نقش سازمان های غیردولتی در برنامه های فقرزدایی




نویسنده: محمد جواد زاهدی مازندرانی

برنامه جهانی مقابله با فقر از دهه ۱۹۸۰ با برنامه های ملی کاهش فقر از طریق تأمین حداقل نیازهای اساسی آغاز شد. گزارش نتایج موفقیت آمیز برنامه حداقل نیازهای اساسی در پاکستان و بنگلادش یکی از مهم ترین دلایل جلب توجه کارشناسی به این رویکرد در سطح جهانی بوده است. این برنامه در همان نخستین مراحل اجرایی توانسته بود خود را به مثابه بدیلی برای الگوهای توسعه روستایی که از پایان جنگ جهانی دوم به صورت های گوناگون در نواحی مختلف جهان به کار گرفته شده بود معرفی کند.
الگوهای توسعه روستایی گذشته عموماً با دو نارسایی مهم دست به گریبان بودند:
الف)گسترش شکاف های طبقاتب و افزایش نابرابری های اجتماعی
ب) عدم موفقیت جدی در تأمین مشارکت های مردمی

رویکرد حداقل نیازهای اساسی نوعی توسعه اقتصادی- اجتماعی یکپارچه و از پایین به بالا است که مبتنی بر درگیری و خوداتکایی کل اجتماع روستایی در فرایند توسعه است. در چارچوب این برنامه توسعه روستایی، در شرایط کشورهای در حال توسعه، از طریق همکاری و هماهنگی بین بخشی میان دستگاه های دولتی دست اندرکار امور روستایی از یک سو و همکاری این مجموعه یگانه شده با کل اجتماع روستایی از سوی دیگر پیگیری می شود. هدف این رویکرد توسعه ای، نیل به کیفیت بهتر زندگی بر مبنای فهرستی از حداقل نیازهای اساسی افراد، خانوارها و اجتماعات است. مؤلفه های حداقل نیازهای اساسی مشتمل اند بر:آب، سرپناه، محیط، ابزار و وسایل بهره برداری، خدمات اجتماعی، برنامه ریزی کنترل خانواده، زندگی اجتماعی، ارتباطات و آمادگی های اضطراری برای کاهش آسیب پذیری.

مهم ترین ویژگی های طرح های فقرزدایی مبتنی بر حداقل نیازهای اساسی را می توان به این صورت خلاصه کرد:
الف)تهیه و اجرای طرح های درآمدزا توسط مردم متناسب با نیاز، مهارت و توان تجربی خانوارها و استعدادهای طبیعی محل.
ب)اتکای طرح به وام های بدون بهره و کم بهره
ج) تقلیل نقش دولت به مشاوره و راهنمایی.
د) تشویق مردم به ایجاد تشکل های تولیدی و مشارکتی از طریق منوط کردن پرداخت وام به تشکیل شرکت های تعاونی با تشکل های مردمی مناسب دیگر.
نکات و ویژگی هایی که برای شناسایی بیشتر طرح های فقرزدایی و توسعه پایدار مبتنی بر حداقل نیازهای اساسی باید مورد توجه قرار گیرد از این قرار است:
۱٫طرح توسعه ای حداقل نیازهای اساسی رویکرد جدیدی به موضوع مشارکت های مردمی در فرایند توسعه است و باید آن را آزمونی تازه در توسعه و تأمین عدالت اجتماعی تلقی کرد.
۲٫ویژگی اصلی این طرح ها الگوگریزی و تکیه بر ابداع و ابتکارات محلی است. برای اجرای این طرح باید از توسل به الگوهای فراگیر محلی و منطقه ای اجتناب کرده و اقدامات اجرایی را حسب مورد و در مقیاس کوچک و محلی طراحی نمود به این اعتبار، اصلی ترین خصوصیت این طرح ها اجرا در مقیاس های محدود و فقدان دستورالعمل های الگویی قطعی و غیر قابل تخطی است. روش ها و دستورالعمل های اقدام در هر مورد بسته به شرایط و موقعیت ها گزینش می شود و مردم در انتخاب و اجرا و مدیریت در شکل سازمان یافته نقش اصلی را به عهده دارند.
۳٫فعالیت در چارچوب طرح های فقرزدایی بر مبنای حداقل نیازهای اساسی را باید تحقیق و توسعه (D & R) مداوم تلقی کرد.
۴٫به این طرح ها باید به مثابه یک استراتژی توسعه نگریست که با هدف جلب مشارکت مردم ( به شکل سازمان یافته) در فرایند مقابله با فقر، تأمین نیازها و حفظ و احیاء و توسعه منابع طراحی شده است. بنابراین ربط دادن سیاست های اجرایی در این زمینه با سیاست های کلان توسعه که در چارچوب برنامه های عمرانی طراحی می شود دست کم تا مدت ها امکان پذیر نیستند مگر آن که دولت در فرایند توسعه و خاصه در فرایند برنامه ریزی کلان، تغییرات اساسی در نقش و سهم و نیز کاهش اصولی در میزان فاعلیت خود را بپذیرد بخش عمده وظایف خود را به تشکل های مردمی (و از جمله مهم ترین آن ها سازمان های غیردولتی) تفویض کرده و به یک نقش حداقلی برای خود بسنده کند. این فرایند که می توان آن را تغییر نقش تعبیر کرد یکی از ضرورت های اساسی اجرای برنامه های فقرزدایی بر مبنای طرح های حداقل نیازهای اساسی است. به نظر می رسد که با بکارگیری دیدگاه توسعه ای حداقل نیازهای اساسی، مردم به صورتی فعال نقش مؤثری را در فرایند توسعه و رفاه اجتماعی بر عهده خواهند گرفت. به سخن دیگر این برنامه می تواند مردم را از کمک گیرندگان صرف به تولید کنندگان مسئول و مؤثر در فرایند توسعه و نوسازی اجتماعی بدل کند. در چارچوب این برنامه فقرزدایی، یکی از مهم ترین شاخص ها برای ارزیابی سیر منطقی و مطلوب فعالیت ها، تفویض وظایف دولت به سازمان های غیردولتی دست اندرکار و نیز گسترش مشارکت اجتماعی و همگانی با واسطه این سازمان ها است.
مراحلی که در اجرای برنامه فقرزدایی و حفظ محیط زیست بر مبنای حداقل نیازهای اساسی مورد توجه قرار می گیرند عبارتند از:
۱٫مذاکره با مردم اجتماعات محلی به منظور فهرست کردن نیازهای اساسی گروه ها، خانواده ها و اجتماع محلی از زبان خود آن ها.
۲٫تهیه فهرستی از طرح های درآمدزا بر مبنای تجربه، سابقه و مهارت مردم و منابع موجود در محل.
۳٫سازماندهی گروه بین بخشی به منظور سازماندهی و مشاوره ( با استفاده از خدمات سازمان های غیردولتی). این گروه مرکب از نمایندگان بخش های اجرایی و دستگاه های دولتی ذیربط است.
هدایت این گروه بین بخشی به عهده سرپرست واحد یا سازمانی خواهد بود که بیش از همه نقش نمایندگی دولت در محل را ایفا می کند.
۴٫تأمین اعتبارات مورد نیاز برای اجرای برنامه و اعطای تسهیلات اعتباری به خانواده ها به منظور اجرای طرح های درآمدزای اولویت بندی شده فردی یا تعاونی به صورت وام های بدون بهره یا کم بهره.
۵٫گروه بندی های ۱۰ تا ۲۰ خانواری جمعیت به صورت یک خوشه سازمان یافته. در این حالت از بین هر گروه یک نفر به عنوان نماینده (سرگروه) برای برقراری ارتباط با گروه مدیریت انتخاب می شود.
۶٫انتخاب گروه مدیریت. در هر اجتماع محلی جمعی از افراد طرف اعتماد مردم مدیریت برنامه های فقرزدایی بر مبنای حداقل نیازهای اساسی و احیاء و توسعه منابع را بر عهده خواهند گرفت. این گروه وظیفه برقراری ارتباط میان نمایندگان گروه ها (خوشه ها) و گروه بین بخشی و نظارت بر حسن اجرای برنامه های توسعه را بر عهده خواهند داشت.
۷٫تشکیل تعاونی به منظور یکپارچه سازی فعالیت های همسو و اداره واحدهای تولیدی و اجرای طرح های هزینه بر و عام المنفعه.
۸٫تعیین شاخص های مناسب و ضروری از لحاظ مکان یابی اجرای طرح.
بنابراین می توان اساس کار در برنامه های فقرزدایی مبتنی بر حداقل نیازهای اساسی را مرکب از ۳ نوع فعالیت سازماندهی در سطح اجتماعات محلی و به منظور توسعه این نوع اجتماعات دانست که عبارتند از:
الف) سازماندهی اداری و مدیریتی کارگزاران و مسئولان دستگاه ها و نهادهای دولتی ذیربط به منظور هماهنگ سازی و یکپارچه سازی اقدامات دولتی در اجتماعات محلی؛
ب)سازماندهی اقتصادی مردم برای اجرای فعالیت های درآمدزا از طریق اعطای وام های کم بهره و بدون بهره؛
ج)سازماندهی مردم به منظور برنامه ریزی توسعه و نوسازی اجتماعی محلی و تشریک مساعی برای اجرای پروژه های اولویت بندی شده.
می توان انتظار داشت که سه گروه فعالیت های سازماندهی شده فوق بتواند از طریق تقویت روخ خودیاری، خوداتکایی و خودکفایی مالی مشارکت واقعی مردم را در فرایند برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه اجتماع محلی تأمین کند و از این طریق ضمن تقلیل میزان مداخله و مسئولیت مستقیم دولت- که طبیعتاً کاهش بار مالی و هزینه ای دولت در فرایند توسعه را موجب خواهد شد- هدف های گسترش اشتغال افزایش تولید و ارزش افزوده در اقتصاد و کاهش فقر و بهبود سطح زندگی مردم اجتماعات محلی را تأمین نموده و موجبات مؤثرسازی نقش مردم در فرایند توسعه را فراهم سازد.

طبیعی است مردم اجتماعات محلی به خودی خود قادر به ایفای این نقش مشارکتی مؤثر و فعال نیستند و برای این منظور باید فعالیت های هدفمندی در زمینه ارائه آموزش های لازم به آن ها، گسترش آگاهی مردم، ظرفیت سازی در بین آن ها، تقویت سرمایه اجتماعی و نیز توانمندسازی مردم صورت پذیرد. همانگونه که در بخش های قبلی مطرح شد سازمان های غیردولتی از بیشترین قابلیت های لازم برای انجام این فعالیت ها به منظور تحقق هدف های یاد شده برخوردارند و این سازمان ها صرف نظر از آن که خود نوعی تشکل مردمی اند، اغلب در نخستین گام عملیاتی به ایجاد تشکل های مردمی مناسب در گروه هدف اقدام می کنند و از این طریق شرایط و زمینه های لازم برای ظرفیت سازی، توانمندسازی، ارتقاء سرمایه اجتماعی و نیز تأمین مشارکت های همگانی در راستای تحقق هدف های توسعه را فراهم می سازند.

در مورد مؤثرسازی نقش مردم در فرایند توسعه، باید اشاره کرد که در چارچوب برنامه توسعه ای فقرزدایی بر مبنای حداقل نیازهای اساسی پیش بینی شده است که سودهای حاصل از اجرای طرح های درآمدزا به مصارف اساسی زیر برسد:
۱٫بازپرداخت وام ها؛
۲٫تأمین مخارج زندگی خانواده هایی که در اجرای طرح مشارکت داشته اند؛
۳٫تخصیص درصدی از سود برای تأمین سرمایه مالی مورد نیاز برای اجرای طرح های زیربنایی عمومی نظیرمدرسه، تأمین آب بهداشتی، راه اندازی مراکز عرضه خدمات بهداشتی، تأمین دارو، ساختن راه، بهسازی محیط، دایرکردن مراکز ورزشی و امثال آن.
منبع مقاله :
زاهدی مازندرانی، محمد جواد؛ (۱۳۸۸) نقش سازمان های غیردولتی در توسعه پایدار، تهران: مازیار، چاپ اول



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.