اوضاع اجتماعى و سیاسى سلوکیان

null

توده اصلى مردم، دهقانان بودند و اینها وظیفه پرداخت مالیات‌هاى پولى و جنسى را به شاه داشتند. بیشتر اوقات دهقانان مالیات‌هاى خود را به نماینده شاه یعنى محصل مالیاتى تحویل مى‌دادند. اما دهقانان ظاهرا وابسته و مقید به‌شمار نمى‌آمدند. این طبقه خود را آزاد مى‌شناخت، اما روش کشوردارى سلوکیان چنان بود که رفته‌ رفته دهقانان را به اسارت و بردگى مى‌کشاند و آنها را از راه وابستگى به زمین به برده دولت تبدیل مى‌کرد.( اجتماعى و سیاسى سلوکیان – www.kheradgan.ir )

سیستم مالیاتى دولت سلوکیان کاملا پیچیده بود. گذشته از مالیات اصلى به نام « فورس » که از شهر یا طایفه به‌گونه دسته‌جمعى وصول مى‌شد، مالیات‌هایى از قبیل مالیات سرانه، مالیات بر معامله، مالیات بر ثروت، مالیات برده و غیره را از مردم مى‌گرفتند.( اجتماعى و سیاسى سلوکیان – www.kheradgan.ir )

به‌ویژه مالیات «فورس» بسیار سنگین بود چون میزان آن به‌طور ثابت ثبت مى‌شد و هیچ وقت کاهش نمى‌ یافت. خشکسالى، ویرانى محل در اثر عملیات جنگى و غیره نمى‌توانستند مانع از پرداخت فورس شوند. همیشه بدهى به دولت وسیله‌اى بود که دهقان را مقید و وابسته به زمین مى‌کرد. ماهیت دولت سلوکید به‌ویژه از سیاست مالیاتى آن روشن مى‌شود، چون این سیاست بهترین وسیله براى استثمار رعایا به‌شمار مى‌رفت.( اجتماعى و سیاسى سلوکیان – www.kheradgan.ir )

ارتش سلوکیان شامل یک هسته نسبتا کوچک دایمى از پیاده و سوار مقدونى، و پادگانهایى در مراکز مهم، زیر نظر ساتراپ‌هاى محل بود. در مورد لزوم ایجاب مى‌کرد که یکانهایى از شهرهاى یونانى و عشایر محلى بسیج گردند. مزدوران هم نقش مهمى را در ارتش ایفا مى‌کردند. افراد ارتش چند ده هزار نفرى از خزانه شاه حقوق و جیره دریافت مى‌کردند. شاه فرماندهى عالى کل قوا بود و هنگام جنگ خودش فرماندهى را به‌دست مى‌گرفت.

قلمرو پهناور سلوکیان به ساتراپ‌ها تقسیم مى‌شد. ساتراپ‌هاى سلوکیدى کوچکتر از ساتراپهاى دولت هخامنشى و اسکندر بودند. کوچکترین واحد ادارى، حوزه‌هاى مذهبى بودند. در راس ساتراپ‌ها، ساتراپ‌دار قرار داشت که قدرت کشورى و لشکرى را به‌دست مى‌گرفت، ادارات مالى ساتراپ‌ها هم مستقل بودند.

زمین‌هاى دولت به دو قسمت تقسیم مى‌شدند: قسمتى متعلق به شخص شاه بود (املاک شخصى) و در قسمت دیگر شوراهاى شهرها شریک شاه بودند. روساى دودمانهاى محلى، عشایر، جامعه‌ها و غیره اصولا زیر حاکمیت شاه قرار داشتند. اما مرز مشخصى میان مفهوم حاکمیت و مالکیت وجود نداشت، چون همیشه رهبر قوم غالب داراى قدرت مطلقه بود بنابراین عمال شاه روى تمام زمین‌ها نظارت داشتند. اعمال قدرت از سوى شاه باعث تقویت او مى‌گردید، و الا دولت نمى‌توانست تنها به کمک شماره ناچیزى مقدونى سرزمین پهناور امپراطورى را بگرداند.( اجتماعى و سیاسى سلوکیان – www.kheradgan.ir )

بنیان‌گذارى گسترده شهرهاى یونانى باعث پیشرفت نظام برده‌دارى به شکل کلاسیک خود گردید. همراه با برده‌دارى روش‌هاى دیگر به بند کشیدن توده‌ها رایج گردید. چیرگى مقدونیان و حکومت‌هاى یونانى به‌طورکلى اصول روابط اجتماعى موجود را تغییرى نداد، حتى هنگام استیلاى اینان وضع توده‌هاى مردم بدتر شد، استثمار آنها شدیدتر گردید، و محدودیت توده‌ها به حد بردگى رسید. طبعا این شرایط اعتراض توده‌هاى مردم محلى را برانگیخت، و همین مسعله انگیزه ناپایدارى دولت سلوکیان شد. و در ظرف چند دهه پس از تشکیل این دولت گرایش توده‌ها به جدایى‌خواهى شدت گرفت.( اجتماعى و سیاسى سلوکیان – www.kheradgan.ir )

نویسنده: پوریا پارسا
منبع: سایت خردگان

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.