پیشینه‌ی معرفت شناسی



 پیشینه‌ی معرفت شناسی

 

نویسنده: محمد حسین زاده

 

بررسی تاریخچه‌ی معرفت شناسی مجال گسترده‌ای می‌طلبد. حتی ارائه‌ی تصویری اجمالی از پیشینه‌ی معرفت شناسی، تاریخچه مسایل و نظریه‌های مطرح شده در آن، منشأ پیدایش هر یک از آن مسایل، فراز و نشیب و تحول مباحث در طول تاریخ تفکر فلسفی، بنیان گذار دانش معرفت شناسی و معمار هر یک از مباحث و نظریه‌های مطرح شده در آن و. . . در این نوشتار نمی‌گنجد. در اینجا، صرفاً نگاهی گذرا به پیشینه و تاریخ پیدایش این دانش خواهیم داشت.
معرفت شناسی به منزله‌ی رشته‌ مستقلی از علوم فلسفی سابقه‌ی چندان دیرینی ندارد و از قرن هفدهم یا هجدهم میلادی فراتر نمی‌رود. اما مباحث و مسایل معرفت شناسی قدمتی بسیار طولانی دارد و تا عصر یونان باستان بلکه تا عصر پیش از سقراط قابل پی‌گیری است. مباحث معرفت شناسی را به طور پراکنده در مجموعه‌ای از مباحث عقلی که «فلسفه» یا «حکمت» خوانده شده است یا در تاریخ فلسفه به روشنی می‌توان مشاهده کرد. از باب نمونه، مسأله «راه‌ها و ابزارهای معرفت بشری» که یکی از مهم‌ترین مباحث معرفت شناسی است، در میان فیلسوفان پیش از سقراط مطرح بوده است. ألئاییان، نظیر پارمیندس، بر عقل تکیه می‌کردند و تنها آن را معتبر می‌دانستند. در مقابل آنها، عده‌ای، از جمله هراکلیتوس، بر اعتبار حس پای می‌فشردند و تنها آن را معتبر می‌دانستند. افلاطون (۴۲۸-۳۴۷ق) نیز این مسأله را دنبال کرد و قائل شد که به جهان محسوس نمی‌توان علم پیدا کرد، اما ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ق. م. ) شاگرد وی، بین هر دو دیدگاه جمع کرد و اعتبار حس و عقل، هر دو، را پذیرفت. بعد از ارسطو نیز نزاع در این مسأله، یعنی اعتبار حس و عقل، ادامه یافت و اپیکوریان، به تبعیت از اپیکور (۱) (۳۴۱-۲۷۰ق. م. ) حس‌گرا شدند و اعتبار عقل را انکار ورزیدند. این بحث در طول تاریخ تفکر فلسفی همچنان تداوم یافت.
با تأمل در آثار فیلسوفان پیش از سقراط، درمی‌یابیم که آنها- علی رغم نزاع در اعتبار راه‌ها و ابزارهای معرفت، یعنی اعتبار حس یا عقل- دستیابی به معرفت را امری ممکن می‌دانستند. در قرن پنجم قبل از میلاد، منکران علم (سوفیست‌ها) معرفت یقینی را انکار کردند و دستیابی به آن را امری ناممکن شمردند. بدین ترتیب، یکی از مشکل‌ترین مباحث معرفت شناسی را که بررسی دعاوی سوفیسم و نسبیت گرایی و شکاکیت است، پی‌ریزی کردند. سوفیست‌ها با ادعاهای خود درصدد انکار علم و معرفت بودند. نسبی گرایی نیز از درون سوفیسم سربرآورد؛ گفته‌ی پروتاگوراس که «انسان مقیاس همه چیز است»، منشأ این نگرش شد.
سقراط با این گونه نگرش‌ها به مبارزه برخاست و آنها را به طور جدی نقادی کرد. بعد از وی، افلاطون و ارسطو نیز مبارزه با سوفیسم و نسبیت گرایی را ادامه دادند. ارسطو منطق را به منظور ارائه‌ی شیوه استدلال و تفکر درست تدوین کرد. پس از ارسطو، پورُن شکاکیت را بنیان نهاد و استدلال‌های متعددی برای اثبات نگرش شکاکانه خود ارائه کرد. بدین سان، پاسخ به دعاوی شکاکان، منکران علم و نسبیت گرایان که یکی از دغدغه‌های اساسی در معرفت شناسی، هم در رویکرد قدما و هم در رویکرد مدرن و هم در رویکرد معاصر است، در یونان باستان مطرح شده است.
همچنین مبناگروی که هم معیار ارزیابی معرفت و تمییز صدق و کذب است و هم معیار موجّه سازی، به ارسطو منتهی می‌گردد. بلکه از کلمات ابن سینا برمی‌آید که این نظریه، یعنی مبناگروی، در گذشته‌ی بسیار دور مخالفانی داشته و در مقابل آن، نظریه‌های شاذی مطرح شده است. بدین سان، می‌توان گفت: مبناگروی و نظریه‌های مخالف با آن سابقه‌ای بس دیرین دارند. ارسطو، خود، مبناگرا بوده و در دفاع از این نظریه استدلالی اقامه کرده است.
حاصل آن که معرفت شناسی قدمتی بسیار دیرین دارد. عمده‌ترین مباحث آن؛ نظیر بررسی دعاوی شکاکان و نسبیت گرایان و سوفیست‌ها، ابزارها و راه‌های معرفت انسان، مبناگروی و نظریه‌های بدیل آن، علم ما به جهان خارج؛ در عصر یونان باستان مطرح گردیده و در عصرهای بعد دنبال شده است. (۲)
لازم است خاطرنشان کنیم که معرفت شناسی به تفکر فلسفی مغرب زمین و خاورمیانه اختصاص ندارد بلکه فلسفه‌های دیگر نیز به طور گسترده به مباحث معرفت شناسی پرداخته‌اند. از باب نمونه، می‌توان فلسفه‌ی هندوها را نام برد که مباحث بسیاری را؛ از جمله چگونگی اقامه دلیل، ارزیابی دلیل و استدلال، نقش استدلال در معرفت، ادراک حسی، اعتبار و مشکلات معرفت شناسانه‌ی مربوط به آن؛ مطرح کرده و به آن پرداخته‌اند. (۳)

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ در تاریخ فلسفه، اپیکور بنیانگذار آمپریسم (حس گرایی) قلمداد شده است. رک:
A Companion to Epistemology,J. Dancy &. . . p. 115
۲٫ See:A History of Philosophy,F. Copleston,Vol. 1 & The History of Epistemology in “An Encyclopedia of Philosophy”, p. Edwards,ed & “The Routledge Encyclopedia of Philosophy”,E. Craig ed & The Theory of Knowledge,p. Moser & . . . ,Chs:1,2
۳٫ See:Theory of Knowledge,p. Moser & . . . ,ch. 1

منبع مقاله :
حسین زاده، محمد، (۱۳۹۰)، پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر، قم: مرکز انتشارات مؤسسه‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله)، چاپ سوم

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.