پیدایش ادب نمایشی در ایران

 پیدایش ادب نمایشی در ایران

 

نویسنده: دکتر محمود عبادیان

 

یکی از انواع (ژانرهای) ادبی که توجه نویسندگان را به خود جلب کرد، ادب صحنه‌ای (نمایشنامه) بود. رواج نمایشنامه در ایران سیر و کیفیت خاص خود را داشته است. از جمله اینکه ادب صحنه‌ای در وهله‌ی نخست مورد توجه دربار و دولتمردان قرار گرفت. سفرهای نمایندگان دولت و شخص شاه به کشورهای اروپایی موجب آشنایی آنان با هنر صحنه‌ای روسیه، فرانسه و انگلستان گردید. اینان که در این نوع ادبی به جنبه‌ی سرگرم‌کننده‌ی آن توجه داشتند، ضمناً رواج آن را در ایران، پاسخی به تمدن فرنگ می‌دانستند. گفتنی است که گرایش دربار و شاهزادگان قاجار عمده‌ترین عاملی بود که زمینه‌ی رواج رسمی تئاتر (ادب صحنه‌ای) را در کشور میسر کرد. تکیه‌ی دولت با توجه و تقلید از نمونه‌های اروپایی، به منظور اجرای نمایش (و تعزیه) برپا گردید که این امر زمینه‌ی گسترش بعدی تئاتر را فراهم آورد.
توجه دربار و دولتمردان به تئاتر اروپایی موجب شد که ضمن رواج آن در ایران، بیشتر به جنبه‌های دیداری (نه رسمی) آن اهمیت داده شود، بدین معنا که بیشتر به بنای تئاتر، تجهیزات، دکور و بازیگری آن اهمیت داده شد تا به محتوای آن. و این البته امری طبیعی بود؛ چه تماشاگران اولیه‌ی آن، داعیه‌های فرهنگی بالایی نداشتند، و البته طبیعی است که هر پدیده‌ی خارجی، در ابتدا از لحاظ شکل و جلوه مورد توجه قرار می‌گیرد. دیری نپایید که قشرهای متوسط جامعه، با تئاتر آشنا شدند و به ارزش‌های آن پی بردند. در نتیجه کیفیت نمایشنامه‌ها دستخوش تغییر شد و تئاتر در ادب و فرهنگ کشور جا باز کرد و در کنار دیگر شکل‌های ادبیِ رایج، به ایفای نقش پرداخت.
نگاهی به نخستین نمایشنامه‌هایی که به صحنه آورده می‌شد، مبین موضوع‌هایی است که در اساس پاسخ‌گوی ذائقه‌ی هنری و ادبی واردکنندگان تئاتر اروپایی به ایران بوده است. تمایل درباریان قاجار به سرگرمی، مترجمان و کارگردانان را بر آن داشته بود که نمایشنامه‌های تفریحی و طنزآمیز ظریف و شیوه‌ی مولیر را روی صحنه آورند. البته عامل دیگری نیز در روی آوردن به طنز و انتقاد به سبک مولیر، این نمایشنامه‌نویس و بازیگر دربار لویی چهاردهم، مؤثر بود و آن همانا روحیه‌ی انتقاد و مبارزه‌ای بود که در بطن جامعه‌ی قاجار شکل گرفت. در همان حال که کوتاه‌نگری سرگرمی‌پسند، در دربار و ادب رسمی جامعه‌ی قاجار بیشتر به طنز و مطایبه‌ی نوشته‌های مولیر علاقه نشان می‌داد، پیشرفت ادب صحنه‌ای و آشنایی نویسندگان و مترجمان با گونه‌های دیگر نمایشنامه‌ی اروپایی، راه را بر نفوذ طنز انتقادی و افشاگرانه‌ی تئاتر روسی و قفقازی باز کرد. نباید از یاد برد که مسائلی که هنرمندان و نویسندگان روسی و قفقازی از نظر اجتماعی با آن درگیر بودند با واقعیت‌های اجتماعی عصر قاجار همسویی بیشتر داشت تا تئاتر فرانسه و انگلستان. طنز و انتقاد مناسبات اجتماعی در روسیه‌ی تزاری، از سال‌های بیست قرن نوزدهم رشد ادبی یافته بود؛ همسایگی با ایران و رفت و آمد ایرانیان به شهرهای قفقاز و جنوب روسیه منجر به تأثیرپذیری نویسندگان ایران، خاصه آنان که در آذربایجان فعالیت می‌کردند، با دستاوردهای ادبی آن سامان شد. این امر تشریک مساعی ارزنده به پیشرفت تئاتر ایران و اجتماعی شدن آن کرد.
میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزاآقا تبریزی ادب صحنه‌ای رئالیستی و انتقادی ایران را پایه‌گذاری کردند. آن‌ها ادب نام برده را به نهضت «رستاخیز ادبی» پیوند دادند و این نوع نوپای ادبی، کم کم به سلاحی مبدل شد که در افشای عقب‌ماندگی، استبداد و فساد جامعه‌ی قاجار خدمت ارزنده کرد. کوشش‌ها و نوشته‌های این دو پیشگام تئاتر ایران موجب شد که تئاتر در ایران بومی شود. این شرایط به ژرفاگرایی ادب صحنه‌ای یاری رساند و در مقابل جنبه‌ی بصری و دکوراتیو تئاتر ترسمی، در نوشته‌های (تمثیلات) این دو نویسنده، عنایت به جنبه‌ی نگارشی، محتوایی و فنی افزایش یافت. (۱) پیشرفت ادب صحنه‌ای ضمناً خود تشریک مساعی دیگری به پیشرفت نثر ادبی فارسی شد؛ دیالوگِ تئاتر به نثر سرایت کرد و آن را از حالت روایت یکنواخت بدرآورد و بدان پویایی و فراز و نشیب کلامی بخشید؛ از ذهنیت آن کاست و به عینیت آن افزود.
پیشرفت عمده‌ی تئاتر ایران پس از برقراری مشروطه آغاز شد، از آنجا که نخستین آشنایی‌های ایران با تئاتر، از راه تئاتر مولیر پاریس صورت گرفت و در تجربه‌ی روسی قفقاز نیز بیشتر از جنبه‌ی انتقاد طنزآمیز استقبال گردید، چنان می‌نماید که مفهوم تئاتر در اساس به عنوان تداعی کننده‌ی نوعِ «کمدی» جاباز کرد و بیانِ «تراژیک» امر، در آن روزگار، همچان به عهده‌ی «تعزیه» باقی ماند. تئاتر پس از پیروزی مشروطه غالباً نمایش‌های «کُمدی» روی صحنه می‌آورد که غالباً بر اساس اقتباس از مدل فرانسوی نوشته و اجرا می‌شد. یکی از این‌گونه اقتباس‌ها تنظیم نمایشنامه‌ی تارتوف اثر مولیر بود که تنظیم کننده‌ی آن، محمودی، بدان مایه‌ی اجتماعیِ بیشتر و رنگ انتقادِ ایرانی داده بود (حاجی ریایی خان).
اولین کمدی‌های اصیل ایرانی پس از اینگونه تقلیدها و اقتباس‌ها پدید آمد. احمد محمودی (کمال‌الوزراء) پس از نمایشنامه‌ی بالا به نوشتن کمدی‌های دیگری پرداخت. استاد نوروز یکی از آن‌هاست. در کمدی‌های او مسائل خانوادگی با توجه به عقب‌ماندگی‌های اجتماعی طرح می‌شوند.
از جمله نوآوری‌های این نمایش‌ها؛ ترکیب عمل‌نمایی بازیگران با خواندن آواز در دستگاه‌های ایرانی و یا تصنیف است. نکته‌ی دیگر به کار گرفتن زبان محاوره‌ای، آن هم محاوره‌ی عامیانه و دانش‌منشانه یا جنوب شهری می‌باشد. برای مثال:
یوزباشی شداد – حالا که ما بخیل نیستیم، خدا به همه‌ی دنیا بده. اما کلوم اینجا بود که بهت بفهمونم هی این روزا می‌گن بایس درس خوند چیزی فهمید تا آدم به یک سربساطی برسه. اینا داش، بن کُل دروغه. به قول خودمون: قربون یه جُو طالع، به قول فکلیا: آدم خوبه شانس داشته باشه. (۲)
کمدی‌نویس دیگر آن دوره علی‌نوروز (حسن مقدم) بود که نمایشنامه‌ی مشهور جعفرخان از فرنگ آمده از نوشته‌های او است. این کمدی، خرافات و تعصبات ایرانی و طرز گفتار و رفتار ایرانیان فرهنگ رفته را انتقاد می‌کند.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ برای اطلاع بیشتر در این‌باره، رک به: «ادبیات نمایشی در ایران» جمشید ملک‌پور، ج۱٫ همچنین به: «از صبا تا نیما» ج ۱ و ۲، یحیی آرین‌پور.
۲٫ «از صبا تا نیما»، ج۲، ص ۲۹۹٫

منبع مقاله :
عبادیان، محمود؛ (۱۳۸۷)، درآمدی بر ادبیات معاصر ایران، تهران: انتشارات مروارید، چاپ دوّم

 



منبع by [author_name]

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.