بررسی سیاست مذهبی شاه اسماعیل اول ( ۹۰۷- ۹۳۰ ه.ق)



  بررسی سیاست مذهبی شاه اسماعیل اول ( 907- 930 ه.ق)

 

نویسنده: پیمان باقری تلواژگانی*
منبع:راسخون

 

خاندان صفوی پس از سالیان سال فعالیت به واسطه کمک های صوفیان قزلباش در سال ۹۰۷ ه.ق قدرت سیاسی را به دست آوردند. در آمیختن دین و سیاست، عامل اصلی پیدایش و پیروزی صفویان بود. شیوخ صفوی- جنید و حیدر – و سپس اسماعیل میرزا از راه تومان ساختن دین و سیاست، در ایجاد و تثبیت حکومت و سلطنت خویش بهره فراوان بردند. با تاسیس حکومت در سال ۹۰۷ ه.ق توسط شاه اسماعیل اول، تغییرات بنیادینی در ساختار جامعه و حکومت به وجود آمد. وی برای تثبیت حکومت و اداره اوضاع کشور به اعلام مذهب تشیع و استفاده از ظرفیت های آن پرداخت. با رسمی شدن آیین شیعیان زمینه فعالیت بسیار گسترده علمای شیعه با حکومت را که تا این دوران به صورت اقلیت و دور از مراکز قدرت زندگی می کردند؛ را فراهم کرد.
– تاسیس حکومت صفوی:
در اواخر قرن نهم هجرى، نواحى غربى گیلان تا اردبیل، از مراکز نفوذ خانقاه اردبیل بوده و در میان مردم و امیران این ناحیه، کسانى بودند که به خاندان شیخ صفى ارادت مى‌ورزیدند.(جعفریان‌، ۱۳۷۹، ج۱: ۴۳) پس از کشته شدن شیخ حیدر و کشمکش های فراوان میان فرزندان وی و سلاطین آق قویونلو؛ سرانجام در راه فرار به اردبیل، سلطان علی فرزند ارشد حیدر در برخورد با نیروهای رستم بیگ آق قویونلو جان سپرد و مسند مرشدی به برادر او اسماعیل میرزا رسید. وی پس از مدتی به دلیل عدم امنیت اردبیل، همراه تعدادی از مریدان خویش رهسپار گیلان شد و در شهر لاهیجان مورد استقابل کارکیا میرزا والی شیعی مذهب آل کیا در گیلان قرار گرفت.(ترکمان، ۱۳۸۲،ج۱ :۲۵؛ تتوی و قزوینی، ۱۳۸۲، ج۸: ۹-۵۴۷۸)
اسپناقچى پاشازاده‌ در مورد کارکیا میرزا می نویسد: «« کارکیا میرزا على والى لاهیجان که یکى از آن حیدرى‌هاى معروف و کمر بسته آن طریق بود، در تربیت شاه اسماعیل آنى غفلت نورزیده، از تمامى نکات و اسرار طریقه حیدریّه آگاهى کامل مى‌داد. چون مشار الیه بسیار فطین و عاقل و به جلب قلوب مایل بود، در اندک مدتى مقدار مریدان او از مقدار مریدان آباء و اجدادش که در آسیاى اسلامى شهرت تام داشتند، بیشتر شد.»»(اسپناقچى پاشازاده، ۱۳۷۹: ۴۰) به دلیل اقامت طولانی مدت اسماعیل در لاهیجان، طرفداران خاندان صفوی از نقاط گوناگون به سمت گیلان رهسپار شدند و به حامیان این خاندان پیوستند. دلیل اصلی حرکت وی به سمت گیلان را باید حضور والی شیعه مذهب این ایالت و هم چنین وجود پیش زمینه های تصوف- مرکز طریقت زاهدیه- و تشیع در این منطقه اشاره کرد.
اسماعیل میرزا در دوران اقامت پنج ساله خویش در گیلان پیوسته با مریدانش در آناتولی در ارتباط بود و هنگام حرکت وی در سال ۹۰۵ه.ق مریدان بسیاری از شام و روم به او پیوستند. روایات مورخان آن عصر تجمع قبایل ترکمن طرفدار اسماعیل میرزا در لاهیجان و نفوذ عمیق خاندان صفوی در منطقه و میان قیایل بیابان گرد را به خوبی نشان می دهد.(اسپناقچى پاشازاده‌، ۱۳۷۹: ۴۰) در واقع قبایل ترکمن آناتولی تکیه گاه اصلی خاندان صفوی در کسب قدرت سیاسی به حساب می آمدند و افراد ایرانی تقریبا در این میدان به چشم نمی آمدند. برای نمونه دسته ای از صوفیان آناتولی مشتمل بر هفت هزار نفر از قبایل مختلف، در راه خروج از گیلان به اسماعیل میرزا پیوستند.(حسینی استرآبادی، ۱۳۶۶: ۳۴) مستوفی نیز به هفت هزار نفر حامی اسماعیل از قبایل ترکمن استاجلو، شاملو، تکلو، قاجار افشار اشاره می کند و آن ها را به عنوان قبایل قزلباش معرفی می نماید.(مستوفی، ۱۳۷۵: ۴۸) یکی از دلایل اقامت طولانی مدت اسماعیل میرزا در گیلان بی شک جمع آوری طرفداران خویش از آسیای کوچک بوده تا با اتکا به نیروی نظامی این افراد بتواند بر رقیبان خویش پیروز شود.
سرانجام اسماعیل در سال ۹۰۵ه.ق تصمیم به خروج گرفت. وی پس از درگیری های فراوان یک به یک حریفان خویش را پشت سر گذاشت و سرانجام در نبردی سرنوشت ساز اواخر سال ۹۰۶ه.ق با پیروزی در جنگ شرور بر الوند میرزا شاهزاده آق قویونلو پیروز گشت و در تبریز به عنوان اولین شاه دودمان صفویه تاج گذاری کرد.(قزوینی، ۱۳۸۷: ۷-۱۱۱) وحید قزونی در خصوص پیروزی شاه اسماعیل او می نویسد: «« وحید قزونی در خصوص پیروزی شاه اسماعیل او می نویسد: ««در شهور سنه سبع و تسعمائه در شرور نخجوان تلاقى فریقین روى نموده با آنکه لشکر الوند میرزا، سى هزار نفر و سپاه نصرت پناه هفت هزار بودند قرین فتح و نصرت گردید و الوند میرزا به آذربایجان فرار نموده آن حضرت متوجه تبریز شد، سکه زر و منبر به نام نامى او آرایش یافته رایات مذهب اثنى عشر بلندى گرفت.»»(وحید قزوینی، ۱۳۸۳: ۲۸)
– سیاست داخلی شاه اسماعیل اول و تعمیم مذهب تشیع در ایران:
مذهب رسمی ایران، پیش از دوره صفویه به مدت چندین قرن مذهب تسنن بود و دیگر مذاهب اسلامی از جمله تشیع دوازده امامی در اقلیت و حاشیه قرار داشتند. خاندان صفوی پس از چندن نسل دعوت پنهان و آشکار مذهب تشیع اکنون با تشکیل حکومت و برای استفاده از توان ایدئولوژی آن، زمان را برای رسمی نمودن این آیین مناسب دیدند. به همین منظور اسماعیل برای تحقق اهداف خویش دست به اصلاحات مذهبی گسترده ای زد. اولین اقدام وی پس از دست یابی به حکومت در تبریز و تاج گذاری، اعلام رسمی مذهب تشیع به عنوان تنها دین رسمی ایران بود. شاه اسماعیل پس از نشستن بر تخت پادشاهی دستور داد تا همه علما، خطبه بنام دوازده امام بخوانند و عبارت اشهد أنّ علیاً ولی الله را به اذان اضافه کنند.( عالم آرای صفوی، ۱۳۶۳: ۵-۶۴) وی هم چنین در ادامه گروهی از مریدان خویش به نام تبرائیان را به عنوان جارچی مامور لعن خلفای سه گانه را کرده بود.(مجهول، ۱۳۸۴: ۶۶)
می توان گفت که اصرار و اهتمام شاه‌ اسماعیل‌ اول‌ در ترویج مذهب شیعه در ایران و تحمیل آن بر مردم این کشور که در آن زمان غالبا سنّى بودند، همراه با تهدید و فشار و مقرون با تجهیز دسته‌هاى – تبرّائیان – و – تولّائیان – در بلاد بود و سبب قتل بسیارى از مردم بیگناه گردید.(راوندی، ۱۳۸۲، ج ۸: ۴۸)
دولت ها به پشتوانه نیروهایشان به قدرت می رسیدند. بنابراین همین افراد هر یک به تناسب موقعیت و نقشی که در تاسیس دولت جدید داشتند؛ به مقام و پستی می رسیدند. حکومت صفویه نیز دقیقا بر طبق همین الگو پایه ریزی شد. پس از تشکیل حکومت، قزلباشان به دنبال کسب مقام های دولتی و ثروت بودند. شاه اسماعیل اول به درستی این نیاز را دریافته بود که تشکیل هر دولتی به پایگاه قبیله ای احتیاج دارد و قزلباشان بهترین گزینه برای این امر بودند. این افراد که با جان و دل خویش به یاری شاه اسماعیل پرداخته بودند، پس از تشکیل حکومت به دنبال کسب قدرت، ثروت و مقام های دولتی در قبال زحمات خویش بودند. به همین دلیل بسیاری از زمین ها و مناصب دولتی میان این افراد تقسیم گشت.(قبادالحسینی،۱۳۷۹: ۱۷) به نوعی قزلباشان‌ شیخ صفوى را رئیس روحانى خویش مى‌شمردند و خود را مریدان، درویشان و صوفیان مى‌خواندند و در عین حال دست‌نشانده و تابع دستورات او بودند و سپاهیان را تشکیل مى‌ دادند.(راوندی، ۱۳۸۲، ج۲: ۳۷۸)
سران قزلباش به واسطه موقعیت حساسشان برای پایداری حکومت صفوی نفود فراوانی را در دولت اعمال می کردند. این روند به راحتی مشکلاتی را برای شاه اسماعیل به وجود می آورد. قدرت بلامنازع قزلباشان به عنوان سدی در مقابل استقلال شاه صفوی خود نمایی می کرد و حتی این قضیه احتمال توطئه بر ضد شاه را نیز غیر ممکن نمی ساخت. به همین دلیل مهم ترین مشکل شاه اسماعیل پس از تاسیس حکومت نحوه اداره کردن دولت و چالش وی با قزلباشان صفوی در این مورد بوده است. قزلباشان اهل شمشیر هیچ گونه آشنایی با ساختار اداری دولت نداشتند و برای این امر آماده نبودند. شاه اسماعیل یکم، ابتدا سه مقام وکالت نفس نفیس همایون، امیرالامرایی و قورچی باشی را به قزلباش داد. در این میان تنها دو مقام صدارت و وزارت به ایرانیان واگذار گردید. اما اندکی بعد وی از این کار منصرف و مقام وکیل و امیر الامرایی را هم به ایرانیان سپرد.(شایسته و دیگران، ۱۳۹۰: ۱۰۹)
از جمله مناصب این دوره که تحت اختیار قزلباشان قرار داشت می توان به امرا و سرداران قزلباش هر یک بر حسب قدرت و نفوذ خویش حائز مقامی در دولت شدند. از جمله قزلباشان صاحب عنوان حسین بیگ لله به مقام وکیل نفس نفیس همایون (وزیر اعظم) و امیرالامرایی هم زمان منصوب گشت(مینورسکی، ۱۳۷۸: ۸۱؛ سیوری الف،۱۳۸۰: ۳۱). دده بیگ برای اولین بار عنوان قورچی باشی را به دست آورد(مجهول، ۱۳۸۴: ۳۱۷، نوایی و غفاری فرد، ۱۳۸۱: ۳۱۰). از دیگر مناصب صاحب قدرت در اوایل دولت صفوی باید به مقام خلیفه الخلفا، رابط میان مرشد کامل و پیروانش اشاره کرد. فرد مورد نظر برای احراز این پست تنها از میان طوایف قزلباشان آناتولی انتخاب می شد. صاحب این مقام به دلیل موقعیت حساس آن از قدرت زیادی برخوردار بود(مینورسکی،۱۳۷۸: ۴-۱۰۳)؛ و یا ایالت دیاربکر در ازای خدمات خاندان استاجلو به محمد بیگ استاجلو واگذار گردید( باربارو و دیگران، ۱۳۴۹: ۴۱۴). تعداد دیگری از این افراد نیز هریک به مقامی در دربار یا والی گری منطقه ای می رسیدند. از روایات موجود نفوذ و اقتدار سران قزلباش در اوایل حکومت صفوی کاملا مشهود است. به همین دلیل تقریبا تمامی مقام های رده بالا به قرلباشان اختصاص می یافت.
شاه اسماعیل با وجود نیاز مبرم به تایید و حمایت قزلباشان با وارد نمودن عنصر جدیدی- تاجیک ها- به درون دولت از قدرت مطلقه قزلباشان کاست. از همان آغاز شاه اسماعیل در کنار واگذاری مقام های ارشد حکومتی به قزلباشان، تاجیک ها یا ایرانیان را نیز در امر حکومت شریک نمود و مقام های بلند پایه دیوانی را به آن ها اعطا کرد تا به امورات دولت و کشور بپردازند و هم چنین از قدرت قزلباشان کاسته شود.
از اولین مقام های ایرانیان باید از منصب صدر یاد کرد. لازمه رسمی کردن تشیع در کشور، گسترش این مذهب در بین مردم بود. به همین دلیل و مهم تر از آن عدم آشنایی قزلباشان با مبانی و اصول مذهب تشیع به ناچار منجر به ورود ایرانیان در نهاد دولت شد. صدر به عنوان رئیس نهاد دینی به عنوان نماینده شاه در امور مذهبی به حساب می آمد. محدوده کاری این مقام تقریبا در اوایل دوره صفوی بسیار وسیع بوده و از این رو صدر قادر به اعمال قدرت زیادی در دولت بوده است.(رهربرن،۱۳۴۹: ۱۰۸) منابع اسامی گوناگونی از ایرانیان حائز این مقام از جمله سید محمد کمونه، میر سید شریف، کاشی میر عبدالباقی یزدی و امیر جمال الدّین محمّد صدر را نام می برند.(الحسینی قمی، ۱۳۸۳، ج۱: ۱۱۷)
علاوه بر این با رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران، تمام زندگی مردم و کارکرد سیاسی، اجتماعی دولت نیز باید بر طبق این آیین بنیان می یافت. این کار نیاز به فقه و قواعد دینی را لازم می شمرد و این مهم بدون جلب فقهای شیعه امکان پذیر نبود. به همین دلیل شاه اسماعیل اول از علمای جبل عامل برای ترویج و برپایی مذهب تشیع در ایران دعوت نمود. بدون تردید هر مهاجرتی به دلایل مختلفی صورت گرفته است. مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران نیز بر حسب دعوت شاهان صفوی از آن ها و مهیا بودن شرایط لازم برای فعالیت ها صورت گرفته است. نخستین مرحله مهاجرت علما با ورود یکی از مشهورترین و با نفوذترین علمای جبل عامل- شیخ عبدالعالی کرکی- مشهور به محقق کرکی در سال ۹۱۴ ه.ق آغاز شد.(منفرد، ۱۳۷۷: ۸۴) بنابراین نیاز به فقه و شرع سبب شد تا علماء در جامعه نفوذ پیدا کنند و آهسته آهسته با نفوذ مذهب تشیع در میان مردم از موقعیت صوفیان و دیگر فرق اسلامی کاسته شود. صفا می نویسد: «« در همان حال چنان بارباب دانشهاى عقلى بى‌اعتنا بود که بسیارى از دانشمندان ایران در عهد وى از کشور بیرون رفتند اما جانب عالمان شرعى شیعه را بسیار مى‌گرفت و از آنجمله دستور داده بود که فرمان محقق‌ کرکى‌ را که مجتهدى عرب‌نژاد بود در سراسر کشور بپذیرند. بهیچ جاى کشور از بیم پرداخت مستمرى داروغه نمى‌فرستاد و بهمین سبب دزدى و ناامنى و جنگ و ستیز مردم با یکدیگر در عهد او بسیار شایع بود.»»(صفا، ۱۳۷۸، ج۵: ۱۶)
در این دوره سیاست برخورد شاه با علمای موافق بر اساس تسلیم و وفاداری نسبت به حکومت جدید استوار شده بود و به نوعی وفاداری به شاه و مذهب رسمی دو وجهه جدانشدنی از یکدیگر به حساب می آمدند. بر این اساس سادات و علمای شیعه ایرانی بر حسب دیدگاه آن ها به دو گروه موافق و مخالفت حکومت صفوی تقسیم می شدند. آن هایی که حکومت جدید را به رسمیت می شناختند؛ مورد لطف شاه قرار می گرفتند و مخالفان نیز سرکوب می شدند.(صفت گل، ۱۳۸۱: ۲۶۵) از جمله این افراد می توان به میر شمس الدین علی از سادات مختاری نان برد که مورد عنایت ویژه شاه اسماعیل اول قرار داشت.(شوشتری، ۱۳۷۶، ج۱: ۱۴۵) و یا می توان به میرزا ابوطالب رضوی اشاره کرد که به دلیل حمایت از شاه، از سوی او به حکومت تبریز منصوب شد.(عالم آرای صفوی، ۱۳۶۳: ۱۷۸)
از سوی دیگر علمایی که مخالف سیاست های حکومت صفوی بودند؛ به شدت مورد سرکوب قرار می گرفتند. از جمله می توان به سادات مشعشعی اشاره کرد. در سال ۹۱۴ ه.ق ملک شاه رستم به عرض شاه اسماعیل اول رساند که در منطقه حویزه جماعت زیادی زندگی می کنند که عقاید علی اللهی دارند و در میان این جماعت فردی به نام ملک فیاض مشعشعی با دعوی الوهیت سبب پرستش آنان شده است. شاه اسماعیل اول با شنیدن این خبر(عالم آرای شاه اسماعیل، ۱۳۸۴: ۱۷۹) تصمیم به تسخیر خوزستان و قلع و قمع مشعشعیان گرفت.(شیرازی، ۱۳۶۹: ۴۷) در سال ۹۱۴ ه.ق حسین بیگ لله با سپاهى عازم لرستان شد تا ملک‌ شاه‌ رستم‌ را در خرّم آباد سرکوب کنند. ملک شاه با حمله سپاهیان قزلباشان به قلعه‌اى پناه برد. امّا به موجب حکم شاه اسماعیل اول خود را تسلیم کرد. او را دست بسته به اردوى شاه مستقر در شوشتر بردند. پس از این شاه وى را عفو نمود و حکومت لرستان را دوباره به وى بخشید.(گنابادی، ۱۳۸۷: ۱۱۳)
در همان سال، شاه اسماعیل اول شخصا با نیروهای خود به طرف حویزه حرکت نمود.(خواندمیر، ۱۳۵۳، ج۴: ۳۵۲) جنگی بزرگ به وقوع پیوست به طوری که منجر به قتل ملک شاه فیاض و تصرف حویزه شد و سبب واگذاری اداره حویزه به دست حکومت صفوی شد.(وحید قزوینی، ۱۳۸۳: ۳۲؛ آقاجری، ۱۳۸۸: ۷۴)
مبنای تعامل شاه اسماعیل با علمای اهل تسنن نیز بر اساس اظهار وفاداری آن ها به شخص شاه قرار داشت. بر این اساس وفاداران به حکومت صفوی مورد تشویق قرار می گرفتند و در سوی دیگر مخالفان طرد و سرکوب می شدند.(صفت گل، ۱۳۸۱: ۲۶۵)
دلایل متفاوتی برای اقدام شاه اسماعیل می توان ذکر نمود: ۱٫ با اعلام تشیع، ایران به کشوری مستقل با مذهبی واحد در مقابل همسایگان سنی مذهب خویش، دولت عثمانی و اوزبکان قرار می گرفت. این اقدام می توانست سدی محکم در مقابل توسعه طلبی همسایگان و هم چنین ادغام کشور ایران در دولت عثمانی باشد.۲٫ هدف دیگر شاه اسماعیل از این کار دوری از اعتقادات سطحی صوفیان بود. هم چنین چنان ظرفیتی در عقاید آنان برای گسترش در میان مردم و کسب مشروعیت وجود نداشت. اگر حتی دلایل دیگری نیز برای تبلیغ مذهب تشیع و دعوت از علمای شیعه شاه اسماعیل داشته است؛ حضور این افراد در جامعه ایران و دستگاه دولتی به ویژه از دوره شاه طهماسب اول به بعد کاملا به ضرر صوفیان قزلباش و دیگر فرق صوفی تمام شد. به همین دلیل شاه اسماعیل و سپس جانشینان وی هر یک به نوعی از مذهب تشیع بیش ترین بهره را بردند. این روند در دوره شاهان بعدی گسترش بیشتری به خود گرفت و علمای تشیع با کسب قدرت فروان دیگر مجالی برای عرضه اندام دیگر گروه ها ندادند.

پی‌نوشت‌ها:

* کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی

منابع:
۱٫ آقاجری، سید هاشم، (۱۳۸۹)، مقدمه ای بر مناسبات دین و دولت در ایران عصر صفوی، تهران، طرح نو.
۲٫ الحسینى القمى‌، قاضى احمد بن شرف الدین الحسین، (۱۳۸۳)، خلاصه التواریخ‌، مصحح احسان اشراقى، ‌ تهران‌، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران‌.
۳٫ اسپنقانچى پاشازاده محمد عارف، (۱۳۷۹)، انقلاب الاسلام بین الخواص و العوام‌، مصحح رسول جعفریان، ج۱، قم، دلیل.
۴٫ تتوی، قاضی احمد و آصف خان قزوینی، (۱۳۸۲)، تاریخ الفی، ج۸، مصحح غلام رضا طباطبایى مجد، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى.
۵٫ ترکمان، اسکندر بیگ، (۱۳۸۲)، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ۲، ۳، مصحح ایرج افشار، تهران، امیرکبیر.
۶٫ جعفریان، رسول، (۱۳۷۹)، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، جلد۱تا۳، تهران، پژوهشکده حوزه دانشگاه تهران.
۷٫ حسینی استرآبادی، سید حسین بن مرتضی، (۱۳۶۶)، از شیخ صفی تا شاه صفی، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، انتشارات علمی.
۸٫ خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین، (۱۳۸۰)، تاریخ حبیب السیر، ج۴، تهران، خیام.
۹٫ راوندی، مرتضی(۱۳۸۲) تاریخ اجتماعى ایران‌، جلد ۳ و ۴، تهران: انتشارات نگاه.
۱۰٫ رهربرن، (۱۳۴۹)، نظام ایالات در دوره صفویه‌، ترجمه کیکاوس جهاندارى‌، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب‌.
۱۱٫ شایسته، فریدون و حسین میرجعفری و اصغر فروغی ابری، (۱۳۹۰)، ««بررسی کارنامه وکیل نفس نفیس همایون در دورۀ سلطنت شاه اسماعیل و شاه طهماسب، (۹۸۴-۹۰۷/ ۱۵۷۷-۱۵۰۲م)، »»، مجله مطالعات اسلامی، تاریخ و فرهنگ، شماره پیاپی ۸۷٫
۱۲٫ شوشتری، قاضی نور الله، (۱۳۶۵)، مجالس المومنین،ج۱، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
۱۳٫ شیرازی، عبدی بیگ، (۱۳۶۹)، تکمله الاخبار،(تاریخ صفویه از آغاز تا ۹۷۸ه.ق)، مقدمه، تصحیح و تعلیقات عبدالحسین نوایی، تهران، نشر نی.
۱۴٫ صفا، دبیح الله(۱۳۷۸) تاریخ ادبیات در ایران، ج۲، ۴، ۵، تهران: انتشارات فردوس.
۱۵٫ صفت گل، منصور، (۱۳۸۱) ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایرران عصر صفوی، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا
۱۶٫ قباد الحسینی، خورشاه، (۱۳۷۹)، تاریخ ایلچی نظام شاه، تصحیح، تحشیه، توضیح و اضافات محمد رضا نصیری و کوئیچی هانه دا، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
۱۷٫ قزوینی، بوداق منشی (۱۳۸۷) جواهر الاخبار، مصحح محسن بهرام نژاد، تهران: میراث مکتوب.
۱۸٫ قمى، قاضى احمد بن شرف الدین الحسین الحسینى، (۱۳۸۳)، خلاصه التواریخ‌، ۲جلد، مصحح احسان اشراقی، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران‌.
۱۹٫ گنابادی، قاسمى حسینى، (۱۳۸۷)، شاه‌ اسماعیل ‌نامه‌، مصحح جعفر شجاع کیهانى‌، تهران، فرهنگستان زبان وادب فارسى.
۲۰٫ مجهول مولف، (۱۳۶۳)، عالم آرای صفوی، به کوشش یدالله شکری، تهران، اطلاعات.
۲۱٫ مجهول مولف، (۱۳۸۴)، عالم آرای شاه اسماعیل، مصحح اصغر منتظر صاحب‌، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى.‌
۲۲٫ مستوفی، محمد حسن، (۱۳۷۵)، زبده التواریخ، به کوشش بهروز گودرزی، تهران، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی- موسسه چاپ و انتشارات دانشاه تهران.
۲۳٫ منفرد، مهدی، (۱۳۷۷)، مهاجرت علمای جبل عامل به ایران در عصر صفوی، تهران، امیرکبیر.
۲۴٫ وحید قزوینی، میرزا محمد طاهر، (۱۳۲۹)، عباس نامه، تصحیح ابراهیم دهگان، اراک، داودی.

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.