بررسی قدرت تفکر میان دختران و پسران در طرح فلسفه و کودک



بررسی قدرت تفکر میان دختران و پسران در طرح فلسفه و کودک

نویسنده: لعیا رحیم زاده (۱)

مقدمه

شروع بلوغ فکری انسان، عبور از احساسات خام به تعقل است. این مسیر که بتدریج انجام می شود از حساسیت های خاصی برخوردار است. در این دوران باید به تقویت فعالیت های عقلانی فرزندان پرداخت تا ( هنگام ورود به جامعه ) دچار احساس پوچی نشوند.
پرورش فعالیت عقلانی در کودکان و ادامه ی استفاده از آن در بزرگسالی همچون انقلاب معنوی بشری تلقی خواهد شد که آینده یی نه چندان دور عکس العمل این فرایند را در جامعه مشاهده خواهیم کرد. باید بپذیریم که اگر دسته گلی با کمال اخلاص به فرد یا اجتماع تقدیم کردیم، بدون تردید دسته گلی محسوس یا نامحسوس به ما تقدیم خواهد شد. (۲)
نتیجه ی محسوس این فرایند، جامعه یی از افراد عاقل با انگیزه ی کافی و نتیجه ی نامحسوس آن، پایین آمدن میزان هزینه ها جهت جبران آسیب های اجتماعی و بسیاری از پیامدهای ناگوار می باشد.
تشویق فلسفیدن کودک نیز در جهت رشد تفکر ( شناخت ) و بروز علمکردهایی مطابق با ارزشهای اصیل اسلامی و فرهنگ ایرانی می باشد.

شناخت

در انسان اشتیاق ذاتی برای شناخت وجود دارد و هدف، کشف واقعیات آن هم بدون توجه به منافع شخصی است.
شناخت، هنگامی که در ذهن تحقق می پذیرد که انگیزه یی برای توجه به وضع موجود باشد؛ هر اندازه توجه به یک موضوع عمیق تر باشد، ذهن آمادگی بیشتری برای بکار انداختن نیروهای خود ( درباره ی موضوع ) نشان خواهد داد.
حواس و ذهن در موقعیتها و شرایطی معین، شناختهایی معین را بوجود می آورند. با عوض کردن موقعیت و شرایط، شناخت ها نیز تغییر یا تکامل می یابند. با عوض کردن موقعیت و موضعگیری در برابر واقعیات، می توان به شناسایی امور نایل شد.
تفکر به عنوان ابزار شناخت، نیرو و استعداد درونی است، نظیر هوش، عقل، اندیشه، تجسم و غیره.
قابل ذکر است که عوامل درونی همچون تفکر در درک واقعیات مؤثرند و اگر بطور صحیح به فعالیت نپردازند شناخت انسان دچار اشکال خواهد شد. (۳)

فرایند تفکر

تفکر از دیدگاه روانشناسی فرایندی است که مستلزم قابلیت دریافت کنندگی می باشد، یعنی توانایی دریافت آنچه دیگران قبلاً انجام داده اند و برداشت اطلاعاتی از طریق ادراکات خودمان؛ لازم به ذکر است که در این فرایند، برای رسیدن به هدف، پیش می رویم و به عقب بازمی گردیم؛ این روند خطی نیست، بلکه ممکن است به دقایق یا حتی روزها نیاز داشته باشد، غالباً راه حل یا روند رسیدن به یک عقیده، ما را در جهت مسئله یی تازه یا عقیدتی نو هدایت می کند. (۴)

تفاوت فکر با تفکر

فکر، حرکت کلمات و واژه ها در ذهن یا بعبارتی مشغولیت ها و دغدغه های روزمره است؛ اما تفکر، کنترل هدفمند جریان فکر یا روندی است که باعث تبدیل مجهولات به معلومات می گردد. (۵)
طرح فلسفه و کودک با در نظر گرفتن این موضوع که تفکر انسان قابل پرورش است برنامه های خود را بگونه یی طراحی نموده که به تکامل این بُعد از انسان نایل آید. (۶)

عوامل اثرگذار بر تفکر و چگونگی ایجاد تفکر خلاق در کودکان

۱- استعداد

استعداد در انسان امکان جذب و فراگیری دانش و اطلاعات، تجربیات، یادگیری و کلیه چیزهایی که به فرایند اکتساب مربوط می شود را فراهم می آورد.
آنچه از این امکان می توان برای پرورش تفکر استفاده کرد، آن است که فکر نیازمند آماده سازی بسترها و زمینه های ارائه ی دانش و آگاهی برای افراد است و نیز شخصیت، خلق و خو، نگرش، اعتماد بنفس و اراده ی افراد در شکوفایی استعدادها مؤثر می باشد.

۲- محیط

جامعه یا محیط بیرونی، متشکل از خانواده، مدرسه، طبیعت و … می باشد. فضایی که در آن کودک بتواند مفاهیم گوناگون علمی، هنری، تاریخی و … را به طرق گوناگون بیاموزد. که البته بخش مهمی از این یادگیریها، بوسیله ی بازی و سرگرمیهای متنوع و جذابی که در پیرامونش فراهم است، بوجود می آید. در این رابطه باید برای کودکان فرصت دیدن و فضای کنجکاوی و پرسش فراهم کرد ( با نظارت و مطابق با فرهنگ اصیل اسلامی) لازم به ذکر است که محیط مناسب علاوه بر سرعت بخشیدن به تفکر به پردازش اطلاعات و تولید اندیشه نیز می افزاید، در ضمن شرایط اقلیمی، اجتماع و فرهنگ نیز در تحریک، ترغیب یا عقب راندن تمایلات انسانها بی تأثیر نمی باشد.

۳- انگیزه

انگیزه ی بیرونی، تحریک و ایجاد تمایلی از بیرون است که موجب انجام فعالیت شده و در واقع تشویقهای محیط برای شروع، انجام یا ادامه کار است.
انگیزه ی درونی، تمایلی از درون است که بصورت عشق و علاقه به موضعی نشان داده می شود. این انگیزه، محرک کنجکاوی، طرح پرسش و ابتکار است بعبارت دیگر درخواستی قلبی برای انجام یک فعالیت محسوب می شود. (۷)
از تحقیقات انجام شده در واحد فلسفه و کودک می توان دریافت که محیط، از جمله خانواده و مدرسه که شامل مربیان، اطرافیان و… است دارای اثراتی بوده که غالباً باعث عکس العملهای متفاوت در جنس دختر و پسر می شود؛ در نتیجه انگیزه هایی مغایر با فطرت آن جنسیت را ایجاد می کند.
از آنجا که تربیت دینی بر مبنای فطرت انسان پایه گذاری شده دستورات آن هماهنگ با نیازهای ذاتی جنس دختر یا پسر است، بعنوان مثال، در شرع مقدس اسلام برای نحوه ی برخورد با پرورش دو جنس، دو دستورالعمل و برای راهنمایی مربیان اصلی کودکان ( والدین ) نیز دو نوع هدایت متفاوت ذکر شده است و این خود، همان ایجاد هماهنگی و تناسب در نوع عملکرد برخاسته از دو جنس متفاوت است که در این برهه، تعلیم و تربیت متناسب با نقش تکمیل فضای باقیمانده از وراثت و فطرت عمل می کنند.
کلیه تفاوتهای دخترا و پسران در اثر کنش متقابل محیط و توارث بوجود می آید. در حالی که وجود ذاتی تفاوتهای طبیعی بمعنای برتری تفکر و عملکرد معقولانه ی یکی بر دیگری نیست.
نگرشهای افراطی به دختر و پسر بر این اساس است که تمایزات نادیده انگاشته می شود و تفاوتهای طبیعی و روانی بین زن و مرد را که همان هماهنگی خلقت است باید صرفاً با عواملی چون فرهنگ، محیط، تربیت، شرایط اجتماعی و… توجیه نمود و مسائل زیستی و ذاتی را ناچیز و یا کم اهمیت به حساب آورد.
بسیاری از تفاوتهای جنسی که بصورت اجباری ایجاد شده و در بازتاب تفکر کودکان مشهود است، در سایه ی تفاوتهای رفتاری اطرافیان شکل گرفته است. بعنوان مثال از همان دوران کودکی دخترها را به تقلید الگوهای مادران و پسرها را به تقلید از پدران وادار و تشویق می کنند، و اگر دختر بچه یی رفتار مادرش را تقلید کند، تشویق شده و اثر این تشویق، تقویت خواهد شد و به تکرار آن رفتار می پردازد، اما اگر رفتار مردانه را تقلید کند نه تنها تشویق نمی شود بلکه از انجام آن نیز منع می گردد. (۸) در حالی که براساس تحقیقات انجام شده در واحد فلسفه و کودک، رفتار تقلیدی نیاز به تفکر و تامل دارد.

تفکر خلاق

از کنار هم قرار گرفتن تجربیات مفید و مناسب این سه عنصر ( استعداد، محیط و انگیزه )، خلاقیت در کودک ایجاد می شود.
مطالعه موران (۱۹۸۳) نشان داده که تفکر ابتکاری در کودکان چهار ساله قابل مشاهده است و جالب توجه اینکه میزان پاسخهای خلاقانه ی کودکان پیش دبستانی نسبت به کودکان بزرگتر از برتری محسوسی برخوردار است و تنها در دوران دبیرستان، این نسبت به تعادل می رسد، یعنی رشد خلاقیت، از اوج به تعادل می گراید.
براساس تحقیقات وی، سیر صعودی خلاقیت سه مرتبه داشته و در پایه ی چهارم افت دارد. هر چند، برای چنین رویدادی علت روشنی را نمی توان تصور کرد و معلوم نیست که تمامی کودکان در کشورهای مختلف چنین افتی را نشان دهند، اما این فرض پذیرفتنی است که احتمالاً کودک در این سن، نسبت به معنای پیامهای فرهنگی ( محیط و انگیزه هایی بیرونی ) و تربیتی که از ناحیه ی اجتماع، والدین و مدرسه صادر می شود، ماهرانه تر عمل کرده و مضامین آنها را دقیقتر درک می کند. مسلماً عواملی که باعث کاستن خلاقیت می شود، توسط فرد، سریعتر دریافت شده و خلاقیت دوباره از کلاس پنجم تا اول راهنمایی سیر صعودی داشته و آخرین بار در حوالی کلاس سوم راهنمایی افت می کند و تا پایان دوره دبیرستان به رشد صعودی خود ادامه می دهد. (۹)
لازم به ذکر است که خلاقیت تا حدودی به منابع آن بستگی دارد و کودکان بدون دسترسی به منابع لازم، شاید نتوانند خلاقیت خود را نشان دهند. وسعت منابعی که محیط در اختیارشان قرار می دهد تعیین می کند که کودک چه؟ چرا؟ و چگونه؟ می تواند خلق کند و خلاق باشد. خلاقیت یعنی، برقراری ارتباط معنی دار بین مفاهیم به روشهای تازه، اینکه ما چگونه فضا و منابع را سازماندهی کنیم، بنحو گسترده یی تعیین می کند که کودکان تا چه حدی از عهده این امر برمی آیند. (۱۰)
یکی از فعالیتهای پیشنهادی واحد فلسفه و کودک در بالا بردن قدرت تفکر در کودکان این است که ایشان را به برداشت تصویر درستی از تواناییها و علاقه مندیهای خود برساند؛ یعنی کشف چیزهایی که بیشترین رغبت و تمایل را برای آنها دارد. این کشف از طریق مکالمه با کودک، بازی با او، نظرخواهی از والدین، گرایشهایی که به اسباب بازیها یا فعالیتها نشان می دهد، چیزهایی که می سازد یا درست می کند و… تحقق می یابد، اگر کودک به موقعیتهای کوچک و بزرگی در این زمینه دست یابد قطعاً در باور و اعتماد به خویش به پیشرفتهای زیادی نایل خواهد شد.
برنامه ی فلسفه و کودک تاکید بر هدایت فرد بسوی انگیزه ی درونی دارد، بگونه یی که خود بتواند نقش ارزیاب و کشف را برای خویشتن بازی کند.

تفاوت دختران و پسران در مسائل بیولوژیکی همچون بدن، روان و هوش

خانواده، محیط و فرهنگ در شکل گیری هویت، نقش دارند و تفاوتهای جنسی نیز در این روند مؤثر است.
در مراحل رشد نیز تفاوتهایی بین دو جنس دیده می شود. رشد پسر آهسته تر از دختر است و دختران از پسران کم تحرک ترند. ولی روابط دوستانه با همسالانشان پایدارتر است هورمونها بطور مستقیم سلولهای مغز را تحریک می کنند و بین هورمونهای جنسی و مغز، نوعی تعامل برقرار است.
گاهی فعالیتهای روحی خاص از شرایط جسمی معین ناشی می شود، بطور مثال اعتماد به نفس در پسران بیش از دختران مشاهده می شود و نیاز به محبت و نوازش در دختران مشهودتر است؛ یا هورمونهایی که رفتار مادرانه را در دختران باعث می شوند در پرندگان ماده نیز موجب لانه سازی و خوابیدن روش تخمها می گردد و برخی آن را هورمون محبت مادری نامیده اند.

نیمکره های مغز

در پسران، یک طرفه شدن عمل نیمکره در کارهای فضایی در شش سالگی پدید می آید ولی در دختران این کنشها تا سیزده سالگی در هر دو نیمکره، رشد یکسانی دارد در مجموع مغز زن از نظر کنش با قرینه تر از مغز مرد است.
براساس برخی از تحقیقات روانشناسی نمره ی هوش زنان و مردان، تا حدود زیادی مشابه اند و شواهدی مبنی بر این که از نظر هوش کلی یکی از دو جنس بر دیگری برتری داشته باشد، یافت نشده است و نابرابریهای خاصی در بعضی از عوامل یکدیگر را خنثی و تعدیل می کنند ولی پیداست که معدودی از استعدادها در یکی از دو جنس قویتر و رشد یافته تر از دیگری در جامعه نمود دارد.
شمار بزرگی از حالات مغزی وجود دارد که انسان در طول تاریخ زندگی خود وارد آن نشده، و حتی بطور گذرا نیز آنها را لمس نکرده است. این رقم از همه ی ذرات بنیادی جهان ( الکترونها، پروتونها ) بمراتب بیشتر است و بخوبی می تواند غیرقابل پیش بینی بودن رفتار آدمی را توجیه کند، با توجه به آن بافت پیچیده، نظم و قاعده در رفتار انسان جای شگفتی دارد و هیچ دو انسانی مانند یکدیگر نمی توانند باشند، براساس این دیدگاه انسانها از یکدیگر متفاوت و منحصر بفرد هستند، و حیات جسمی و روحی هر یک مقدس شمرده می شود. (۱۱)
برای بررسی این مسأله ( تفاوت دو کودک دختر و پسر ) در روانشناسی، ابتدا به ویژگیهای مشترک شناختی کودکان شش تا دوازده ساله پرداخته سپس به تفاوت آنها از منظر جنسیتی در امر تفکر و تعقل خواهیم پرداخت.

اشتراکات شناختی دختران و پسران شش تا دوازده سال

کودک شش ساله:

– چابک، فعال، بیقرار و ناآرام است.
– تمایل دارد به او توجه خاص شده و مورد محبت قرار گیرد.
– دارای عملکرد عینی بوده و داده های محسوس محیط در عملکرد او مؤثر است.

کودک هفت ساله:

-توانایی تشخیص و تمییز بین دو چیز را پیدا می کند.
– به توضیحات کلامی منظم و خواندن علاقه دارد.
– به مقایسه ی اجتماعی خود و دیگران می پردازد.

کودک هشت ساله:

– احساس مبارزه طلبی پیدا می کند.
– به دنیای بیرون بیشتر توجه می کند.
– در گردش کار، مراحل گام به گام مسیر را حدس می زند.

کودک ۹ ساله:

– در تکلم از افکار و نظریات انتقاد می کند.
– به استقلال در کارها تمایل دارد.
– به کارهای گروهی و دسته جمعی علاقه نشان می دهد.

کودک ده ساله:

– راهکارهایی برای کنترل هیجانات خود پیدا می کند ( مانند پیدا کردن راه حل هنگام گم شدن در خیابان. )
– هنگام خلافکاریهای عمومی احساس گناه دارد.
– کلمات جدید را با واژه های قدیمی ترکیب کرده، بکار می برد.

ده سالگی تا بلوغ:

– بهترین سال های زندگی کودک برای کسب تجربه های مفید است.
– در این سن از قانون تبعیت کرده، از این رو از والدین مانند قانون پیروی می کند. (۱۲)
بر اساس ویژگیهای شناختی، بین دختر و پسر در سن شش تا دوازده سالگی تفاوت عمده یی وجود ندارد و این فرض با اجرای طرح آزمایشی ( میدانی )، که توسط محققان واحد فلسفه و کودک انجام گرفته، تأیید می شود.

دیدگاه ملاصدرا

در فلسفه ی اسلامی و حکمت متعالیه، وحدت وجودی زن و مرد، و در واقع وحدت حقیقت انسانی، به دلیل وجود قوه ی ادراک عقلانی در انسانهاست؛ از اینرو اگر زن و مرد و بلکه همه ی بشریت عاقلانه فکر کنند، حکم عقل در آنها یکی است.
اگر می بینیم انسانها درباره ی موضوعات خاص، احکام متفاوتی صادر می کنند، به این دلیل است که از قوای خیال، وهم و حس نیز برخوردارند که البته این ابعاد مادی، به حقیقت جان آنها مربوط نمی شوند. انسانها با تأثیرپذیری از شرایط مختلف، احکام گوناگونی صادر می کنند. هیچ یک از انسانها، چه زن و چه مرد در قرینه ی خیال و وهم احکام واحدی ندارند، و بلحاظ منافع و شرایط خود، احکام مختلفی ارائه می دهد. از اینرو ارائه ی دیدگاههای مختلف و ایدئولوژیهای متفاوت، هویت واحد انسانی را نقض نمی کند.
براساس فلسفه ی اسلامی، عقل، فارغ از ابعاد جسمانی و جنسی است و زن و مرد برای سعادت بگونه یی یکسان به هدایت عقل محتاجند؛ مناسبات و روابط اجتماعی که در چارچوب فرهنگ اصیل شکل می گیرند، باید شرایط فعلیت یافتن عقل را برای همگان بگونه یی یکسان فراهم آورند.
بواسطه ی وجود آن قسمت از عقل که از ابعاد مادی انسان اثر می پذیرد، برای همگان به یک شکل، کارایی ندارد و تقسیم و توزیع این تواناییها در بین بخشهای مختلف اجتماع ضروری است و در مراتب این تقسیم برای عنصر جنس و جنسیت باید سهمی عادلانه در نظر گرفت.
در جهان بینی توحیدی، انسان جانشین خداوند و خلیفه ی الهی است، خداوند عقل را بعنوان مبارکترین و حجت باطنی و مبنایی ترین منع معرفتی، در بطن انسانها نهاده است. در نگاه دینی، حتی وحی نیز حجیت و حقانیت خود را از عقل وام می گیرد. عقل ویژگی مشترک همه ی آدمیان است و انسانها اعم از زن و مرد با بکارگیری این توانمندی، مادامی که در اسارت وهم و خیال نباشند، به احکام مشترکی دست خواهند یافت و پیروی از احکام عقل سلیم، نشانه ی انسان کامل ( خلیفه الله ) است.
بنابراین برخلاف فرهنگ غربی که فرد انسانی را مساوی مردم می داند، در فرهنگ فلسفی ایران اسلامی، خصوصیت ممیز بشر که همانا درک حقایق کلی است، توانایی صرفاً مردانه نیست، و همه ی زنان و مردان بالقوه این توانایی را دارند، و فعلیت نداشتن این قوه در همه انسانها می تواند دلایل فرهنگی و اجتماعی داشته، و یا به کوتاهی خود انسانها بازگردد. (۱۳)
با دقت در مباحث بدن و روح روشن می شود که انسان، گرچه دارای دو بعد است، اما روح او در بند تن نیست، بلکه بدن اسیر روح است. بدن روح را نمی سازد؛ بلکه روح بدن را می سازد و روح قویتر می تواند ابزاری قویتر بسازد و روح ضعیف توان ساختن ابزاری قوی را ندارد.

قوای ادراکی زن و مرد

گاهی در مقایسه بین حجم مغز زن و مرد، یکی را داری کشش فکری بیشتری در رابطه با دیگری به نسبت حجمش می پندارند.
این بیان در نگاه ابتدایی، تحلیلی صحیح بنظر می رسد، ولی با دقت در مباحث بدن و روح روشن می شود که انسان، گرچه دارای دو بعد است اما روح او در بند تن نیست، بلکه بدن اسیر روح است. بدن روح را نمی سازد؛ بلکه روح بدن را می سازد و روح قویتر می تواند ابزاری قویتر بسازد و روح ضعیف توان ساختن ابزاری قوی را ندارد.
هیچ عضو و ذره ی سلولی در بدن ثابت نمی ماند. شاید علم طب، یا دیگر علوم طبیعی، تبیین این مسئله را بعهده نگیرد، اما بر پایه علوم عقلی، هر موجود مادی در حرکت و دگرگونی است و هر چند سال، همه ی ذرات بدن عوض می شود و تنها روح مجرد است که ثابت است و بدن متحرک متغیر در پناه این موجود ثابت، پابرجا می ماند، مثلاً شخص هشتاد ساله، دست کم هشت بار همه ی ذرات بدن او عوض شده است و جایگزین کردن این ذرات و اجزاء بعهده ی روح است و روح قوی برخلاف روح ضعیف می تواند اجزای بدن را قوی سازد.
بنابراین هیچ عضوی در بدن نیست که حتی در دو لحظه ثابت و آرام باشد و این بدن متغیر و سیال، توسط روح ثابت و مجرد تدبیر می شود.
عده یی گفته اند که عقل در اسلام، معیار کمال انسانی است و انسان عاقل تر به کمال انسانی نزدیکتر و نزد خدا مقربتر است و هر کس از عقل دورتر است، از کمال انسانی کم بهره تر و از مقام قرب الهی محرومتر است. بر این اساس، چون عقل در مرد بیش از زن است، مردها بیش از زنها به خدا نزدیکند لیکن این استدلال تمام نیست؛ بلکه مغالطه یی است که در اثر اشتراک لفظ رخ می دهد.
هرگز از معنای عقل، فضیلت مرد بر زن استنتاج نمی شود؛ زیرا عقلی که در زن و مرد متفاوت است عقل اجتماعی است؛ یعنی در نحوه ی مدیریت، مسائل سیاسی، اقتصادی و علمی، تجربی و ریاضی شاید ثابت شود عقل مرد بیش از زن است هر چند – اثبات این مطلب نیز کار آسانی است- ولی چنین نیست که هر کس مسائل فیزیک، ریاضی، طب، طبیعی و مانند آن را بهتر بفهمد، به خدا نزدیکتر باشد!
هرگز نمی توان اثبات کرد که عقل مرد، جنبه ی ما عبد به الرحمان و یکتسب به الجنان قوی تری از زن داشته باشد؛ با توجه به نکات یاد شده، از نظر علامه طباطبایی تجربه و برهان، هم این مسئله را تأیید نمی کند و برتری فکری در مسائل علمی یا سیاسی و اجرایی نیز تنها یک فضیلت زاید است؛ زیرا علمی است که ندانستنش زیانی به شخصیت انسانی فرد نمی رساند؛ ذلک العلم لا ینصر من جمله لیکن هر کس بتواند بهتر غرایز خود را درهم بکوبد و امیال نفسانی را تعدیل و بهشت را کسب کند، مسلماً عاقل تر خواهد بود. (۱۴)

تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک *** برگ توت است به تدریج کنندش اطلس

پی‌نوشت‌ها:

۱-کارشناس فلسفه تعلیم و تربیت ( واحد فلسفه و کودک بنیاد حکمت اسلامی صدرا ).
۲- جعفری، محمد تقی، تعلیم و تربیت: اصول و مبانی، پایگاه اطلاع رسانی استاد محمد تقی جعفری، ص ۲٫
www.Ostad jafari.com
۳- جعفری، محمد تقی، شناخت در قلمرو اندیشه ها، پایگاه اطلاع رسانی استاد محمد تقی جعفری، ص ۱-۱۶٫
www.Ostad jafari.com
۴- دافی، برنادت، تشویق خلاقیت و تخیل در کودکان، ترجمه مهشید یاسائی، ققنوس، ۱۳۸۴، ج۳، ص ۱۲۱٫
۵- خانجانی، لیلا، جزوه آموزش مجازی تفکر۲ ، گروه پژوهشی مدیریت حرفه یی.
www.pmry.ir/portal/ جزوات آموزشی / جزوات آموزشی .htmt
۶- طوطی، زهره جایگاه تفکر خلاق در طرح فلسفه و کودک ، ویژه نامه کودک، تفکر، خلاقیت، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۸٫
۷- حسینی، افضل السادات، ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ ج۲، ص ۸۶٫
۸- رضا، تفاوتهای بین زن و مرد در نحوه برخورد با کودکانشان، مجله اینترنتی تک محفل:
htp://www.Takmahfel.com/news.8990.html
۹- پیرخایفی، علی رضا، خلاقیت، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴، ص ۸۷٫
۱۰- تشویق خلاقیت و تخیل در کودکان، ج۳، ص ۱۵۷٫
۱۱- حسینی، تفاوت بیولوژیک زن و مرد ( بد، روان، هوش )، پایگاه جامع زنان ایران.
http:www.Pars woman.Com/view/2299.espx
۱۲- رحیم زاده، مریم، ویژگیهای شناختی کودکان ۶-۱۲ سال، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۶٫
۱۳- دمیرچی، نسرین رتبه وجودی زن و مرد در حکمت متعالیه، همایش حکمت متعالیه و انسان، انتشارات بنیاد حکمت صدرا، ۱۳۸۶، ص ۲۰۲-۲۰۷٫
۱۴- جوادی آملی، زن در آئینه جلال و جمال، قم، اسراء، ۱۳۸۳، ص ۲۲۷-۲۳۰٫
بر خود لازم می دانم از سرکار خانم طوطی بعنوان مشاور و سرکار خانم پروینیان که در تمام مراحل نوشتار این مقاله راهنمای من بوده اند تشکر کنم.

منبع مقاله :
خامنه ای، سیدمحمد؛ (۱۳۸۹)، تربیت فلسفی و فلسفه تربیت، تهران: نشر بنیاد حکمت اسلامی صدرا، چاپ اول



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.