نظریه‌ی مبادله‌ی اجتماعی



 نظریه‌ی مبادله‌ی اجتماعی

 

نویسنده: پیتر پی. اِکِه
برگرداننده: حسن چاوشیان
ویراستار: محمد منصور هاشمی

 

Social Exchange Theory

این نظریه که با تعامل‎های دوجانبه و متقابل افراد و گروه‎هایی سر و کار دارد که اقلامی با ارزش نمادین و اجتماعی را با هم مبادله می‎کنند و از آن نفع می‎برند، در ابتدا از دلمشغولی‌های جامعه‌شناسی فرانسوی نسبت به ریشه‌های همبستگی اجتماعی نشئت گرفت؛ این نظریه در علوم اجتماعی انگلیسی- امریکایی نیز به عنوان مبنایی برای تمایز قدرت در روابط اجتماعی بسط یافته است.

سرچشمه‎های نظریه‎ی مبادله

در جامعه شناسی فرانسوی

دورکم در بررسی جامعه شناسی فرانسوی قرن هجدهم (۱۹۰۰ ,Durkheim) رستاخیز این رشته در قرن نوزدهم را ناشی از بحرانی می‎دانست که در پی شکست فرانسه در جنگ ۱۸۷۰ فرانسه و پروس به وجود آمد. این بحران جامعه شناسان را به جست و جوی راه‌حل‎هایی برای حفظ نظم جامعه در شرایطی واداشت که «نمای… نظام [دولت] امپراتوری به تازگی فرو ریخته بود» (۱۲-p). در نخستین دهه‌های قرن بیستم، دورکم و شاگردان او دامنه‌ی پژوهش‌های خود را گسترده‎تر کردند و به مطالعه‎ی جوامع غیرصنعتی‎ای پرداختند که امپریالیسم اروپایی دروازه‌های آن‎ها را به روی دانشمندان گشوده بود. آن‎ها به لحاظ روش شناختی ایمان داشتند که اصول حاصل از کشف نحوه‎ی انسجام و همبستگی این جوامع ساده می‎تواند پرتو روشنی بر مسائل ارزشی پیچیده‎تر غرب بیندازد . (Durkheim, 1912, Durkheim and Mauss, 1903) نظریه‌ی مبادله‌ی اجتماعی به مثابه نظریه‎ای مبتنی بر داده‌های تجربی درباره‎ی انسجام و همبستگی اجتماعی، از همین پژوهش‎ها سربرآورد.
[مارسل] موس (۱۹۲۵ ,Mauss) با استفاده از داده‌های قوم‌نگاری درباره‌ی جوامع گوناگون غیرغربی، خصوصاً گزارش‌های مالینوفسکی (۱۹۲۲ ,Malinowski) درباره‎ی مبادله‌ی کولا در جزایر تروبریان، به جست‌وجو در میان شواهد و اسناد مربوط به سنت‎های هدیه و مبادله پرداخت که او را به «نتیجه‌گیری‎های اخلاقی درباره‎ی بعضی مسائل پیش روی ما در بحران اقتصادی فعلی» قادر ساخت (۲٫p). لوی- استروس (۱۹۴۹ ,Levi-Strauss) نیز با دنبال کردن همین مسیر پژوهش، در مطالعات تطبیقی و مقایسه‎ای قواعد خویشاوندی و ازدواج، رابطه و پیوندی میان کرد و کارهای مبادله و همبستگی اجتماعی کشف کرد: مبادله‌ی مستقیم (یا محدود) که در آن دو گروه با یکدیگر داد و ستد می‎کنند (A B)، موجب همبستگی مکانیکی می‎شود؛ در حالی که مبادله‌ی غیرمستقیم (یا تعمیم یافته) که شامل شبکه‎ای از چندین مبادله کننده است که از کسی که چیزی به او داده‎اند، چیزی نمی‎گیرند (برای نمونه )،: موجب همبستگی ارگانیک یا اندامی می‎شود (۱۷-۷۷ Ekeh, 1974, pp). در این مطالعات، فرد یگانه و تنها اهمیتی ندارد: طرفین مبادله را گروه‎ها تشکیل می‎دهند و نه افراد.

واکنش‎های امریکایی: فردگرایی و مبادله‌ی اجتماعی

هومنز با رد متابعت فرد از نیازهای جامعه در نظریه‎ی لوی- استروس، نظریه‌ی مبادله‌ی اجتماعی فردگرایانه‎ای را باب کرد که در آن تعامل‎ها به داد و ستدهای مستقیم محدود می‎شود (۱۹۶۱ ,Homans). در این روایت از نظریه‌ی مبادله‌ی اجتماعی، اهمیت فرد یگانه و تنها، با به کار بستن مفاهیم اصلی اقتصاد و روان‌شناسی برجسته و پررنگ می‎شود، مفاهیمی مانند پاداش، هزینه، تنبیه، منافع و سرمایه‌گذاری، همچنین دوتایی‎هایی مانند محرک و پاسخ، عرضه و تقاضا. نظریه‎ی هومنز نقطه‎ی اوج رشد نظریه‎ی مبادله‎ی اجتماعی در ایالات متحده‌ی امریکا بوده است. پیتر بلاو (۱۹۶۴ ,Blau) جنبه‎های اقتصادی این نظریه را بسط داد و آن را به گزاره‎هایی درباره‌ی پیدایش روابط ساختاری کلان تبدیل کرد (البته او بعدها به درستی چنین تعمیم‎هایی شک کرد، نک. ۱۹۸۷ ,Blau)، و دیدگاه‌های روانشناختی این نظریه را نیز رفتارگراهایی که خود را به روان‌شناسی اسکینری منسوب می‎کردند شرح و بسط دادند (Burgess and Bushell, 1969; Chadwick-Jones, 1976).
اصلی‎ترین کاربرد نظریه‎ی مبادله‎ی اجتماعی در ایالات متحده‌ی امریکا برای تفسیر قدرت بوده است. با این که این کاربرد را می‎توان به مشغله‎های هومنز درباره‎ی تفاوت‎های منزلتی در تعامل‎های اجتماعی نسبت داد، استنتاج‎های بلاو درباره‎ی قدرت در گروه‌های کوچک، و بسط و ادامه‎ی مقاله‎ی بسیار مهم امرسون (۱۹۶۲ ,Emerson) درباره‎ی روابط قدرت- وابستگی با وضعیت مبادله، بر بحث‌های اخیر امریکایی‎ها درباره‎ی این موضوع حاکم بوده است
(۱۹۸۷ Cook,). مدعای اصلی آن‎ها این است که قدرت و وابستگی از روابط مبادله نشئت می‎گیرد، به نحوی که هر کس در مبادله چیز مهم‎تر یا بیشتری بدهد به جبران آن قدرت بیش‌تری کسب می‎کند و آن کسی که کم‌تر داده باشد در عوض تابع و وابسته می‎شود. این دیدگاه به قدرت از سوی جامعه شناسان سیاسی (مانند: ۱۹۷۶ ,Birnbaum) و فیلسوفان سیاسی (مانند، ۱۹۷۶ ,Lively) مورد حمله قرار گرفته است. استدلال آن‎ها این است که قدرت پایه و اساس گسترده‎تر و کلی‌تری در ارزش‎های جامعه دارد و نمی‎توان آن را فوری و بی‌واسطه از وضعیت مبادله‌ی اجتماعی استنتاج کرد.

کاربردهای دیگر

چند جانبه بودن نظریه‎ی مبادله‎ی اجتماعی موجب شده است که این نظریه را با چشم اندازهای نظری مشابهی برای تفسیر ابعاد گوناگونی از روابط اجتماعی به کار برند. خصوصاً دو کاربرد زیر در خور ذکر است.

مبادله‎ی اجتماعی و انتخاب عقلانی

انتخاب عقلانی حاکی از کنش‎هایی است که به انگیزه‌ی عواید شخصی در جریان فعالیت‌های اقتصادی بروز می‌کند و کنشگران را وادار به انتخاب از میان ابزارهای کمیاب می‎کند. شاخه‎ی انگلیسی- امریکایی نظریه‎ی مبادله‌ی اجتماعی، از همان روزهای نخست، از استدلال‌های نظریه‎ی انتخاب عقلانی که برگرفته از اقتصاد و نظریه‌ی بازی است، استفاده کرده است تا رفتارهای مبادله‌ اجتماعی را در جوامع غربی و غیرغربی مفهوم پردازی کند (Heath, 1976 Sahlins, 1965). این فروکاستن زندگی اجتماعی به انگیزش‎های اقتصادی با این که بازتابی از سلطه و سیطره‎ی عقل اقتصادی در ایالات متحده و بریتانیاست، تعارض فاحشی با برداشت فرااقتصادی از مبادله‌ی اجتماعی در جامعه شناسی فرانسوی دارد.

مبادله‌ی اجتماعی و عدالت

طرفین یا شرکت کنندگان مبادله‌ی اجتماعی درباره‎ی سهمی که به گروه‌هایی می‎دهند که در آن مشارکت دارند، و مزایا و منافعی که از این گروه‎ها نصیب‌شان می‎شود، قضاوت‌هایی می‌کنند. آن‎ها همچنین هزینه‎ها و سودهای خود را با هزینه‎ها و سودهای اشخاص دیگری که با آن‎ها تعامل دارند، مقایسه می‎کنند (Thibaut and Kelley, 1959) همین ویژگی‌ها موجب می‎شود که عدالت از ایده‎های اصلی نظریه‎ی مبادله‎ی اجتماعی باشد. ملاحظه‎های مربوط به عدالت در مبادله‎ی اجتماعی ممکن است به موازات دو شکل عمده‌ی آن باشد که بری (۱۹۸۹ ,Barry) آن‎ها را معرفی کرده است: عدالت به مثابه بی‌طرفی، که در آن بر توزیع منافع و مواهب به صورت همگانی و اعتنانکردن به منزلت ممتاز به عنوان برگ برنده تأکید می‎شود و عدالت به مثابه نفع متقابل که بر منافع مشترک طرفین مبادله تأکید دارد. در هرحال با پیروی از فرمول‌بندی‎های اولیه‎ی هومنز (۱۹۶۱, pp. 71-5)، نظریه پردازان مبادله‎ی اجتماعی با محافظه کاری منزلت را به مثابه معیار اصلی عدالت پذیرفته‎اند. نظریه‎ی مبادله‎ی اجتماعی همچنین می‎تواند به تبیین عدالت شهروندی کمک کند به شرطی که این عدالت مبادله‎ی حقوق و وظایف در رابطه‎ی میان فرد و دولت تعریف شود . (Marshall, 1950)

نتایج

همان‌طور که در مقاله‌ی گولدنر درباره‌ی رابطه‎ی متقابل آمده است (۱۹۶۰ Gouldner,)، چشم انداز مبادله‌ی اجتماعی اهمیت خود را از یک سائق اساسی بشر به دادن و ستاندن در تعامل‎های اجتماعی می‎گیرد و از این نکته که رفتارهای متضاد موجب بی‌ثباتی روابط اجتماعی می‎شود. این فرض در علوم اجتماعی و رفتاری به طور گسترده‎ای مورد پذیرش است و به همین دلیل نظریه‎ی مبادله‌ی اجتماعی برای بسیاری از رشته‎ها جذابیت دارد (Gergen, et al., 1980)، صورت‎های فرانسوی و انگلیسی- امریکایی نظریه‎ی مبادله نیز به روشن شدن پیش فرض‎های ارزشی این نظریه کمک می‎کند و تفکر اجتماعی جمع گرایانه‌ی فرانسوی را از دیدگاه‎های فردگرایانه‎ی علوم اجتماعی انگلیسی- امریکایی جدا می‎سازد.
منبع مقاله :
آوتوِیت، ویلیام، باتامور، تام؛ (۱۳۹۲)، فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، ترجمه‌ی حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، چاپ اول

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.