپ‌هاى دیگر بهره برد، درحالیکه از فرمانرواى مصر یعنى پتولم نیروهاى کمکى در اختیار گرفت، به سال ٣١٢ ق. م. به بابل برگشت، این سال آغاز فرمانروائى سلوکیدها به‌شمار مى‌آید. درهرحال سلوکى با پشتیبانى مردم محلى توانست قدرت خود را در تمام ساتراپ‌ها برقرار کند.

با شرایط مساعدى که پدید آمده بود (ادامه جنگ در غرب) سلوکى امکان یافت به شرق لشکرکشى کند و طى این لشکرکشى ساتراپ‌هاى ایران و آسیاى میانه را تصرف کرد. در پایان این لشکرکشى او با چاندرا گوپتا بنیان‌گذار دولت‌هاى مائورى در هندوستان برخورد. جنگ میان آنها با واگذارى تمام متصرفات هندى اسکندر به فرمانرواى هندى پایان یافت، در عوض چاندرا گوپتا ٣٠٠ راس فیل جنگى به سلوکى واگذار کرد که باعث تقویت نیروهاى او شد. در سالهاى ٣٠۵/٣٠۴ ق. م. سلوکى خود را پادشاه اعلام کرد، دیرى نپایید سوریه شمالى را گرفت و به سال ٢٨١ ق. م. قسمت عمده آسیاى صغیر را به چنگ آورد؛ در این سال که او قصد تصرف مقدونیه را داشت، کشته شد.

سلوکیدها در دوره شکوفائى حکومت‌شان قسمت عمده متصرفات آسیایى اسکندر را در دست داشتند ضمنا همان دشواریهاى زمان اسکندر براى کشوردارى در این سرزمین در برابر حکومت تازه خودنمایى کردند. اما راه‌حل سلوکیدها در بیشتر موارد جور دیگر بود.

سیاست اسکندر که ایجاد یکپارچگى پارسیان و مقدونیان، به عنوان رعایاى امپراطورى بود، در زمان سلوکیدها از میان رفت. تقریبا بیدرنگ پس از مرگ اسکندر پارسیان از مقامهاى مهم دولتى برکنار شدند. سربازان مقدونى نمى‌خواستند که ثمره پیروزیهایشان را با پارسیان مغلوب تقسیم کنند، و سرداران (ازجمله خود سلوکى) در شرایطى که پیوسته در حال جنگ بودند از گرایشهاى افراد ارتش پیروى مى‌کردند، نمى‌توانستند (و نمى‌خواستند) سیاستى مخالف با خواسته‌هاى افرادشان را اجرا کنند. در این شرایط سیاست بازسازى سازمان حکومت با طرح‌هاى اسکندر تفاوت فراوان داشت.

قشر مدیران دولتى همه مقدونى بودند که در راس آنها شاه قرار داشت، در مرکز این سازمان حکومتى، ارتش بود که فرماندهان آن همه مقامهاى عالى را اشغال کردند. مبناى حقوقى این نظام از پندار کهنى الهام مى‌گرفت که به موجب آن فاتحان، مالک دارایى و زندگى مغلوبان به‌شمار مى‌آمدند. استثمار مردم تنها به وسیله دستگاه دولتى انجام مى‌یافت، اما این به آن معنى نبود که سلوکیدها از اشراف متشخص محلى به عنوان پشتیبان در کشورهاى اشغال‌شده بهره نمى‌بردند. مثلا روحانیان معابد محلى در شهرهاى بابل از امتیازهاى ویژه‌اى برخوردار بودند. اما در اصل حکومت سلوکیدها به دست مقدونیان گرداننده مى‌شد، و بقیه مردم که شامل اکثریت قریب به اتفاق ساکنان بودند، از لحاظ اجتماعى در پست‌ترین وضع قرار داشتند. روابط اجتماعى موجود تغییر چندانى نکرد، اما یک قشر اجتماعى-مقامهاى بسیار عالى-تازه پدید آمد.

سیاست شهرسازى بنابر طرحهاى اسکندر، در زمان دولت سلوکیدها ( سلوکیان ) از بین رفت. شهرهاییکه اسکندر در مدت کوتاهى بنا نهاده بود، و همچنین شهرهاى نوىی که خود سلوکیدها ساختند، حقوق « پلیس‌ها » را بازیافتند. این به آن معنى بود که محدودیت‌هاى سخت اسکندر درباره شوراهاى شهرى ملغى شد، و هم‌اکنون این شهرها تا اندازه‌اى خودمختارى به دست آوردند، این خواسته یونانیان بود و باعث کشانده شدن آنها از زادگاهشان به شهرهاى نوبنیاد خاور گردید. اما درعین‌حال این شهرها با «پلیس‌هاى» یونانى دوره‌هاى پیشین تفاوت فراوان داشتند، خودمختارى آنها فقط به کارهاى داخلى محدود مى‌شد و در راس شوراهاى شهرها نمایندگان شاه به نام اپیستات وجود داشتند. زمین‌هاى این شهرها متعلق به شاه بودند، اما شوراهاى شهر مالک شرطى این زمین‌ها به‌شمار مى‌آمدند و اعضاى این شوراها ناگزیر بودند (به عوض این امتیاز) در ارتش شاه خدمت کنند. اینگونه در حکومت سلوکیدها نوعى سازش میان خواسته‌هاى یونانیان و سیاست تمرکز دولت سلوکیدها پدید آمد، این سیاست باعث پشتیبانى یونانیان که در شهرهاى نوبنیاد مسکن گزیدند، از رژیم موجود یعنى دودمان سلوکیدها، گردید. علاوه‌بر این مناطق روستایى هم به شهرها وابسته بودند و ساکنان این روستاها در رابطه با شهرها وظایف ویژه‌اى را به عهده داشتند.

اینگونه سلوکیدها شهرهاى یونانى را در استثمار ساکنان بومى با خود شریک کردند و بنابراین تکیه‌گاههایى را براى تثبیت قدرتشان در شرق پدید آوردند. دانشمندان بورژوازى به‌ویژه اظهار عقیده کرده‌اند که گویا شهرهاى یونانى در خاور «ولینعمت‌ هاى دهقانان آسیایى» بوده‌اند. اما عملا از روابط شهر و ده چنین برمى‌آید که فقط شکل استثمار دهقانان روستا عوض شده بود.

بنا به منابعى که به‌دست آمده، سلوکیدها در حدود ٧٠ شهر بنا کردند. این رقم به‌نظر درست مى‌آید. مراکز اصلى شهرسازى سلوکیدها در شمال سوریه، بین النهرین و در ایران منطقه ماد بوده است. چند شهر هم در مناطق ایلام، پارس، کارامانى، گیرکان و پارت ساخته شدند. بعدها چند شهر به‌زودى ویران گردیدند، اما عده‌اى از آنها مدت‌ها باقیماندند. گاهى شهرهاى یونانى در نزدیکى شهرهاى محلى ساخته مى‌شدند (مثلا، شوش، اکباتان، هکاتومپیل) اما شوراهاى شهرى یونانى، با مردم محلى نمى‌آمیختند.

کلنى‌نشینى نیز از راه اسکان نظامیان به‌ویژه در مناطق مهم استراتژیک و شاهراههاى اصلى که نقاط دوردست قلمرو حکومت را به‌هم وصل مى‌کردند، انجام مى‌گرفت.

به‌غیر از آنچه در بالا ذکر شد، سلوکیدها در بیشتر کارهاى کشوردارى از سنت‌ هاى اسکندر پیروى مى‌کردند. بنابراین پادشاهان سلوکید با خودکامگى و قدرت کامل کشور را مى‌گرداندند. آپیان، نویسنده یونانى در سدۀ دوم میلادى که تاریخ سلوکیدها را به رشته تحریر درآورده، عملا روش حکومت سلوکیدها را اینگونه منعکس مى‌کند:

به‌طور کلى قوانین جاریه زمان سلوکید را مى‌توان با این جمله خلاصه کرد: «آنچه را که شاه تصویب مى‌کرد کاملا عادلانه به‌شمار مى‌رفت» . در بسیارى موارد مانند مقدونیه ارتش در کارهاى حکومتى مداخله‌اى نداشت.

نویسنده: پوریا پارسا

منبع: سایت خردگان

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.