بررسی حیات سیاسی علامه محمد باقر مجلسی



بررسی حیات سیاسی علامه محمد باقر مجلسی

 

نویسنده:سید مصطفی طباطبایی (۱)
منبع:راسخون
 

چکیده :

با تشکیل حکومت صفوی در ایران و تعیین مذهب شیعه دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی حکومت ایران، رگه های امیدی برای مردم و علما به وجود آمد که شاید بتوان حکومتی اسلامی بر مبنای اصول مذهب شیعه جعفری پایه ریزی کرد و به همین دلیل برخی از علمایی که اعتقاد به همکاری با حاکمان مسلمان را داشتند بر آن شدند که درجهت زنده نمودن آیین تشیع اثنی عشری و اصول اساسی اسلامی با این حکومت همکاری نمایند. از طرفی، شاهان صفوی نیز که خواهان تأیید حکومت خود از سوی علما برای مشروع جلوه دادن خود در دید مردم و بهره گیری از اتحاد ملی برای دست یابی به اهداف حکومتی خود بودند، از حضور علما و روحانیون شیعه در دربار خود استقبال شایانی نمودند تا جایی که در بسیاری از دوران صفوی، نظرات این عالمان مورد توجه شاهان صفوی قرار می گرفت به گونه ای که اوج این همکاری را در دوران شاه عباس صفوی و حضور شخصیت های بزرگ جهان تشیع همچون شیخ بهایی و میر داماد در دربار صفوی شاهد هستیم.از جمله شخصیت های بزرگ جهان تشیع که در دوران صفوی در دربار مورد توجه قرار می گرفت، شیخ محمد باقر مجلسی، معروف به مجلسی دوم بود.در این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای بر آنیم که حیات سیاسی ایشان را مورد بررسی قرار دهیم.
کلید واژه : علامه محمد باقر مجلسی، اصفهان، شاه سلطان حسین، صفویه

مقدمه :

علامه محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على مجلسى، معروف به علامه مجلسى و مجلسى ثانى و صاحب بحار الأنوار در سال ۱۰۳۷ هجرى در شهر اصفهان پا به عرصه گیتی نهاد. پدر علامه محمد باقر مجلسی، مولى محمد تقى مجلسى، معروف به مجلسى اول (۱۰۰۳ – ۱۰۷۰ هجرى) از بزرگان علمای شیعه و فقیهى بزرگ است و کتابهایى نیز تألیف نموده است. جد بزرگ علامه محمد باقر مجلسی نیز، عالم بزرگوار حافظ، ابو نعیم اصفهانى صاحب کتابهایى چون «تاریخ اصفهان») و «حلیه الأولیاء» می باشد (هنرفر:۱۳۸۶ : ۲۳۷) و بدین سان می توان گفت، نه تنها خاندان مجلسی خود از بزرگترین خاندان هاس شیعی دوران صفوی بهبعد می باشد که بیش از یکصد عالم وارسته در آن پرورش یافته اند، بلکه اجداد این خاندان نیز اکثرا از علما و محدثان بزرگ هم عصر خود به شمار می رفته اند.
در تاریج جهان آرای عباسی در مورد پدر مولی محمد باقر مجلسی آمده است : « محمّد تقى بن منصور على الاصفهانى المشتهر به مجلسى قدس اللّه سره پدر شیخ محمّد باقر مجلسى‌ که نسب وى از طرف پدر به حافظ ابى نعیم اصفهانى و از طرف مادر به درویش محمّد بن حسین نطنزى مى‌پیوندد. ملامحمّد تقى مجلسى یکى از بزرگترین دانشمندان عصر خود و داراى تصالیف بسیار است. از جمله میتوان به احیاء الاحادیث فى شرح التهذیب الحدیث، حاشیه صحیفه سجادیه، حاشیه نقد الرجال و … اشاره نمود. وى در سال ۱۰۷۰ وفات نمود و ماده تاریخ‌هایى درباره فوت وى نوشته‌اند از جمله: «افسر شرع اوفتاد، بى‌سروپا گشت فضل ۱۰۷۰» (وحید قزوینی: ۱۳۸۳: ۷۷۵)
مولی محمد تقى مجلسى از شاگردان شیخ بهایى و میر داماد به شمار می رود و در علوم مختلف اسلامى تبحر داشته و در زمان خویش عهده دار مرجعیت تشیع بود. وى در کنار مرجعیت، از اقامه نماز جمعه و جماعت نیز غفلت نمى‌کرد و امام جمعه اصفهان بود. وی همچنین در تربیت شاگردان خویش سعی بلیغ نمود به گونه ای که توانست افراد بسیاری را در این مکتب تربیت نمایند که از آن جمله علاوه بر فرزندش، محمد باقر مجلسی به آقا حسین حوتنساری و ملا صالح مازندرانی اشاره کرد. (، هنرفر:۱۳۸۶: ۲۸۰) ملا محمد تقی مجلسی، علاوه برملا محمد باقر، دو فرزند پسر دیگر نیز داشت که آنها نیز مردانى متقى و زاهد بودند به نامهاى ملا عزیز اللّه و ملا عبد اللّه، که براى تبلیغ و نشر علوم اهل بیت علیهم السلام به هندوستان رفت و ساکن آنجا گردید.
حیات سیاسی علامه محمد باقر مجلسی :
علامه محمد باقر مجلسی یکی دیگر از علمای شیعی دوران صفوی به شمار می رود که علاوه بر مجتهد بودن و زعامت علمی در اصفهان، از طرف حکومت وقت منصب شیخ الإسلامی حکومت را نیز عهده دار شدند. « روز سه‌شنبه چهارم شهر جمادى الاولى هزار و نود و هشت نواب اشرف ارفع اقدس همایون شاهى شاه سلیمان صفوی بهادر خان از راه تصلبى که داشت از براى ترویج امور شریعت مقدسه و تنسیق امور شیعیان مولانا محمّد باقرا مجلسى‌ را تعیین فرمودند بشیخ الاسلامى دار السلطنه اصفهان و از راه رعایت علماء در استرضاى خواطر آخوند مکرر بر زبان خجسته بیان لفظ التماس جارى ساختند، انشاء اللّه همیشه خواطر همایون برونق حق زیاده از حد متعلّق بوده برکات این فعل شریف بروزگار آن شهنشاه والانژاد و اصل شده عاقبت دنیا و آخرت او بخیر باشد بمنّه و فضله و روز بروز در بستر عدل و احسان که شیمه این سلسله علیّه است مى‌افزوده باشد تا مشمول دعاى عامّه مؤمنان و شیعیان شود بالنبىّ و آله.»(خاتون آبادی : ۱۳۵۲: ۵۴۱)
البته بیشترین حیات سیاسی علامه محمد باقر مجلسی در زمان حکمرانی شاه سلطان حسین صفوی می باشد، به گونه ای که وی قبل از این که شاه سلطان حسین به منصب شاهی برسد توانسته بود وی را تحت تعالیم خود در آورد و بدین سان مورد توجه او قرار گرفته بود تا جایی که « همین که سلطان حسین میرزا به سلطنت رسید، خواجه‌سرایان خواستند وى را نیز مانند پدرش و نیایش به شرابخوارى بکشانند، اما اشکالى که بر سر راه بود این که شاه جدید، هنگامى که در حرمسرا به سر مى‌برد، تحت تأثیر ملامحمد باقر مجلسى‌ فقیه مشهور بود. و هنگام تاجگذارى که شمشیر از دست وى گرفته و بر کمر خود بسته بود، بدو قول داده بود که خوردن مسکرات را منع کند و همین کار را هم کرده و دستور داده بود که همه میخانه‌ها خراب و همه کوزه‌هاى شراب شکسته شود و حتى براى تشویق رعایا بدین امر، دستور داده بود تا شش هزار بطرى شراب شیرازى و گرجى را که در سرداب هاى کاخ سلطنتى بود بشکنند.» ( نوایی: ۱۳۶۳: ۳)
شاه سلطان حسین پس از به تخت نشستن در اقدامی مهم علامه محمد باقر مجلسی را طی حکمی به منصب شیخ الإسلامی منصوب کرد و بدین سان خواست که خود و حکومت را تحت ارشاد او قرار دهد. متن فرمان شاه سلطان حسین صفوی مبنی بر شیخ الإسلام بودن علامه محمد باقر مجلسی که در مجموعه شماره ۹۵۹۶ موجود در کتابخانه آستان قدس رضوى آمده است:
« حکم جهان مطاع شد، چون به عون عنایت ایزد ودود و بلندى اقبال عدیم الزوال مسعود، از محکمه قضا، به مؤدّاى صدق انتماى‌ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ رتبه حکمرانى عرصه غبرا و مرتبه فرماندهى تحت این گنبد خضراء، به ذات اقدس اعلى و وجود نفس همایون ما استقرار یافت و پرتو خورشید مکرمت ازلى و آفتاب جهانتاب موهبت لم‌یزلى، به میامن انفاس حاجبان حجب لاهوت و کارگزاران کارخانه جبروت به مصداق کریمه‌ إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌ به ساحت آمال این خانواده عزّ و جلال یافته، حفظ قوانین شریعت و اجراى اوامر و نواهى جناب احدیت را از روز الست به مؤدّاى صدق انتماى‌ کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ بر ذمّت همّت این دوده ستوده خلافت و امامت نهاده و زمان اختیار اهل روزگار و قبض و بسط مهام سکنه‌ هر دیار را بر طبق کریمه‌ وَ أُولئِکُمْ جَعَلْنا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً مُبِیناً به دست سخا اعتبار ما داده‌اند، و داعى همّت بلند و مساعى نیّت ارجمند در ازاى این نعم گوناگون و مواهب روز افزون، به مضمون الدّین و الدوله توأمان آن است که به امر واجب الاتباع‌ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ‌ رعایت علماى اعلام و فقهاى اسلام که مصدوقه العلماء ورثه الأنبیاء اند منظور نظر قدسى منظر و قرارداد ضمیر خورشید مظهر داشته، در امور جزئیه و کلیه قوانین شریعت غرّاء حضرت سید المرسلین صلّى اللّه علیه و آله الطیبین و آداب سنیّه طریقه بیضاى ائمه الطاهرین صلوات اللّه علیهم اجمعین را قدوه دانسته، در هیچ باب، پا از دایره دین مبین و شرع متین بیرون نگذاریم. و چون سررشته امور مذکوره در کف درایت علماى فرقه ناجیه اثنا عشریه که حافظان احکام و واقفان مدارک حلال و حرام‌اند، مى‌باشد، و شریعت و افادت و افاضت پناه، فضیلت و کمالات دستگاه، حقایق و معارف آگاه، جامع المعقول و المنقول، حاوى الفروع و الاصول، علّامى فهّامى مجتهد الزمانى، شمس الافاده و الافاضه والدین، مولانا محمد باقر مجلسى، مجتهد عصر و اعلم اهل زمان به کتاب و سنّت است و تتبع مدارک ادلّه شرعیه حسب الوضع و الطاقه نموده‌اند، لهذا منصب جلیل القدر عظیم الشأن شیخ الاسلامى دار السلطنه اصفهان و توابع و لواحق را که اعلى حضرت خاقان طوبى آشیان قدسى مکان، شاه باباام- انار اللّه برهانه- به او مفوّض فرموده بودند، و رقم مطاع در آن باب صادر نشده بود، به دستور حقایق معارف آگاه مذکور شفقت و مرحمت، و مقرر فرمودیم که پیوسته در سفر و حضر در رکاب ظفر انتصاب بوده باشد که در مسایل دینیّه و احکام ضروریه به او رجوع نموده، قضایاى عظیمه و دعاوى غامضه به او مرجوع سازیم که اموال و فروج و اغراض مؤمنان محفوظ گردیده، امور مذکوره در معرض تلف و تضییع نبوده باشد. بناء علیه، مى‌باید که شریعت و فضیلت پناه مومى الیه، در امر به معروف و نهى از منکرات و اجراى احکام شرعیه و سنن ملّیه و منع و زجر جماعت مبتدعه و فسقه و اخذ اخماس و زکوات و حق اللّه از جماعتى که مماطله نمایند، و رساندن آن به مستحقین و مستحقات، و تنسیق مساجد و مدارس و معابد و بقاع الخیرات و ایقاع عقود و طلاق و مناکحات و سایر امور که به شیخ الاسلامان متعلق و مرجوع است، و قلع و قمع بدع و احقاق حقوق مسلمانان و رفع ظلم ظالمان و قطع ید ارباب عدوان و بذل و جهد نمودن در تحصیل دعاى خیر جهت ذات اقدس نواب کامیاب همایون ما کوتاهى ننماید؛ و رعایت‌ احدى را مانع اجراى احکام دینیه نگرداند؛ و هر گاه احدى از مدرّسین که به موجب ارقام و احکام مطاعه معین گشته‌اند، متفرق و فرقدان سایى کردند و یا تغییر یابند، در عوض ایشان، هر یک از علما و طلبه علوم را بدان مناسب داند، به موقف عرض رساند که تدریس او را به مشارالیه تفویض نماییم. صدور عظام و دیوانیان کرام و قضّات اسلام و سایر اهالى شرع انور و حکام عرف، هر گونه حکم شرعى که افادت و افاضت پناه، بناى تنفیذ و امضاى آن نموده، موقوف بر تجویز دیگران ندارند و امرى را که مجتهد الزمانى مشارالیه متوجه تحقیق و تشخیص آن شده باشد، در آن مدخلى و قضیه‌اى که نزد او فیصله یافته باشد به دیگرى مرافعه ننمایند و مرتبه دیگر متوجه تحقیق آن نگردند. سادات و نقباى عظام و حکام ذوى الاحترام و وزراء و کلانتران و اکابر و اهالى و ملک التجار و صواحب و اعیان و ارباب حرفه و جماعت دهاقین و اصحاب زراعت از خواص و عوام و صادرین و واردین و جمهور متوطّنین دار السلطنه اصفهان و توابع، شریعت و افادت پناه مشارالیه را شیخ الاسلام بالاستقلال و الانفراد دانسته، اوامر و نواهى او را مطیع و منقاد باشند و حکام و وزراء و کلانتران به جهت فیصل قضایا و مهمّات شرعیه که روى دهد، به محکمه او حاضر شده؛ تعظیما للشرع الاقدس، گماشتگان او را به مجلس خود طلب ندارند و لوازم اعزاز و احترام به جاى آرند. در این باب قدغن دانسته در عهده شناسند و هر ساله رقم مجدد طلب ندارند. شهر ذى حجه الحرام سنه ۱۱۰۶٫» (جعفریان : ۱۳۷۹: ج‌1: 234)
هر چند اقداماتی که شاه سلطان حسین صفوی در ابتدای دوران حکومتش بسیار خوب و مأثر بود ولی کم کم در اثر سعایت خواجه سرایان حرم و صوفیان، کم کم فرامین وی به فراموشی سپرده شد و خود شخصیت شاه سلطان حسین صفوی نیز به منکرات می پرداخت و از تعالیم علامه مجلسی دوری می جست ولی همواره مقام وی را مورد احترام قرار می داد و از برخی تذکرات وی بهره می جست.
علامه مجلسی ازاین فضای ایجاد شده در دربار صفوی برای خود نهایت بهره برداری را برای گسترش آیین تشیع انجام داد به گونه ای که در برخی از منابع وی را یک عالم شیعی متعصب نام برده اند. ولی اگر به واقع بخواهیم بنگریم، وی نه تنها متعصب نبوده بلکه نسبت به بی اعتنایی که دربار و رجال کشوری نسبت به آیین و احکام تشیع داشتند وی موضع مناسبی را اتخاذ کرده بود و توانست در آن زمان احکام و آیین تشیع را حفظ و اجرا کند. از جمله مواردی که در مورد ایشان بیان شده آن بوده که وی نسبت به اهل سنت سخت گیر بوده است و برخی علت شورش محمود افغان را همین امر دانسته اند که این امر نیز زیاد نمی تواند صحیح باشد به گونه ای که در منابع آمده است : « اگر چه مثل پدر در گردآورى احادیث شیعه زحمت مى‌کشید، بسیار متعصب بود. وى با سنى‌ها سخت مخالفت و عداوت مى‌ورزید و چنان که گفته‌اند در حدود هفتاد هزار نفر از آنها را به آیین تشیع در آورد.» (لارنس لاکهارت‌ :1383: 62) که این امر خود بیانگر اقدامات مهم علامه مجلسی و روش تبلیغی وی بوده است. هر چند نویسنده این مطالب دلیل این امر را تألیفات علامه می داند ولی در ادامه اشاره می کند که برخی نیز به اجبار تن به این امر داده اند (همان) ولی برای این صحبت خود مستندی ذکر نکرده است.
لارنس لاکهارت‌ در ادامه مطالب فوق علامه مجلسی و پیروانش را متعصبینی می نامد که زردشتیان را مورد آزار قرار داده اند « محمد باقر مجلسى‌ و محمد حسین و اطرافیان آنها نسبت به زردشتى‌ها در ایران با خشونت رفتار مى‌کردند. در زمان پادشاهان سابق صفوى، این مردم بدبخت زجر و آزارها دیده بودند، و لیکن تعقیب و مجازات آنها در زمان شاه سلطان حسین تشدید شد. این پادشاه بعد از جلوس به تخت سلطنت فرمانى به منظور مسلمان کردن اجبارى زردشتیان صادر نمود. در سال ۱۶۹۹ سراسقف آنقره (که سابقا از او نام بردیم) شاهد اجراى این فرمان مخصوصا در حسن آباد، یعنى قسمت زردشتى نشین اصفهان، بود و عده زیادى از زردشتى‌ها ناچار اسلام آوردند. آتشکده آنها ویران و به جاى آن مدرسه و مسجدى بر پا شد. ولى زردشتیان قبل از این عمل موفق شدند که از بى‌احترامى مسلمانان به آتش مقدس جلوگیرى کنند و آن را به کرمان ببرند، زیرا در آنجا درباره مذهب آنها کم‌تر سخت‌گیرى مى‌شد.» (لارنس لاکهارت‌ :1383: 63)
آن چه در این بیان به آن پرداخته شده آن است که این امر به فرمان شاه سلطان حسین صفوی اتفاق افتاده و دلیلی بر این که علامه مجلسی در این امر دخالت داشته بیان نمی کند. آنچه که این نویسندگان را بر آن داشته که چنین استدلال هایی انجام دهند، آن است که تمامی اقداماتی که رنگ و بوی شیعی گری داشته و از جانب شاه سلطان حسین صفوی صورت پذیرفته را به علمای این دوره و خصوصا علامه مجلسی نسبت داده اند در صورتی که این امر یک ذهنیت اشتباه است چرا که اگر شاه صفوی مرید حلقه به گوش علامه بود نباید اوضاع دربارش چنین افتضاح باشد و اصول اولیه اسلامی زیر پا گذاشته شود.
نتیجه :
حکومت صفوی با دخالت دادن علمای شیعی در ارکان حکومت، زمینه را برای ایجاد تحولات اعتقادی مهمی در راستای گسترش آیین تشیع دوازده امامی فراهم آورد به گونه ای که نه تنها اصفهان در آن دوره پایگاه شیعیان بود بلکه این آیین به همت علما و مکتب علمی تشیع که در اصفهان شکل گرفته بود و بزرگانی همچون شیخ بهایی، میر داماد، میر فندرسکی، مولی محمد تفی مجلسی آن را پایه ریزی کردند به رشد خود ادامه داد و توانست شاگردان متععدی را تربیت نماید که هر کدام مروج این آیین در منطقه ای گردیدند.
محمد باقر مجلسی معروف به مجلسی دوم و صاحب کتاب گرانقدر بحار الأنوار، از جمله علمایی بود که در این مکتب پرورش یافت و از محضر اساتیدی همچون پدرش استفاده برد و توانست زعامت دینی جهان تشیع را در اواخر دوران صفوی عهده دار گردد. از طرفی توجه شاهان صفوی به این مجتهدان، باعث گردید که منصب شیخ الإسلامی حکومت صفوی در زمان شاه سلیمان به نام ایشان بخورد و شاه سلطان حسین نیز در زمان به حکومت رسیدن این منصب را تأیید کردند و همچون ادوار دیگر صفوی، بار دیگر عالمی مجتهد منصب حکومتی می گیرد.
علامه محمد باقر مجلسی نیز از این فرصت ایجاد شده نهایت بهره برداری را نمود و بر خلاف تصور برخی از نویسندگان داخلی و خارجی که ایشان را به تعصب مذهبی و آزار و اذیت پیروان سایر فرق اسلامی و ادیان مختلف متهم می کنند، توانست با تألیفات و دستورات لازم زمینه گسترش مذهب شیعه را فراهم آورد و افراد بسیاری را به مذهب تشیع رهنمون سازد و اگر نبود بی کفایتی شاه صفوی و سعایت درباریان، شاید زحمات ایشان ثمرات بیشتری می داشت و سرنوشت حکومت صفوی به آن گونه ختم نمی شد.
منابع و مأخذ:
جعفریان، رسول، ۱۳۷۹، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، جلد۱تا۳، تهران، پژوهشکده حوزه دانشگاه تهران.
خاتون آبادی، سید عبدالحسین الحسینی، ۱۳۵۲، وقایع السنین و الاعوام‌، مصحح محمد باقر بهبودی، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
لارنس لاکهارت (۱۳۸۳)؛ انقراض سلسله صفویه‌؛ ترجمه: اسماعیل دولتشاهى، چاپ سوم، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى‌
نوایى، عبد الحسین ( ۱۳۸۳) ؛ اسناد و مکاتبات سیاسى ایران، از سال ۱۱۰۵ تا ۱۱۳۵ ق. همراه با یادداشتهاى تفصیلى‌ تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‌
وحید قزوینى ، ‌میرزا محمد طاهر (۱۳۸۳)؛ تاریخ جهان‌آراى عباسى‌ ، محقق و مصحح: سید سعید میر محمد صادق‌؛ تهران‌: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى‌
هنرفر، لطف الله‌، ۱۳۸۶، اصفهان‌، تهران‌، شرکت انتشارات علمی فرهنگی‌.

 



لینک منبع

اشتراک گذاری مطلب

انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.